گفت‌و‌گوی گیل نگاه با حافظ ناظری:

رشت پایتخت عشق و فرهنگ است/آواز باید در شکل جدیدتری به جوان امروزی ارائه شود

گیل نگاه/ سارا قنبرنیا: پنجشنبه شب، هشتم بهمن ماه و بعد از اولین برف زمستانی، «ناگفته» در میان استقبال پر شور مردم به رشت آمد، آن هم در حالیکه سرمای سالن کارگران چیزی کم از سرمای یک شب زمستانی نداشت اما گرمای صدای شوالیه موسیقی ایران و پسرش حافظ ناظری، به دل های مردم هنردوست رشت گرما بخشید.(گزارش تصویری کنسرت)

یک روز بعد از اجرای پر شور و حرارت «ناگفته»، حافظ ناظری به گفت‌و‌گو با گیل نگاه نشست و از علاقه اش به رشت، جایگاه موسیقی سنتی ایران و برنامه هایی که برای آن دارد صحبت کرد.

 

تجربه اجرای کنسرت در رشت چطور بود؟

استقبال مردم برای من جالب و دور از انتظار بود. من سال‌ها خارج از ایران  زندگی می‌کردم،  در این مدت بارها از عشق و علاقه مردم شهر به فرهنگ و هنر شنیده بودم اما با این وجود تصور این همه استقبال و محبت را از مردم نجیب این شهر نداشتم، این شور و عشقی که از مردم به گروه «ناگفته» منتقل شد باعث  گشت که عشق مضاعفی را به این شهر و مردمش  پیدا کنم.

 

 با این اوصاف این استقبال از طرف مردم می‌تواند باعث تکرار کنسرت‌هایتان در رشت باشد ؟

قطعا. البته باید به فکر برنامه‌های اصولی باشیم تا شرمنده عشق مردم نشویم. طبیعی است که نمی‌شود انتظار داشت سالنی درجه یک با هزینه های زیاد در یک شهرستان ساخته شود اما حداقلش این است که یک سری امکانات متوسط وجود داشته باشد تا مردم راحت باشند.  به طور مثال در شب گذشته به دلیل نبود سیستم گرمایشی در سالن من روی سن از سرما می لرزیدم و استاد هم مجبور شد که با پالتو آواز بخواند، نوازنده‌ها هم همین وضعیت را داشتند اما به عشق مردم شرایط را تحمل کردند و همه تلاش‌شان را به کار بستند تا بهترین را به مردم ارائه دهند، اما با وجود شرایط دشواری که روی استیج داشتیم من مدام به فکر مردم بودم چون در کنسرت، ما میزبان آنهاییم و در قبال آنها مسوول هستیم. در حالی‌که بعد از اجرا مردم آمدند و به خاطر شرایط سالن از ما عذرخواهی کردند، این عشق را هیچ جای دنیا نمی شود دید.

 

«ناگفته» کمی با کارهای قدیمی‌تر پدرتان تفاوت دارد، با در نظر گرفتن این تغییر فضای کاری، وضعیت موسیقی سنتی ایران را در حال حاضر چطور می بینید؟

من فکر می کنم ما از نظر بنیادی مشکلات بزرگی داریم که اگر فکری برایشان نشود یک دهه دیگر خطر از بین رفتن موسیقی اصیل، به طور جدی وجود خواهد داشت. موسیقی ما، موسیقی سینه به سینه است، یعنی از نسلی به نسل بعد منتقل می شود. «بداهه خوانی» یکی از پایه های موسیقی سنتی ما است، شما در حال حاضر در چند کنسرت بداهه خوانی می شنوید؟ الان همه می خواهند با آهنگ های شش و هشت مردم را سرگرم کنند.

در یک جامعه سالم، این دو نوع موسیقی در کنار هم وجود دارد. مثل موسیقی هند که نزدیک ترین موسیقی به ما است و در کنار بداهه نوازی های سه ساعته در اجراها، موسیقی بالیوود هم وجود دارد.

در بخش مثنوی خوانی من و استاد ناظری هم تلاشمان را به کار بستیم تا همه چیز به شکل بداهه روی صحنه شکل بگیرد، هدف این بود که نشان دهیم در کنار یک موسیقی کاملا مدرن، می شود سنت موسیقی خودمان را هم داشته باشیم و بدون هیچ هماهنگی، شروع به خواندن کردیم.  .

 

پس فکر می کنید دغدغه حفظ موسیقی سنتی در هنرمندان ما از بین رفته و به همین دلیل شاید علاقه و حوصله مردم برای شنیدن بداهه خوانی هم کمتر شده است؟

برای اینکه آوازی به مردم ارائه شود که حوصله شان سر نرود، باید از راه درست آن وارد شد. سنت، در خون مردم ماست و امکان ندارد حوصله مردم از آن سر برود، مگر اینکه متناسب با زمان حرکت نکند و درست ارایه نشود. در آلبوم «ناگفته» شما ٢٠ دقیقه تحریر می شنوید بدون اینکه کلمه ای شعر خوانده شود، یعنی آواز باید در شکل جدیدتری به جوان  امروزی ارائه شود.  همانطور که دیشب من و پدرم ١٦ دقیقه بداهه خواندیم و آخرش همه بلند شدند و تشویقمان کردند. این موضوع در شبکه های مجازی هم بازخوردهای خیلی خوبی داشت. من نمی گویم کار ما کاملا درست بود، فقط در حد توان خودمان آن را در قالب جدید تری ارایه کردیم.

 

 دلیل ابداع ساز «حافظ» توسط شما، جبران کمبودها در موسیقی ایران بود یا می خواستید چیز جدیدی به آن اضافه کنید؟

البته من در حدی نیستم که به فکر کمبود های موسیقی باشم اما سه تار که شاید برای دیگران یک ساز کامل باشد، برای من محدودیت هایی داشت که خواستم برطرف شان کنم. سازهای موسیقی کلاسیک طی هزار سال تکامل پیدا کردند؛ مثل ویولن که در قرن هشتم فقط دو سیم داشته و بزرگتر بوده ولی متاسفانه برای موسیقی ما این اتفاق نیفتاد و همه چیز مثل گذشته است. در کنسرت های ما می بینید که زمان زیادی صرف کوک کردن ساز ها می شود در حالیکه «حافظ» به راحتی کوک می شود. یا مثالی درباره سه تار وجود دارد که می گوید «سه تار برای یک نفر زیاد و برای دو نفر کم است» و بیشتر صداهای زیر را پوشش می دهد اما با اضافه کردن دو سیم، حجم صدای آن بیشتر شده است و می توانید با آن هارمونی اجرا کنید. اینها محدویت هایی بود که برای من وجود داشت و در حد توان خودم سعی کردم برطرف شان کنم.

 

به عنوان صحبت آخر از برنامه های آینده تان در گیلان بگویید.

ما قرار است با توجه به میزان استقبال از این کنسرت و علاقهای که مردم به اجرای ما نشان دادند برنامه ریزی های خوبی برای گیلان داشته باشیم. لازم است بگویم که در بهار ٩٥، به خاطر آن دسته از هنردوستان گیلانی که موفق به تهیه بلیط این اجرا نشدند، کنسرت مجددی توسط موسسه پویندگان تدبیر و امید در رشت برگزار می کنیم. خیلی خوب است به عنوان یک رسانه، به میزان استقبال مردم و همچنین امکانات و زیرساخت‌های موسیقی رشت بپردازید تا مسوولین با توجه به این میزان علاقه، به فکر برطرف کردن کاستی ها باشند تا ما هم شرمنده مردم نباشیم.

 

(۰)(۰)



کد مطلب: 26843
تاریخ: ۱۱ بهمن ۱۳۹۴

۱) نظراتی که موجب توهین، هتاکی و افترا نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی است منتشر نخواهد شد.
۲) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید.

گزارش تصویری

گزارش تصویری پانزدهمین دوره مسابقات بین‌المللی شطرنج جام خزر

گیل نگاه/رضا احمدپور: پانزدهمین دوره مسابقات بین‌المللی شطرنج جام خزر از عصر روز گذشته با حضور شطرنج‌بازان و اساتید کشورهای خارجی و ایران آغاز و تا هشتم بهمن ماه جاری در مجموعه ورزشی یادگار امام(ره) رشت ادامه دارد. در این مسابقات 810…

شب «رنگ و شعر» محمد تقی مرتاض هجری به روایت تصویر

گیل نگاه/مهدیه عطایی: آیین نکوداشت محمدتقی (احمد) مرتاض هجری نقاش، طراح و منتقد هنری با حضور جمعی از فرهیختگان استان به ابتکار کانون فرهنگ فرهت فومن در این شهر برگزار شد. (گزارش مشروح را اینجا بخوانید) نکوداشت این…

گزارش تصویری کنسرت گروه «کوبار» در رشت

گیل نگاه/ مهدیه عطایی: کنسرت موسیقی فولکلور گیلان توسط گروه موسیقی «کوبار» از ساعت 19 امشب (جمعه 1بهمن) در سالن شهید انصاری مجتمع فرهنگی خاتم الانبیا رشت برگزار شد. این کنسرت توسط آموزشگاه موسیقی گلشن و با همکاری اداره…