گفت و گو با مهسا ملاپور، بازیگر نقش ساحل در سریال «دنیای شیرین دریا»:

پوپك روح بزرگی داشت/چرا بعد از ۱۷ سال به سراغ «ساحل» آمده اید؟

اختصاصی/گیل نگاه، مرتضی سخایی:mortezasakhayi

مرض امتحان یعنی چی؟برای چی امتحان میگیرن؟سلف خر یعنی چی؟نذر چیه؟اصطلاح چیه؟مگه آدما شاخ در میارن؟

هیچ کس جواب درست و حسابی به سوالهایش نمی داد. برایش همه چیز، از همه جا سوال بود و سوال. سوالاتی ناتمام از ذهنی کنجکاو و جستجوگر، اما بچه گانه و کلافه کننده برای بزرگترها. کودکی حَرّاف و بازیگوش اما مودب، مطیع و مسئولیت پذیر. گاهی با حرفی بزرگتر از سنش موجب حیرت مخاطبان می شد و گاهی با نفهمیدن موضوعی پیش پا افتاده همگان را کلافه می کرد علی الخصوص “دریا” را که واقعاً خواهرش شده بود.

در ادامه نظرتان را به گفتگویی که با «مهسا ملاپور» بازیگر نقش «ساحل» در سریال نوستالژیک و خاطره انگیز “دنیای شیرین دریا” داشتم جلب می کنم:

 

۱۷ سال است خبری از شما در هیچ رسانه ای نیست. خیلی ها الان دیگر شما را نمی شناسند. خواهش می کنم برای اینکه مخاطبانتان با شما بیشتر آشنا شوند خودتان را ویژه تر معرفی کنید.

اول از همه از شما ممنونم بخاطر اینکه به یاد من بودید و سپاسگزارم بخاطر این مصاحبه. امیدوارم بتوانم همچنان لحظاتی خاطره انگیز را در دفتر خاطرات مخاطبانم ثبت کنم. من مهسا ملاپور هستم. لیسانس تکنولوژی هواپیما. متولد ۹ اردیبشت ۱۳۶۹، پدرم بازنشسته و مادرم خانه دار، دوبرادر بزرگتر از خودم دارم. عضو کوچک و ته تغاری! خانه. متاهل و ساکن تهران. در حال حاضر هم دوره بازیگری را نزد آقای بقایی که پدرانه به من کمک کردند گذرانده ام و قصد دارم انشا الله باز هم بصورت حرفه ای این هنر را ادامه بدهم. البته گاهی اوغات و از سر فرصت و ذوق، نقاشی رنگِ روغن كار می کنم و سر رشته كم و ناچیزی هم از سنتور دارم.

تکنولوژی هواپیما؟!

در واقع می توان گفت مكانیك هواپیما. محوریت اصلی این رشته ساختار بال، بدنه و موتور هواپیماست. البته علاقه شخصی من منجر به تحصیل در این رشته شد.

چطور شد برای بازی در”دنیای شیرین دریا” انتخاب شدید؟

آقای شمسایی نور پرداز و كارگردان تلویزیونی دنیای شیرین دریا که با ما رفت و آمد خانوادگی داشت مرا به آقای بقایی معرفی كردند و خود آقای بقایی قسمتی از متن را دادند كه بخوانم و بازی كنم. خوشبخاته پذیرفته شدم و مرا برای نقش “ساحل” انتخاب کردند.

ساحل را چقدر دوست داشتید و دارید؟

من در بچگی خیلی دوست داشتم هنرمند شوم. مثل نقاشی، موسیقی یا بازیگری. شاید ساحلِ بچگیهایم در ساختن مهسای الانم تأثیر زیادی داشته باشد. هم مهسا را دوست دارم هم ساحل را. اما مهسا برایم خیلی آشناتر است و دوستش دارم چون خودم هستم  و همیشه با من است.

ساحل چقدر شبیه مهسا بود ؟

ساحل یكی دوتا سوال كه نمی پرسید! با اینکه خیلی ها به ساحل جواب درست و حسابی نمی دادند اما هرچیزی توی هر قسمت برایش سوال بود. درواقع می توانم بگویم همه چیزش به غیر از سوال هایش و تا این حد كنجكاویش شبیه مهسا است.

شهرت در دوران بچگی چطور بود ؟ آیا توانستید خوب بچگی کنید ؟

در آن موقع من ۹ سالم بود و شهرت زیاد برایم معنایی نداشت. اما از اینكه هر كسی من را می دید و می شناخت خوشحال می شدم و برایم جذاب بود و کلّی ذوق میكردم. بله بچگی خوبی داشتم شهرت اصلاً مانع از این نشد که بچگی کنم. یادم میاید در آن زمان، هم كلاسیها و دوستانم از من می خواستند آنها را هم ببرم تا فیلم بازی كنند اما دست من كوتاه بود. می خواهم از همینجا اعلام کنم اگر در آن عالم بچگی از دستم ناراحت شدند من را ببخشند.

صادقانه بگویید در زمان بازیگری در دنیای شیرین دریا خودنمایی و خودبزرگ بینی مخصوصاً بین همکلاسیها،دوستان و بچه های فامیل داشتید یا خیر ؟

نمیدانم این را دیگران باید بگویند. اما اگر تعریف از خود نباشد همیشه خانواده به من یاد داده اند که خود بزرگ بین نباشم امیدوارم كه تا الان همین طور بوده باشم.

اولین سکانسی که بازی کردید چه بود ؟ سخت نبود ؟

با خانم غبیشاوی و آقای بشارتی نشسته بودیم و آقای بشارتی یا همان “عمو اسد” می خواست مادرمان را راضی كند که برادرم حامد برای تابستان برود مكانیكی کار کند. بله سخت بود و برای من پر از استرس كه خدا را شكر خوب سپری شد.

همان سکانسی که به خانم گلدره گفتید “خوب برو بزار اینا حرفشونو بزنن!! “؟

بله دقیقاً. البته با لهجه فارسی

011a

از حال و هوای لحظه هایی بگویید که با خانواده می نشستید و سریال را می دیدید. عکس العمل مامان، بابا یا برادرانتان چطور بود ؟

اوایل كه كار پخش می شد من هم مشغول بودم، زیاد وقت نداشتم كنار خانواده باشم تا سریال را  ببینم. اما وقتی پدر و مادرم تشویقم میكردند و ذوق كردنشان را از چشمهایشان می دیدم، می فهمیدم که خوب بازی کرده ام. یادم می آید قسمت “خاطره ای از پدر” دنیای شیرین دریا داشت پخش می شد که من هم كنار خانواده بودم. یك دفعه متوجه شدم پدرم دارد گریه میكند. این موضوع برایم خیلی ناراحت كننده بود. از طرفی دیگر خوشحال هم شده بودم كه خانواده ام با سریال و با “ساحل” ارتباط برقرار كردند و توانستند دركش كنند.

البته پدر بزرگوار و مهربانتان وقتی که با من هم در خصوص مصاحبه با شما  صحبت می کردند اشک در  چشمشان حلقه زده بود. مشخص است که خیلی شما را دوست دارند؟

بله. خیلی. پدرم بهترین پدر دنیاست و من هم عاشقانه دوستش دارم. پدرم برای من همیشه مثل یک اسطوره بوده است. ایشان خیلی هم احساساتی هستند و علاوه بر این دوست دارند من در كار بازیگری پیشرفت كنم. حتی تشویقم میكنند تا بازیگری را ادامه دهم.

نقش ” ساحل” را چطور نقد می کنید؟

ساحل دخترك كوچك خانواده كه خیلی كنجكاو بود و همه دوستش داشتند. دختركی ساده ، مطیع و مسئول که همه دنیایش و همه اتفاقاتی كه در اطرافش می افتاد برایش سوال بود. البته همیشه سوال های زیادش دیگران را كلافه میكرد و همه دوست داشتند از دستش فرار كنند.

در این سالهایی که بازیگری نکردید به چه کاری مشغول بودید ؟

بیشتر وقتم را با درس خواندن و کار کردن در یک شرکت وارداتی گذراندم. البته چند تئاتر هم کار کردم و در این اواخر هم در سریال “مهر طوبی” كه فكر می كنم در ایام فاطمیه نوروز ٩٤ از شبكه سه پخش شود  نقش كوچكی را ایفا کردم. درواقع ما در این سریال دو دوست هستیم كه برای تهیه جهیزیه یكی از دوستانمان به منزل طوبی خانم كه شخصیت اصلی داستان است میرویم.

دنیای شیرین دریا  از “شبکه شما”  یکبار دیگر هم بازپخش شد و این روزها هم از شبکه یک دوباره پخش می شود. اینبار بازخوردهای دوستان و آشنایان چطور بود؟

من متاسفانه فقط توانستم بعضی از قسمتها را ببینم. خوشبختانه این سریال جای خودش را در قلب و روح مخاطبان مخصوصاً دهه شصتیها باز کرده است. البته زمان زیادی از پخش سریال گذشته بود و همه ما بزرگ شده بودیم. خیلیها دیگر من را نمی شناختند ولی آنهایی که می دانستند من همان “ساحل” هستم باز هم مثل همیشه لطف و محبتشان را به من ابراز می کردند.

از حقوق و دستمزدتان در این سریال بگویید؟

موضوع حقوق و دستمزد برای من خیلی جذاب بود. وقتیکه حقوق گرفتم خیلی ذوق کردم و در رویاهای بچگی ام خودم را یک بازیگر پولدار تصور می کردم. مخصوصاً وقتی می دیدم همکلاسیها و هم سن و سالهایم هنوز از پدر و مادر خود پول تو جیبی می گیرند، این شوق و ذوق در من خیلی بیشتر می شد. راستش را بخواهید قند در دل من آب می شد. مبلغش خدا را شكر خوب و چشمگیر بود، همان موقع مامان و بابا با این پول برایم به اسم خودم در بانک حساب باز کردند. اینکه حساب بانکی هم به اسم من بود خیلی بیشتر و بیشتر من را شاد می کرد.

روز آخر و خدا حافظی عوامل سریال برایتان چطور گذشت؟

هنوزم یادش می افتم ناراحت می شوم. خیلی ناراحت كننده بود خیلی. خیلی گریه كردم. حالم خیلی بد بود. من خیلی به آنها وابسته شده بودم. فیلمبرداری تمام شد، سریال هم پخش شد. آخرین قسمت که پخش شد حس عجیب و غریبی داشتم فقط دعا میكردم یا زمان برگردد یا دوباره سریال ادامه داشته باشد. خانم مینا نوروزی مهربان به خاطر من، دو روز بیشتر ماند و بعد رفت. تا چند ماه اصلاَ حال خوشی نداشتم. با همه تلفنی حرف میزدم. حس دل تنگی عجیبی داشتم. بعد از سریال فقط دو سه بار از شبكه یك و یكبار هم از رادیو با من مصاحبه کردند و بعد دیگر همه چیز تمام شد. وقتی برای مصاحبه زنگ میزدند كه بروم تهران، خیلی ذوق می كردم كه دوباره می بینمشان. بعد از فیلم برداری هم اكثر عوامل میامدند پیشم. خانم نوروزی، خانم گلدره، آقای بقایی، صدابردار و فیلمبردار گروه تولید تا چند ماه بعد از فیلمبرداری به من سر می زدند.

یادم می آید یک بار آقای بقایی زنگ زد و گفت: قسمتی از صدای مهسا پاك شده و باید بیاید تهران تا نریشن ضبط كند. اینقدر خوشحال شدم كه نگو و نپرس. وقتی رسیدم تهران همه آمده بودند دیدنم. انگار دنیا را به من داده بودند. خیلی خوشحال بودم، اما وقتی بر می گشتم فقط دلخوش به تلفن ها بودم. دیگر از بازیگری خبری نبود و باید عادت میكردم به زندگی عادی. دنیاست دیگر کاری نمی شود کرد. نبودن در کنارشان من را خیلی اذیت کرد. آنها خیلی نسبت به من مهربان بودند و دوستم داشتند. دلیل این همه وابستگی هم مهربانی آنها بود .

اگر بخواهید یک نفر بعنوان دوست داشتنی ترین و یک نفر دیگر بعنوان جذابترین بازیگر در دنیای شیرین دریا معرفی کنید چه کسانی را نام می برید؟

همه شخصیت های دنیای شیرین دریا را دوست داشتم و دارم و برای من عزیز هستند. همه به من خیلی لطف داشتند. چقدر خوب شددكه بهانه ای شد یادی كنم از خانم پوپك گلدره عزیز و مهربان. شخصیت ایشان هم برای من جذاب بود و هم دوست داشتنی.

خبر تصادف خانم  گلدره را چطور شنیدید ؟ به مجلس ترحیمش رفتید ؟

“دریا” دلش دریایی بود. او دریا بود و من ساحل. مگر می شود که “ساحل” دریایی نداشته باشد. سر مزارش كلی با او حرف زدم، خاطره تعریف كردم، هنوزم كه هنوز است با او حرف میزنم. پوپك روح بزرگی داشت، واقعاً خواهرم شده بود. پوپک ساده بود و به من سادگی یاد داد. خیلی از من بزرگتر بود اما با من بچگی می كرد.  باهم می دویدیم، آواز می خواندیم، بازی میكردیم، داد می زدیم، می خندیدیم، یک وقتایی هم گریه میكردیم. روحش شاد. خواهر مهربان و بینوای من.

همیشه موقعی كه میخواستم سوار قلقلك بشوم چون كوچك بودم دچار مشكل میشدم. خیلی از این موقع ها پوپک کمکم می کرد.من خبر تصادفش را از تلویزیون شنیدم. چون امتحان داشتم مجلس ترحیمش نتوانستم بروم اما بعدش سر مزارش رفتم، یادم میاید امتحانم را هم خوب ندادم.

از شیطانیهایتان بگویید. شیطانیهای دخترانه که با فرماندهی و ریاست “دریا” انجام می شد؟

همیشه آقای بقایی بنده خدا از  بازی گوشیهای ما كلافه می شد. یکبار از درخت آویزان شدیم که تاب بخوریم. آقای بقایی به ما می گفت بچه ها شلوغ نکنید، می افتید، سکانس بعدی نوبت شماست، و لی گوش ما بدهکار این حرفها نبود که. آخر هم افتادیم و دستم زخمی شد ولی سکانس را هم گرفتیم. ایشان پدرانه با همه بازیگران رفتار می کردند. بسیار دلسوز و مهربان بودند. هر موقع عالی بازی میكردم برایم كلی جایزه می خرید. یعنی هر روز جایزه میخرید و به من می داد.

حمزه و امیر به شما حسودی نمی کردند ؟

نه برای آنها هم می خرید. ما همه با هم دوست بودیم.

 در این جایگاه فعلی خودتان هستید به چه کسانی مدیونید و دوست دارید از آنها تشکر کنید ؟

از پدر و مادرم و خانواده ام كه همیشه به من لطف دارند. همسرم و خانواده همسرم كه حامی من شدند و خیلی تشویقم كردند تا دوباره فعالیتم را شروع كنم. از آقای بقایی و از دوستانم كه دوستی واقعی خودشان را به من ثابت كردند. آقای مهرپرور و همسر محترمشان. از آقای ضرابی گریمور خوب سینما و  تلویزیون هم متشکرم که خیلی نسبت به من لطف داشتند.

009

هدف نهایی شما ؟

اول از همه اینکه بتوانم به معنای واقعی انسان خوبی باشم و از من راضی باشند و  دوم بتوانم بازیگر خوبی باشم و در این حرفه موفق شوم و سوم اینکه دوست دارم مخاطبانم بازی من را دوست داشته باشند. مثل “ساحل”. اما در پایان من بعنوان ساحلی که حالا ۲۵ ساله شده  می خواهم از شما سوالی بپرسم. شما می توانید فکر کنید من همان ساحل “دنیای شیرین دریا” هستم. می توانم بپرسم؟

خواهش می کنم بفرمایید.

چرا بعد از ۱۷ سال به سراغ “ساحل” آمده اید؟

اینبار به جای سوال، جواب دادم:

جای شما در مصاحبه با چهره های نوستالژیک و خاطره انگیز خیلی خالی بود. امیدوارم با این مصاحبه بتوانم مخاطبانم را ببرم به آن روزهای زیبا در سال ۱۳۷۷ که سریال پخش می شد.

 

(۰)(۰)



کد مطلب: 471
تاریخ: ۲۹ اسفند ۱۳۹۳

۱) نظراتی که موجب توهین، هتاکی و افترا نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی است منتشر نخواهد شد.
۲) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید.
زهرا

سلام خدمت مهسا جان از این که مصاحبه ایشونو خوندم خیلی خوشحال شدم چقدر بزدگ شدن یادش بخیر من عاشق این سریال بودم.

(۵)(۰)

پاسخ

گزارش تصویری
گزارش تصویری؛

ساعات پایانی مهلت نام‌نویسی انتخابات شورای شهر رشت

گیل نگاه/ پویا بازارگرد: در هفمین و آخرین روز ثبت نام داوطلبین پنجمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهرستان رشت، فرمانداری رشت روز  پرترافیک و شلوغی را پشت سر گذاشت. (گزارش تصویری)  اما آخرین ساعات زمان ثبت نام پنجمین دوره انتخابات شوراهای…

به روایت تصویر؛

آخرین روز ثبت نام داوطلبان انتخابات پنجمین دوره شورای شهر رشت

گیل نگاه/ پویا بازارگرد: در هفمین و آخرین روز ثبت نام داوطلبین پنجمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهرستان رشت، فرمانداری رشت روز پرترافیک و شلوغی را پشت سر گذاشت. ورزشکاران، چهره های سیاسی اصلاح طلب و برخی اعضای شورای چهارم…

گزارش تصویری؛

رونمایی از سرديس سرلشکر شهید حسین املاکی در لنگرود

گیل نگاه/آدینه صالح نژاد:مراسم رونمایی از سردیس سرلشکر شهید حسین املاکی صبح امروز 6 فرودین ماه در مزار شهدای گمنام واقع در پارک فجر لنگرود برگزار شد. در این مراسم علاوه بر خانواده‌ی شهید املاکی، محمدرضا محمدی معاون…