شرمنده يك رستگارى
۱۳۹۵/۰۹/۲۳ ۱۴:۲۱ چاپ
مختار جباری مشاورعالی شهردار رشت در دهه هفتاد روزنامه سلام چاپ میشد، روزنامه سلام ارگان غیر رسمى جناح چپ بود ،در دهه هفتاد تقسیم بندى نیروهاى سیاسى کشور مبتنى بر دوگانه چپ و راست بود. روزنامه سلام در یکى از سرمقاله هاى خود که نقد و اعتراضى به رفتار جریان راست در به تنگنا قرار دادن جریان چپ بود پرداخته بود، عنوان سرمقاله چنین بود...«رو مردانه پوش که زنانه میدوزند» به انتخاب این عنوان براى سرمقاله روزنامه سلام همان موقع اعتراض داشتم و یک روز که آقاى عبدى را دیدم این گله را به ایشان که سردبیر این روزنامه بود گفتم. چند روز پیش در راهرو دادسرا دیدم زنى ایستاده تا پاسخ درست رفتارى خود را بدهد،دیدم زنى ایستاده تا پاسخ بدهد جز به منافع شهرش نمى اندیشد،دیدم زنى ایستاده تا پاسخ بدهد که چگونه در برابر زیاده خواهان و رانت خواران مانده و سر خم نکرده و... بر مردانگى این شهر گریستم این زن ایستاده در گرد و غبار ،این زن ایستاده در این فضاى مه گرفته شهرم کسى نبود جز رستگار شهردار منطقه سه، همه به او بد کردیم چه آن مردان که از او میخواستند از حق شهر و مردمش بگذرد،چه مخالفین شهردار که به غبار آلود کردن فضا علیه شهردارى پرداختند و آنقدر در بغض علیه شهردار فرو رفتند که ندانستند این فضاى غبارآلود فقط بنفع کسانى است که کیش منفعت دارند و دانسته و ندانسته معرفت و خیر اندیشى را در آن بغض تیره ،آلوده کرده اند. آن روز رستگار نبود که در راهرو دادسرا ایستاده براى پاسخگویى بود آنروز رستگارى بود که آنجا مظلومانه ایستاده بود، تنها در خود با چشمان نگران به این شهر غبار آلود باید دست مریزاد گفت به آن قاضى که آن روز در عمق تنهایى رستگار حق بودن او را دید. کاش روزنامه سلام هنوز چاپ میشد و میگفتم تیتر بزنید... یک زن یک شهر و یک رستگارى در باران.  گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code