گفتگوی گیل نگاه با خالقان پرفورمنس «جادوی سکوت» در نگارخانه الهی:
۱۳۹۷/۰۲/۳۰ ۰۸:۱۱ چاپ

گیل نگاه / امیرحسین کریمی: جادوی سکوت، نام پروژه ای است که چند وقتی است کار خود را در نگارخانه الهی رشت آغاز کرده است. این پروژه که حاصل فعالیت گروهی از اساتید برجسته هنرهای تجسمی و تعدادی از جوانان فعال در هنر موسیقی است، تاکنون دو پرفورمنس را در رشت به اجرا رسانده است. اجراهایی که به گواه خالقان آن ها، هنوز تا رسیدن به معنای واقعی پرفورمنس فاصله زیادی دارند. در ادامه گفتگوی تعدادی از اعضای این گروه با گیل نگاه را مطالعه می کنید.

نگاه افراطی هنر را دچار سطحی زدگی می کند

آرمان صداقت، استاد برجسته نقاشی و هنرهای تجسمی اولین فردی است که با گیل نگاه به مصاحبه می نشیند. صداقت در توضیح حوزه فعالیت خود گفت: من تحصیلاتم را در رشته نقاشی به اتمام رساندم و حوزه ای که اکنون در آن مشغول فعالیت هستم در حوزه هنر جدید طبقه بندی می شود. او در توضیح پروژه «جادوی سکوت» گفت: در این اثر سعی شده تا خالق آثار از موسیقی تأثیر بپذیرد و فضاسازی کار به موسیقی درحال اجرا نزدیک باشد. صداقت در توضیح میزان دخیل بودن مخاطب در اجرای پرفورمنس گفت: در هر رشته هنری حضور هنرمند، بدون مخاطب اصلاً معنایی ندارد و نقاش در ابتدا باید اثری بسازد که خود او به عنوان اولین مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند. صداقت در توضیح این سؤال که چقدر پروژه جادوی سکوت را به سطح اعلای پرفورمنس نزدیک می داند، گفت: این یکی از اساسی ترین سوال هایی است که می تواند درباره هنر جدید پرسیده شود. این گونه اجراها چند سالی است که در رشت آغاز شده اند و طبیعتاً برای رسیدن به مفهوم پرفورمنس باید همچنان آزمون و خطا کنند. این نقاش باسابقه همچنین عنوان کرد: مجموعه مقالات و منابع درسی ما در زمینه هنر جدید بسیار اندک است و متاسفانه این موضوع در گسترش و فراگیری هنر جدید آسیبی مهم تلقی می شود. صداقت با تفکیک دو مفهوم "پرفورمنس" با "پرفورمنس آرت" ادامه داد: پرفورمنس آرت یک جنبش هنری است که در زمره هنرهای تجسمی جای می گیرد و این که برخی آن را نشات گرفته از هنرهای نمایشی می دانند از اساس غلط است. او ادامه داد: در پرفورمنس آرت وقایع در لحظه خلق می شوند و هیچگونه برنامه و طرحی پشت آن قرار ندارد اما پرفورمنس شبیه کار نوازندگان خیابانی، ارائه دهنده یک کار از پیش تعیین شده است. او در پایان اضافه کرد: در دهه نود با رشد رسانه ها مخاطب بیشتر با این نوع از هنر آشنا شد اما چیزی که از خلال این آشنایی گریبان هنرهای تجسمی را فراگرفت، نگاهی افراطی بود که این هنر را دچار سطحی زدگی می کرد. او افزود: این خطر وجود دارد که پشتوانه زیبایی شناسی برای خلق یک اثر از بین برود و هنرهای تجسمی را هرچه بیشتر به سمت سادگی و سطحی بودن نزدیک کند و عملاً هنر تبدیل به یک شو یا نمایش شود.

هدف ما رسیدن به یک اجرای مطلوب ناخواسته است

مهران ویسی، عضو هیات علمی دانشگاه گیلان یکی دیگر از هنرمندان فعال در پروژه جادوی سکوت است. او درباره پروژه «جادوی سکوت» گفت: طرح ورک شاپ از سوی خانم نادره حکیم اللهی و آقای علی سرلک به بنده داده شد و من پس از بررسی کار قبول کردم که در این پروژه حضور داشته باشم. ویسی ادامه داد: ما تلاش کردیم تا در اجرای پروژه جادوی سکوت هیچگونه پیش زمینه ذهنی ای نداشته باشیم و اثر در لحظه، با اقتباس از جو محل اجرا خلق شود. ویسی در پاسخ سوالی مبنی بر آزادی مخاطب در حین اجرا گفت: پروژه جادوی سکوت بیشتر یک ورک شاپ است و مخاطب به دلیل کمبود فضا چندان در اثر دخالت نداشت و ما نمی توانستیم از مخاطب بازخورد خاصی دریافت کنیم. استاد دانشگاه گیلان همچنین ادامه داد: اگر ما می خواهیم هرچه بیشتر به مفهوم پرفورمنس آرت نزدیک شویم، باید در زمینه سازی این موضوع بسیار تلاش کنیم تا این قبیل اجراها از حالت ورک شاپ خارج شوند و به پرفورمنس آرت نزدیک شوند. او افزود: ما این دورنما را در ذهن داریم و در تلاشیم که به یک اجرای مطلوب ناخواسته برسیم که حاصل کنش و واکنش میان خالق اثر و مخاطب است اما اکنون این رابطه دوگانه میان مخاطب و خالق اثر برقرار نیست. ویسی در انتها عنوان کرد: متاسفانه با وجود هنرمندان بسیار برجسته ای که در گیلان وجود دارد، ما شاهد کارهای بدیع گروهی نیستیم اما شاید اگر پتانسیل گیلان در سایر شهرها وجود داشت اتفاقات گسترده تری به وجود می آمد.

مسیر آغاز شده، نوید آینده خوبی را می دهد

عیسی ذوالفقارپور، مدرس هنر و استاد دانشگاه یکی دیگر از اعضای این گروه است که در زمینه های مختلف هنرهای تجسمی فعال است. او در ابتدا به گیل نگاه گفت: همان طور که می دانید پرفورمنس با پویش و حرکت همراه است و ما در تلاش بودیم تا با بده بستانی که با موسیقی صورت می گیرد این پویش را اجرا پیاده کنیم. او شعر را در اجرای کار خود بسیار اثربخش دانست و گفت: چون موضوع شعر برای این کار مطرح شد، من لازم دیدم تا با الگو گرفتن از شعر و اقتباس از موسیقی درحال اجرا اثرم را خلق کنم. ذوالفقارپور ادامه داد: شروع کار من با قسمتی از شعر فریدون مشیری آغاز شد که من تلاش کردم قسمتی از شعر با عنوان "ای سکوت، ای مادر فریادها" تماماً در ابتدای کار پیاده شود. او ادامه داد: در قسمتی از اجرا که ضرب آهنگ های سازهای کوبه ای با قلم زدن های من بسیار هماهنگ شده بود مخاطب ارتباط بسیار خوبی با کار برقرار کرد و حتی در پایان اجرا چند نفر از من پرسیدند که آیا این اتفاق با نوازندگان هماهنگ شده بود؟ اما درواقع هرچه که به وجود می آمد حاصل یک بده بستان دو طرفه میان نوازندگان و نقاشان بود. این استاد دانشگاه درباره علامت مثبتی که بر روی اثرش خلق شده است، توضیح داد: در واقع بخش پایانی نقاشی اشاره ای داشت به بخش پایانی شعر که با توجه به برش "گر سکوت خویش را می یافتم / زندگی پر بود از فریاد من" از شعر، مفهوم آن را القا می کرد. ذوالفقارپور درباره کاستی های این کار گفت: به هرحال در پرفورمنس عنصر حرکت نقش اساسی دارد و اگر فرم را از آن بگیریم شاید خیلی ها آن را با تئاتر اشتباه بگیرند. اما واقعیت این است که این اجرا به مفهوم واقعی یک پرفورمنس نبود اما ما تلاش کردیم که با دخیل کردن عنصر بدن کمی این بده بستان میان نقاشان و نوازندگان را بیشتر کنیم تا اجرا هرچند اندک، به مفهوم واقعی پرفورمنس نزدیک شود. او در پایان گفت: به نظر من کلیت ماجرا بد نبود و به هرحال مسیری ست که آغاز شده و نیاز دارد تا بیشتر پر و بال بگیرد.

یک دغدغه همیشگی

آرمان علی محمدی نژاد کوچک ترین عضو این گروه است. او درباره اجرای پرفورمنس عنوان کرد: مشابه چنین کاری را همیشه در ذهن داشتم و اجرای آن همیشه یکی از دغدغه های من بود اما هیچ وقت برنامه یا تصمیمی برای اجرای این طرح نداشتم. او افزود: در ابتدای کار، بوم پر از پرتره هایی درحال فریاد کشیدن بود اما در انتهای کار تنها چهره ای سفید از یک انسان باقی ماند و مابقی پرتره های موجود در صفحه با رنگ سیاه پوشانده شدند. علی محمدی نژاد در توضیح شیوه آفرینش اثر گفت: یک طرح و دورنمای کلی در ذهن من وجود داشت اما اجرای آن کاملاً وابسته به حال و هوای مکان و زمان اجرا بود. این فعال فرهنگی اضافه کرد: در واقع بخش زیادی از ماهیت یک اثر هنری که در جریان اجرای یک پرفورمنس ساخته می شود وابسته به همان لحظه است و بعد از خلق اثر، مخاطب نمی تواند حس لحظهٔ آفرینش را دریابد. او در پاسخ به سوالی که درباره منافات اجراهای اخیر با حد والای یک پرفورمنس مطرح شد، عنوان کرد: طبیعتاً رقابت با فضای خارج از کشور کمی سخت است و در این جا چون پرفورمنس تازه آفریده شده است می توان به آینده آن امیدوار بود و شاید اگر چنین آزمون و خطاهایی صورت نگیرد رسیدن به مفهوم واقعی پرفورمنس بسیار سخت باشد. این هنرمند همچنین درباره اثرگذاری مخاطب گفت: طبیعتاً مخاطب، تأثیر زیادی بر خلق اثر دارد اما هدف من در زمان خلق اثر این بود که مخاطب را به جهان شخصی نقاش نزدیک تر کنم. اما طبیعتاً این اثرگذاری هست و حتی اگر مخاطب به صورت عملی در این کار نقش نداشته باشد، می تواند به صورت غیرمستقیم شیوه ساخت اثر را هدایت کند.

شرکت در این اجرا ریسک سنگینی بود

اکبر یعقوبی فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه گیلان که سابقه فعالیت هایی چون نقاشی دیواری را نیز داشته پیرامون این اجرا گفت: با پیشنهاد علی سرلک تصمیم به اجرای این برنامه گرفتم و اثر بدون هیچ پیش زمینه ای، در لحظه و تحت تأثیر موسیقی خلق شد و به اتمام رسید.

او در ادامه ضمن اشاره به مفهوم اصلی پرفورمنس، این برنامه را نوعی ورکشاپ دانست و گفت: مخاطب به برقراری نوعی تعامل بین موسیقی و نقاشی مشغول بود و من در هنگام کار تأثیر آنچنانی از مخاطب دریافت نکردم و بیشتر با موسیقی ارتباط برقرار کردم و شاید این اجرا شکل دیگری از پرفورمنس در ایران باشد.

یعقوبی افزود: نقاشان معمولاً در خلوت و تنهایی به خلق اثر می پردازند و شرکت در این اجرا ریسکی بود که هر کدام از ما پذیرفتیم تا در لحظه اثری را خلق کنیم.

او در انتها نسبت به آیندهٔ این راه ابراز امیدواری کرد و گفت: این اجراها باید پرداخت شوند و در سطوح مختلف، با هنرمندان مختلف و در مکان های مختلف اجرا شوند تا به مرور به استاندارد بهتری دست یابیم.

این قبیل اجراها چقدر به مفهوم واقعی پرفورمنس نزدیک اند؟

عیسی چولاندیم مدرس نقاشی که نویسندگی هنری نیز انجام می دهد پیرامون این اجرا گفت: با پیشنهاد علی سرلک بنا بر این بود که موسیقی اجرا شود و نقاش روی یک تابلو کار کند اما نکته ای که من روی آن اصرار داشتم این بود که واژهٔ پرفورمنس پیچیده تر است و دارای ویژگی ها و ساختار متفاوت تری بوده و یگانه است. چولاندیم افزود: در پرفورمنس باید بدن هنرمند و همینطور مخاطب درگیر باشد و در تلاشیم که اگر تصمیم بر اجرای دوباره این برنامه گرفته شد، اینبار به پرفورمنس استاندارد و واقعی نزدیک تر باشد تا اینکه حالت کارگاهی یا ورکشاپ داشته باشد.

وی بر این باور بود: حین اجرا تلاشم بر این بود که مخاطبان را با کار درگیر کنم اما گمان می کنم با اینکه در کل اتفاق خوبی است، هنوز نیاز به زمان برای به اصطلاح پخته شدن دارد.

چولاندیم در ادامه با اشاره به مفهوم اصلی پرفورمنس گفت: شرکت در این برنامه را با اکراه پذیرفتم چرا که در پرفورمنس، بدن هنرمند باید درگیر و در تعامل با مخاطب باشد و به بیننده همگام و همراه با هنرمند کار را به نتیجه برساند. اما با تمام کاستی ها، این اتفاقیست که در شهرستان رخ داده است و گیلان فضا و پتانسیل اتفاقات ویژه هنری را دارد و ترجیح دادم این کار با تمام کم و کاستی هایش انجام شود تا به مرور به استاندارد بهتری برسد و طبق صحبت هایی که صورت گرفت، اطمینان دارم که در اجرای بعدی به استاندارد پرفورمنس نزدیک تر خواهیم شد.

او در ادامه تعامل بین هنرهای مختلف و هنرمندان را امری شایسته دانست و گفت: این قدم مثبتی ست که برداشته شده و بستر لازم برای پیشرفت فراهم شده است و طبیعتاً هر کاری در آغاز ایرادهایی دارد که نکته حائز اهمیت آن، ادامه دار بودن و پیشرفت آن است.

او در ادامه پیرامون تأثیر مخاطب بر آثارش گفت: هنرمند کار را برای دیگران خلق می کند و حتی اگر در خصوصی ترین بخش زندگی اش اثری را بیافریند آن را برای نمایش آفریده است و مخاطب اهمیت زیادی برای هنرمندان دارد اما نکته مهم و پیچیده، سطح مخاطب است و من به عنوان هنرمند تلاشم بر این است که عموم مردم با اثرم درگیر باشند اما برای عموم مردم کار نخواهم کرد.

او در آخر با ابراز امیدواری به ادامه این راه گفت: ما زندگی می کنیم که اتفاقی را شکل دهیم. او افزود: هنر همیشه در کشورهای پیشرفته تأثیر گذار بوده و زمینه ساز اتفاقات اقتصادی خوب و ایجاد بسترهای فرهنگی خیلی خوب بوده است و از زمانی که در کشور و خانواده ما هنر کمرنگ شده است با آسیب های قابل ملاحظه ای روبه رو شده ایم.

آهنگساز جوان از سختی های کارش می گوید

در پایان هم، علی سرلک ایده پرداز و مؤسس گروه به گفتگو با گیل نگاه نشست. سرلک در ابتدا ضمن ارائه تاریخچه ای از فعالیت خود در زمینه موسیقی گفت: من در ابتدا به هنرستان موسیقی تهران رفتم و پس از طی کردن آزمون های ورودی به این مجموعه پیوستم و بعد از تعطیل شدن آن وارد هنرستان عالی موسیقی پسران شدم تا این که در سال ۹۰ توانستم از راه کنکور در رشته نوازندگی ساز ایرانی در دانشگاه گیلان پذیرفته شوم. سرلک معتقد است ایده پرفورمنس جادوی سکوت از اولین اجراهای وی شروع شده است که تصمیم داشته تا در فضایی جدیدتر موسیقی و نقاشی را با هم ترکیب کند تا این دو هنر در کنار هم مفهوم بدیعی را به مخاطب عرضه کنند. این آهنگساز جوان در پاسخ به این سؤال که به نظرش «جادوی سکوت» چقدر به مفهوم واقعی پرفورمنس و پرفورمنس آرت نزدیک است، عنوان کرد: این پروژه هنوز بسیار راه دارد تا بخواهد به مفهوم واقعی پرفورمنس نزدیک شود چرا که در آن ما فرم و حرکت بدن را دخیل نکردیم. سرلک توضیح داد: «جادوی سکوت» با تمام ضعف ها و حسن هایش کار خود را به پایان رساند اما باعث شد که راه و دورنمای اجرای بعدی بازتر شود تا بتوانیم هرچه بیشتر و بهتر به مفهوم پرفورمنس نردیک شویم. سرلک اثر مخاطب در اجرای «جادوی سکوت» را هم اینگونه توصیف کرد: شاید مخاطب در اجرای اول و دوم چندان با کار ارتباط نداشت اما اکنون با برنامه ریزی هایی که انجام داده ایم، می توانیم همکاری بعدی مان را به معنای واقعی پرفورمنس بنامیم و از آن دفاع کنیم چراکه در آن اجرا حتماً مخاطب در حین کار اثر بالقوه ای دارد و همه چیز در همان لحظه خلق خواهد شد. سرلک در پاسخ به حوزه آزادی های مخاطب در حین اجرای سوم گفت: ما قرار است یک فراخوان بدهیم تا مخاطبانی که علاقه دارند در این اجرا سهیم باشند، در زمان اجرا با ما همکاری کنند و از این راه به صورت عملی با اجرا درگیر شوند.

آهنگساز جوان پروژه جادوی سکوت در ادامه با اشاره به مبحث حمایت از فعالیت های این چنینی گفت: متاسفانه اگر پوستر قسمت اول و قسمت دوم این رویداد را با هم مقایسه کنیم متوجه این امر خواهیم شد که چقدر حمایت های مالی با مشکل روبه رو است. او همچنین از پوشش رسانه ای کار هم انتقاد کرد و گفت: ما حتی در تبلیغ رسانه ای هم با مشکل روبه رو هستیم و متاسفانه اجرای اخیر چندان از سوی رسانه ها مورد توجه قرار نگرفت. او در ادامه گفت: ما مشابه چنین طرحی را در کدام شهر ایران داشته ایم که ترکیب موسیقی و نقاشی بتواند منجر به آفرینش یک نمایشگاه شود؟ با وجود چنین شرایطی که گیلان در این امر پیشرو است پس چرا هیچکس در توجه به این رویداد تلاش چندانی نمی کند. سرلک در ادامه گفت: طبیعتاً من به عنوان آهنگساز این اثر متحمل هزینه هایی می شوم که مدیریت آن ها نمی تواند تنها صورت بپذیرد. او در ادامه گفت: روی برخی از کارهای اساتید واقعاً نمی توان قیمت گذاشت اما ما این کار را انجام دادیم تا مردم گیلان خود در حمایت از فرهنگ و آثارشان پیش قدم شوند.

سرلک در بخش دیگری از سخنان خود پای افسانه های گیلان را به میان کشید و گفت: وقتی من به عنوان یک غیربومی روی افسانه های محلی گیلان تحقیق می کنم و به رعنا و هیبت می رسم، این کشف برای من خیلی بزرگ است که بفهمم چرا مردم با آهنگ رعنا دست می زنند و می رقصند اما ته مایهٔ موسیقی واقعاً اثری غمگین است. او در ادامه گفت: شاید تمام درخواست من این بود که اگر من به دنبال افسانه های بومی گیلان می روم، کسی در این جا برایش اهمیت داشته باشد و درک کند که این افسانه ها سرمایه های کمی نیستند.

او در ادامه توضیح داد: من نمی خواهم به عنوان کسی شناخته شوم که دائماً به همه چیز معترض است اما شاید تنها درخواست من حمایت شدن به خاطر کاری است که می خواهم برای فرهنگ این منطقه انجام دهم. حال اگر پس از اجرا، دستاورد کار، دستاورد جالبی نبود و مخاطب نتوانست با آن ارتباط برقرار کند، من بشخصه همه حمایت حامی ام را برمی گردانم.

او در ادامه تاکید کرد: حامی من برای این اتفاق آقای نیک پیام از شهرک مبل بوده است و من این را با افتخار اعلام می کنم زیرا در چنین جوی که اثر حمایتی چندانی وجود ندارد، ایشان از هر سو پیگیر و دلسوز پروژه بوده و هستند. او همچنین گفت: هدف من این است که صدایم به گوش کسانی که دلسوز فرهنگ و هنر گیلان هستند، برسد تا بگویم اگر آن ها هم دلشان برای مهجور ماندن این افسانه ها می سوزد، من می توانم به شکل دیگری آن ها را ارائه دهم که برای مخاطب پذیرنده باشد و بتواند با آن ها ارتباط بگیرد.

او در انتها گفت: اگر چنین کاری در گیلان اتفاق بیفتد، طبیعتاً سطح فرهنگی و اجتماعی گیلان را حتی از تهران هم در این زمینه بالاتر خواهد برد، چون که واقعاً مشابه چنین فعالیت عظیمی را نداریم که در آن تعداد خیلی زیادی از اساتید برجسته هنرهای تجسمی گرد هم جمع شوند و به خلق چنین فضایی با زمینه موسیقی بپردازند.

سرلک در پاسخ به نقدهایی که به کارش وارد است گفت: شاید مخاطب پس از این دو اجرا، «جادوی سکوت» را به عنوان یک پرفورمنس نپذیرفته است اما کاملاً حق دارد چرا که ما خودمان هم بر این موضوع واقفیم که تماماً اصول حرفه ای پرفورمنس را اجرا نکرده ایم. اما اگر اجرا نکرده ایم به این دلیل است که نتوانستیم، به این دلیل که مجبور بودیم بخشی از تمرکزمان را بر بلیت فروشی بگذاریم نه رسیدن به اصول کار. او همچنین گفت: اگر حمایتی از این اتفاق صورت گرفت و ما توانستیم با دست بازتری ایده هایمان را عملی کنیم و آن وقت مخاطب نام اثر را پرفورمنس نگذاشت این نقد به ما وارد است که پرفورمنس اجرا نکرده ایم اما در چنین وضعیتی هم خود ما و هم مخاطب می دانیم که این کار یک پرفورمنس واقعی نبوده و هنوز هم نیست. سرلک افزود: اما جای خوشحالی دارد که این دو اجرا با تمام ضعف هایش کاری کرد تا راه چنین فعالیتی بازتر شود و منجر به جمع آوری گروهی به این سطح غنی شد.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code