عاقبت دردناک زندگی زنی که با اجبار پدر در ۱۲ سالگی به عقد مرد ۴۸ ساله درآمد؛

برای زجردادن شوهرم، با یک پسر رابطه برقرار کردم

گیل نگاه: برای زجر دادن همسرم با دوست برادرم طرح دوستی ریختم. او هم که اطلاعی از وضعیت زندگی من نداشت با من همراه شد. این در حالی بود که من صاحب یک دختر و پسر نیز شده بودم.
به گزارش روزنامه ایران، زن جوان در حالی که بیان می کرد هیچ وقت راهنمای درستی نداشتم و به همین دلیل زندگی ام متلاشی شد، ماجرای زندگی خود را به کارشناس و مشاور اجتماعی کلانتری شهرک ناجای مشهد توضیح داد.

وی گفت: ۱۰ساله بودم که پدرم کیف مدرسه ام را به گوشه اتاق پرت کرد و دیگر اجازه تحصیل به من نداد. او معتقد بود دختر نیازی به درس خواندن ندارد و باید راه و رسم شوهرداری و خانه داری را بیاموزد.

او می گفت دختر تا اندازه ای که بتواند بخواند و بنویسد باید تحصیل کند تا سیاه و سفید را از یکدیگر تشخیص بدهد. او با همین تفکر مانع از ادامه تحصیل دیگر خواهرانم شد چرا که معتقد بود دختر باید با چشم و گوش بسته ازدواج کند این گونه بود که من هم مانند دیگر خواهرانم در کلاس پنجم ابتدایی ترک تحصیل کردم و مشغول خانه داری شدم. این درحالی بود که مادرم نیز در برابر تفکرات پدرم همواره سر تعظیم فرود می آورد و هیچ گاه بر خلاف نظر او سخنی بر زبان نمی راند.

او هیچ وقت اجازه نمی داد به تنهایی بیرون از منزل برویم یا با افراد دیگری رفت و آمد کنیم خلاصه دو سال بعد از آن که درس و مدرسه را رها کردم (در سن ۱۲سالگی)مرد ۴۸ ساله ای به نام «قربان محمد» مرا از پدرم خواستگاری کرد. من زمانی در جریان موضوع قرار گرفتم که آن ها تاریخ مراسم عقد را نیز مشخص کرده بودند. مادرم می گفت «قربان محمد» شوهر خوبی است و تو را از مال دنیا بی نیاز می کند. مدتی بعد فهمیدم پدرم ۶۰۰ هزار تومان به عنوان شیربها از قربان محمد گرفته و من قربانی مادیات زندگی شده ام.

با همان تصورات کودکانه تصمیم گرفتم قبل از جاری شدن خطبه عقد از خانه فرار کنم اما پدرم متوجه موضوع شد و بعد از زدن کتک مفصلی، مرا با چشمان اشک بار پای سفره عقد نشاند.
چند ماه بعد زمانی فهمیدم همسرم دو زن دیگر هم دارد که باردار شده بودم و چاره ای جز سکوت نداشتم با این وجود نفرت عجیبی از «قربان محمد» در سینه ام موج می زد و در پی فرصتی برای گرفتن انتقام از او بودم. در آن روزها راهنمای درستی نداشتم و از مراکز مشاوره در کلانتری هم چیزی نمی دانستم.

این بود که برای زجر دادن همسرم با دوست برادرم طرح دوستی ریختم. او هم که اطلاعی از وضعیت زندگی من نداشت با من همراه شد. این در حالی بود که من صاحب یک دختر و پسر نیز شده بودم.

در این میان، روزی با «نوید» طوری قرار ملاقات گذاشتم تا در دید شوهرم قرار بگیرم و او به همین خاطر مرا طلاق بدهد ولی وقتی همسرم در کنار مغازه اش من و نوید را با یکدیگر دید، در حالی که کتکم می زد مرا تحویل پلیس داد.

من هم به رابطه ام با نوید اعتراف کردم و برای مدت کوتاهی زندانی شدم. از آن روز به بعد خانواده ام مرا ترک کردند و همسرم نیز اجازه دیدن فرزندانم را نداد.

(۰)(۰)


کد مطلب: 170950
تاریخ: ۲ اسفند ۱۳۹۶

۱) نظراتی که موجب توهین، هتاکی و افترا نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی است منتشر نخواهد شد.
۲) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید.
جواد

می خواهید این گونه خبرها دیگر منتشر نشود و جامعه ای سالم باقلبی سلیم داشته باشیم؟
فرهنگ لیبرالی و اقتصاد لیبرالی بایستی از فرهنگ و اقتصاد کشور زدوده و پاک شود.

(۰)(۰)

پاسخ

گزارش تصویری

گزارش تصویری کارگاه آشنایی با سواد مالی در رشت

گیل نگاه/پویا بصیری: کارگاه آموزش سواد مالی ویژه جوانان صبح امروز با مشارکت معاونت جوانان وزارت ورزش و جوانان و استانداری گیلان در مرکز اموزش و توسعه سازمان مدیریت و برنامه ریزی گیلان برگزار شد.      …

گزارش تصویری اجرای تئاتر شازده کوچولو در مجموعه خاتم الانبیاء رشت

گیل نگاه/مائده سیدی: تئاتر شازده کوچولو  عصر امروز در سالن وارش خاتم الانبیاء رشت اجرا شد.                            

گزارش تصویری اختتامیه مرحله منطقه ای مناظره دانشجویان ایران با قهرمانی نماینده گیلان

گیل نگاه/مائده سیدی: مراسم اختتامیه مرحله منطقه ای هفتمین دوره مسابقات ملی مناظره دانشجویان استان گیلان (منطقه شمال و شمال غرب کشور) با حضور رییس سازمان دانشجویان کشور، رییس دانشگاه پیام نور گیلان، رییس جهاد دانشگاهی گیلان، مشاور…