مختصات شهری که مبتنی بر عقلانیت و توسعه پیش می‌رود؛
چاپ
گیل نگاه/گروه اجتماعی:توسعه، واژه ای است که در دهه های اخیر در ایران و به تبع در رشت بسیار موردتوجه قرارگرفته است. در بسیاری از گفتارها و نوشتارهایی که درباره ی توسعه ارائه می شود از شهرها و کشورهای توسعه یافته به عنوان الگو یاد می شود. مثلا با ارائه تصویری از یک شهر توسعه یافته می گویند چه شد که آن ها به اینجا رسیده اند و چرا ما نمی توانیم به آنجا برسیم؟ هیچ شهر یا کشوری صرفاً با آجر و سنگ و سیمان توسعه پیدا نمی کند. اگر روح عقلانیت و توسعه در شهر جاری نشود، آنچه به چشم دیده می شود آخرین مرحله از فرایند توسعه است که شهروندان با آن برخورد می کنند. شهری که مبتنی بر عقلانیت و توسعه پیش می رود، شهری است که برنامه اقتصادی مشخص داشته باشد، ایجاد کارخانه های متعدد صنعتی به این دلیل که می تواند اشتغال آفرینی فراوانی را به دنبال داشته باشد، برای بسیاری از کسانی که تنها دل در گروی توسعه دارند، وسوسه انگیز به نظر می رسد، اما آیا هر شهری می تواند از این استراتژی بهره بگیرد؟ در گیلان به دلیل وجود منابع طبیعی سرشار که قاعدتاً نمی توانند قربانی صنعتی شدن شوند و فاصله کوتاه بین شهرها و همچنین تراکم جمعیتی بسیار بالا، از همه مهم تر فرهنگ خاص مردم منطقه امکان پا گرفتن اقتصادی صنعتی، محتمل به نظر نمی رسد. حداقل استراتژی های جایگزینی هستند که توسعه در بستر آن ها دست یافتنی تر است. برای مثال از دو سال پیش که اقتصاد مبتنی بر گردشگری به عنوان اقتصاد پایه ی شهری برای رشت انتخاب شد، پروژه ها در مسیر این استراتژی توسعه شکل می گیرند. شاید پروژه های جالبی برای شهری مثل رشت پیشنهاد شود اما تصمیم سازان شهر رشت در پارلمان شهری باید در تصمیمات خود به اقتصاد پایه شهر توجه کنند و این عین عقلانیت است. شهری که مبتنی بر عقلانیت و توسعه پیش می رود باید سرمایه پذیر باشد. بدون ورود سرمایه به شهر بدون فراهم آوردن شرایط سرمایه گذاری که به فرار سرمایه گذاری می انجامد، نمی توان شهری توسعه یافته رسید. برای سرمایه پذیر کردن شهر، باید شهر بانکی شود، بوروکراسی به حداقل برسد و در برنامه ها انعطاف پذیری و در اجرا شفافیت وجود داشته باشد. در خارج از حوزه ی سرمایه گذاری، تصمیم سازان شهر باید قدرت و میل تشریح منافع بلندمدت پروژه های توسعه ای برای مردم را داشته باشد. برای مثال پیاده راه میدان اصلی شهر آمستردام برای هر گردشگری مسحورکننده است. اما یک نکته را نباید ازنظر دور داشت که اگر در مرکز شهر آمستردام پیاده راه احداث شده، تصمیم سازان این شهر مدیران را تحت فشار نمی گذارند که بیست خیابان بزرگ باز کند تا انبوهی از خودروهای تک سرنشین شهر را آلوده کنند. در آنجا مردم برای بسیاری از امور از دوچرخه استفاده می کنند و تراموای آمستردام، شبکه ی حمل ونقل عمومی تأثیرگذاری است. کسانی که دم از اداره امور شهر می زنند باید در عمل مردم را هم در جریان استراتژی شهر قرار دهند؛ نه اینکه مطالبه ی پاسخ داده نشده را به پتکی بر سر مدیران شهرداری بدل کنند. شهری که بر اساس عقلانیت و توسعه اداره می شود، تصمیم سازانی دارد که عقلانیت استراتژی توسعه و برنامه هایش را با مردم به اشتراک می گذارند. در شهری که مبتنی بر عقلانیت و توسعه پیش می رود، نه آغاز پروژه ای بر اساس احساسات و سلایق شخصی اتفاق می افتد و نه برنامه ای بر اساس منافع گروهی محدود متوقف می شود. عقلانیت و توسعه حکم می کند که مدیریت شهری، تصمیم سازان در پارلمان شهری و مردم همه در کنار هم روبه جلو حرکت کنند و نه در مقابل همدیگر؛ همدیگر را آگاه کنند، دیده هایشان را برای هم تبیین کنند و البته به هم اعتماد کنند. شهری که در آن عقلانیت و توسعه محور قرارگرفته، تصمیم سازانی می خواهد که به جای اجرای نمایش های زنده فاقد مشتری و مخاطب در پارلمان شهری، رفتارهای عقلانی از خود بروز دهند؛ عقلانی مخالفت کنند و عقلانی همراهی کنند و مردم شهر نیز بپذیرند که این مسیر را باید در کنار یکدیگر و از عقل ادامه دهند نه با رفتارهای غیر عقلایی و احساسی و پوپولیستی.­ برای اینکه رشت، بارسلون و آمستردام و استانبول شود، به نخبگانی نیاز داریم که با عقلانیت استراتژی تدوین کنند، به تبدیل استراتژی به برنامه کمک کنند و بر روند کار نظارت کنند. اگر این تفکر در شهر جاری شود، فراهم آوردن سیمان و آسفالت و سنگ و چوب کار دشواری نخواهد بود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code