شاپور کریمی فعال مدنی بدون شک 29 اردیبهشت روز سرنوشت سازی برای کشور عزیزمان خواهد بود، روزی که انتخاب تدبیر و تعقل از یک سو و پوپولیسم وعوام گرایی از سوی دیگر در صندوقهای آرای مردم این ملت رقم خواهدخورد اما چرا رای به دکتر روحانی یک تکلیف ملی است؟ 1- سیاست خارجی: دکترروحانی بعد از پیروزی در انتخابات سال 92 و با آسیب شناسی موانع توسعه کشوربه خوبی دریافت که نقش سیاست خارجی در توسعه همه جانبه داخلی یکی از واقعیات جوامع امروزی است وتحقق اهداف بلند مدت در وادی انزوا و عزلت یک توهم است؛ درنتیجه با انتخاب تیم دیپلماسی کارآمد و زبده ای توانست با پیمان برجام بت تحریم های هسته ای را بشکند. اینکه مخالفان وی مدعی بی تاثیری توافق نامه هسته ای می باشند نشان از عدم درک سیاسی و یا نیل به منافع شخصی وسیاسی خویش درسایه قربانی نمودن منافع ملی هستند، بطور نمونه سالانه 5 میلیون دلار ارز این کشور به علت فرسودگی ناوگان هوایی درجیب رقبای بیگانه سرازیر می شود، یا سقوط هرفروند هواپیمای مسافری خسران و ضرر 6 میلیاردی به دلیل مرگ سرمایه های انسانی در پی خواهد داشت و یقینا توسعه میدان گازی جنوب و سفرروسای برخی از کشورهای قدرتمند جهان به ایران از توفیقات برجام به شمار می رود. بر این اساس در انتخابات پیش رو حضور هر فردی به غیر از روحانی میتواند فاجعه عظیمی را به بار آورد و زمینه برگشت به عقب کشور را فراهم کند. برجام حتی میتواند مسیر دولتهای بعد از دولت دوازدهم را نیز مشخص کند، مردم ایران دیگر نباید روزی به خاتمی رای بدهند و دیگر روز به فردی صد در صد مخالف او یعنی محمود احمدی نژاد! اگر قرار است برجام ادامه پیدا کند روحانی باید آن را ادامه دهد و اگر قرار است برای آن نقطه پایانی گذاشته شود، برای این کار روحانی بهترین فرد است، به خاطر همین باید گفت که روحانی باید رییس جمهور 8 ساله باشد تا ماموریت خود در مورد برجام را به پایان برساند. 2- بهداشت و درمان: یکی ازمولفه های دولتهای کارآمد و مدرن حوزه سلامت و بهداشت و درمان است. یادمان نرفته که فقدان داروهای بیماران خاص و مواد اولیه آزمایشگاهی چه بیگناهان و عزیزانی را قربانی نمود و خانواده هایی را که داغدار و اینک دولت با تحول نظام سلامت و دسترسی آسان همه بیماران و نیازمندان به انواع داروها، خدماتی شایسته ای رابه ملت ایرانی هدیه کرده است. 3- اقتصاد: بزرگترین دغدغه ایرانیان درهمه ایام غول تورم وافسارگسیخته گرانی، پولشویی، دلال بازی و افزایش نقدینگی می باشد که بدون شک کنترل عالمانه این معضل اقتصادی به عنوان یک توفیق و هدیه ملی دولت تدبیروامید قابل ارزیابی است که با یک رقمی شدن تورم درسال 95 برای اولین بار بعد از انقلاب نشان از تدبیر و دانش گرایی دولتمرادن دارد؛ تدوام سیاستهای عوامانه دولت گذشته یقینا ما را به سرنوشت کشور ونزوئلا تبدیل خواهد نمود کشوری که مردمانش در کلمبیا دنبال لقمه نانی سرگردانند و چه تاسف که رقبای روحانی در سایه جهل و فقر بر طبل چاوز و احمدی نژاد می کوبند! 4- محیط زیست: از دیگر اقدامات اساسی و برجسته دولت کنونی ایجاد تحول ساختاری در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی است که در بدو آغاز به کار با چالشهای جدی همانند خشک شدن دریاچه ارومیه و وجود تعداد 150 هزار حلقه چاه آب قاچاق، نابودی جنگلهای هیرکانی، بحران آب و مرگ تالابهای متعدد مواجه بود وخوشبختانه امروزه با بهره گیری ازتوان کارشناسی علمی داخلی و خارجی وآگاهی بخشی عمومی برخی از معضلات طبیعی و زیست محیطی کشور در حال محو شدن است. کلام آخر اینکه روحانی باید باشد، نباید برنامه های او نیمه تمام بماند. برجام میانه راه است و خیلی از تحریمها همچنان باقی و برشانه های مردم سنگینی می کنند. امید مردم نباید نا امید گردد. خاورمیانه منطقه پرتنشی است تدبیر و مدارا راهکار است؛ روحانی باید باشد تا ظریفها و هاشمی ها ... در میدان نبرد سیاست و بهداشت بر این مردم هنرنمایی کنند. گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code