به‌بهانه‌ی درگذشت صاحب کتاب‌فروشی "کاوه‌ و یادِ چند کتاب‌فروش رشت؛

یار ِ یارِ  مهربان ابدی شد

علیرضا پنجه‌ای

شاعر و روزنامه نگار

شعبان فرحمند که سال‌های نوجوانی و تازه‌جوانی‌ام _ از آن‌جا که منزل‌ استیجاری ما واقع در کوچه چهرزاد، کوی خمیران زاهدان رشت بود _ مشتری کتاب‌فروشی کوچک‌شان در حاشیه‌ی پل عراق بودم، سرانجام در پی عارضه‌ی نخاعی با قریب به ۹۰ سال عمر،  به آرامش ابدی رسید.

خاطره‌ی نخستین کتاب شعرم “سوگ پاییزی”  در  پشت ویترین کتاب‌فروشی کاوه _که بعدها نام نوه‌ی پسر بزرگش شد  را به‌خاطر دارم _ نیز آشنایی‌ام با  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که  چه اثری در شکل‌گیری شخصیت ادبی‌ام داشت.

در پی این آشنایی‌: خواندن”ماهی سیاه کوچولو” ، “افسانه‌های آذربایجان”، “الدوز و کلاغ‌ها”، “تلخون”، “بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری” آثار صمد بهرنگی، آثار شاملو، برتولت برشت، ناظم حکمت، داستان “پخمه”ی عزیز نسین و کتاب‌های پیش از انقلاب و سه سال بعد از انقلاب.  حتی خواندن کتاب‌های مشترک انتشارات یاشار و کتابِ کاوه را تا تعطیلی ناگزیر کتاب‌فروشی  و معضلاتی که بار مضاعفی بر دوش پیرمرد نهاد. عصرها نوعروسش می‌آمد و درِ گوشی با پدر همسرش از ملاقات با همسرش می‌گفت.

باری بهمن ماه یک خاطره‌ی دیگر  از این شهر را با خود  زیر خاک برد. پیرمردی را  که مشقات بسیار کشید. او را  که از راه اجاره‌ی چند چشمه اتاق‌ نمدار خانه‌‌اش واقع  در حریم رودخانه، مخارج طاقت‌فرسای عائله‌ی سنگینش را  بر دوش کشید و  مضافا بر آن ، بار سنگین هزینه‌ی رفت و آمد تا  زندان  را  برای دیدن پسر بزرگش که مربی نقاشی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. همو را  که پس از  آزادی توسط مردم انقلابی، بر شانه‌های  کسی که بعدها   شهید قلی‌پور نامیدندش با سلام و صلوات به رشت آورده شده بود.

پیرمرد ابتدا با خیاطی و  از راه تعمیر و رفوی لباس‌های سربازان و افسران نیروی دریایی روزگار  می‌گذراند. او جز بار سهمگین زندانی سیاسی شدن پسر بزرگش، و رنج‌های مبتلابه،  همین امسال شاهد مرگ نا‌به‌هنگام پسر دومش هادی بود و چه سخت به‌سر آمد ماه‌های آخر عمرش. گویی رنج از همان جوانی که او را از  روستایی در خلخال به رشت کشانده بود، هم‌ذاتش شده بود.  او که قریب سه دهه پیش همسرش را نیز از دست داده بود، انگار هرگز از زندگی نخواست تا  روی خوش نشانش دهد.

باری روشنفکران نسل پیش از ما و ما   خاطرات تلخ و شیرین بسیاری با او دارند. نسل ما ، نسلی که  با عضویت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شخصیت  فرهنگی‌شان شکل گرفت و بعضا مشتری خرید  کتاب  نسیه‌ از کتاب‌فروشی کاوه بود و با کتاب‌فروشی نصرت و طاعتی  هم خاطره کم نداشت و ندارد. با مرگ او یاد ِ نامایاد عبدالعلی طاعتی افتادیم ، همو که “نخستین نغمه‌ها”ی سایه  را منتشر کرده  و برایش مقدمه هم نوشت؛  اگرچه  ما در کتاب‌فروشی و انتشارات بیشتر با فریدون و فرهاد طاعتی مراوده داشتیم  و نامایاد نصرت شهرابی،  مَردِ شوخ و نازنینی که او نیز مشقات طاقت‌فرسایی از ناحیه‌ی پسر خود در  مبارزه‌  با رژیم ستمشاهی متحمل شده بود. باری ناصر پسر نامایاد نصرت  اکنون نیز پیرانه‌سر چراغ کتاب‌فروشی نصرت را روشن نگه داشته است، همو  با نوآوری‌هایش به‌ویژه در  دهه‌ی چهل ، پنجاه و شصت و  معرفی کتاب و مجلات هنری_ادبی و شخصیت‌های هنری و ادبی ویترین کتاب نصرت  را به مطبوعات مطرح کشور  کشانده بود . کتاب‌فروشی‌ای که  گاه صدها جلد از کتاب‌ها و نشریات ما را با معرفی و تبلیغات منحصر می‌فروخت. به روح نامایاد شعبان فرحمند درود می‌فرستم که مسبب  ادای دین  به‌تعویق افتاده‌ام  شد.  به‌یاد دارم پس از  واقعه‌ی تاراج کتاب‌ها پیرمرد دچار چکنم چکنم‌های تامین زندگی شد. پس از مدتی،  از میان چند دفترحساب و کتاب،   تنها دفتری که صاحب این قلم  ۶۰ ریال بدهکارش بود را  پس  آورده بودند و من چون  با پسرش مهدی دوست بودم_ و بعدها با سایر فرزندانش_، از‌این‌رو گاه با نامایاد فرحمند در فروش کتاب همکاری می‌کردم ، به همین بهانه هم در پاسخ به این‌که گاه طعنه‌ای از سر شوخ‌طبعی می‌زد و می‌گفت  چه فرقی کرد برای ما  پس‌آوردن دفتر بدهکاران؟  شماها  که  پول بده نیستید، و من هم در پاسخش قاه قاهی می‌زدم و  می‌گفتم  ما که اجرت شاگردی‌مان بیش‌تر از بدهکاری‌مان است. و او بلادرنگ  دست می‌کرد در جیب جلیقه‌اش و سکه‌ای می‌گذاشت کف دستمان و بعد تو خودمان می‌خندیدیم. باید تصریح‌کنم که  روزگار اگرچه هرگز  به او روی خوش نشان نداد اما معنویت  هم هیچ‌گاه از او رخت بر نبست. باری پیرمرد در برزخی‌ترین ایام زندگی‌اش جز به انسان و انسانیت نه‌اندیشید و همواره  زیستی اخلاق‌مدار داشت.و کتاب‌فروشی‌اش پاتوق همه‌ی نحله‌های کتاب‌خوان.

او سرانجام در بزنگاهی  که ارزش‌های انسانی تحت هر  لوایی به‌هیچ انگاشته می‌شود، پنجشنبه پنجم بهمن ۹۶ دیده از جهان فرو بست.

***

شایان ذکر آن‌که:مراسم ترحیم آن زنده یاد سه شنبه دهم بهمن ساعت ۱۵ تا ۱۷ در مدرسه مژدهی خیابان مطهری رشت منعقد می‌شود.

(۰)(۰)



کد مطلب: 166546
تاریخ: ۷ بهمن ۱۳۹۶

۱) نظراتی که موجب توهین، هتاکی و افترا نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی است منتشر نخواهد شد.
۲) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید.
ابراهیم کارگرنژاد

برای پنجه ای خوب
درود
گاهی یک یاد آوری تلنگُریست ......دراین سرایی که کسی به قدر شناسی نگاهی ندارد .
نوشتن درمورد مانا یاد فرحمند خود ارزشمند است .

درود علیرضا جان .

(۰)(۰)

پاسخ

حسین محمدی

نوشته بسیار زیبایی بود ... ضمن آنکه لذت بردم غم عمیقی در من ایجاد شد که چه حیف از این که این عزیزان و حامیان کتاب از میان ما رفتند
تشکر آقای پنجه ای عزیز

(۰)(۰)

پاسخ

گزارش تصویری

گزارش تصویری آغاز به کار دومین نمایشگاه عکس گروه «زی» در رشت

گیل نگاه/پویا بصیری: نمایشگاه عکس گروه عکاسی «زی» با عنوان «روایت دوم: بی چرا زندگانیم» عصر امروز در نگار خانه الهی رشت آغاز به کار کرد. پایگاه خبری و تحلیلی گیل نگاه حامی رسانه ای این نمایشگاه است.…

گزارش تصویری تودیع و معارفه بخشدار رحیم آباد رودسر

گیل نگاه/علی عزتی: مراسم تودیع و معارفه بخشدار رحیم آباد رودسر عصر امروز در سالن همایش کتابخانه عمومی این بخش برگزار شد. در این مراسم که با حضور علی اصغرجمشید نژاد معاون سیاسی استاندار گیلان و جمعی از…

گزارش تصویری جشن نوروزبل ۱۵۹۲ در دیلمان

گیل نگاه/ احسان حسن پور: سومین دوره جشن نوروزبل دیلمی، همزمان با آغاز سال 1592 دیلمی در دهستان آسیابر بخش دیلمان شهرستان سیاهکل برگزار شد.