گیل نگاه/بهنام ربیع زاده روزنامه نگار حالا که تب جدل های روزهای پس از پیروزی روحانی فروکش کرده است شاید راحت تر بتوان به آن قیل و قالها و حتی به گذشته های دورترش پرداخت . گذشته هایی که بخش کوچکی از تاریخ سیاسی ماست و غور درآن می تواند بسیاری از اتفاقات را در ذهن مان زنده کند. چندی پیش که به صفحات سایت ها و روزنامه ها مراجعه می کردی پر بود از نامه و یادداشت هایی که نام دو تن بیشتر درآنها دیده می شد ؛ دکتر محمدباقر نوبخت حقیقی و دکتر صادق زیباکلام منفرد . اولی دبیر کل حزب اعتدال و توسعه ٬ معاون رییس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه و سخنگوی دولت و دومی استاد تمام دانشگاه تهران در همان ایام که کشور درگیر حمله تروریستی به تهران بود ٬ صادق زیبا کلام نیز آماج حملات رسانه ای عده ای از حامیان گیلانی دکتر نوبخت قرار گرفت. تمام دعواها بر سر یک انتقاد بود ؛ انتقاد دکتر زیبا کلام به دفاع کم رنگ دکتر نوبخت از عملکرد دولت . زیبا کلام درکنار نام دکتر نوبخت از عملکرد ضعیف ربیعی و نهاوندیان هم انتقاد کرده بود اما کسی به هواداری آن دو برنخواست . حرف های زیباکلام را رییس جمهور نیز بعد از پیروزی ( بدون ذکر نام کسی ) به شکل جدی مطرح کرد. او از کسانی که در دولت متهم به کم کاری اند به « آنهایی که پاشنه گیوه شان خوابیده بود و ورنکشیدند و لخ لخ کردند » و یا « آنهایی که سخت شان بود که دفاع کنند ٬ خیلی نرم حرف می زدند و آرام » یاد کرد و با این حرف ها برای شان خط و نشان کشید . زیباکلام گفت که این حرف ها نوبخت را هم شامل می شود و روحانی باید اورا کنار بگذارد .  او همچنین گفته بود که « اصلاح طلبان گیلان دل پرخونی از نوبخت دارند . » سخنان زیباکلام در گیلان و جاهای دیگر موجی از اعتراضات و همراهی با نوبخت را بدنبال داشت . او هم پاسخ هایی داد و حتی از عده ای نام برد . اما آنچه که دراین گفتگوهای ( گاهی سطح پایین ) مغفول ماند توجه به عملکرد سخنگوی دولت بود . این نوشته بنا دارد به بخش هایی از عملکرد تیم رسانه ایی دولت و شخص جناب دکتر نوبخت و انتظاری که از او در این جایگاه در جهت حمایت از دولت می رفت و نیز رفتارهای سیاسی بیست ساله ایشان و « دیگران » بپردازد (در خصوص عملکرد ایشان در سازمان برنامه و بودجه جناب محمد کهنسال یادداشتی نوشته اند (اینجا بخوانید) بنابراین بد نیست به گذشته برگردیم و از آنجا شروع کنیم ؛ یکم ) حضور نوبخت در مجلس و رابطه اش با اصلاح طلبان نوبخت از معدود چهره های گیلانی ست که توانسته است چهار دوره متوالی به مجلس راه یابد . او که دانش آموخته دانشگاه پیسلی انگلستان است در دوره هایی نیز جایگاه درخور توجهی از جمله سخنگویی فراکسیون اصولگرایان را برعهده داشته است . نوبخت که مدعی ست همواره « میانه رو » بوده درست زمانی که محمد خاتمی سکاندار دولت شد و اصلاحات را آغاز کرد او در فراکسیون اصولگرایان بود که برعکس ادعای میانه بودنش همکاری و همسویی ایی چندانی با دولت اصلاحات نداشت . اصولگرایان که نوبخت سخنگویی اش را به میانه ماندن و تعامل با دو طیف ترجیح داد چنان عرصه را برخاتمی تنگ کردند که رییس جمهور وقت در سال ۸۰ پشت تریبون گریست و گفت اینها « هر ۹ روز یک بحران » برای دولت من ایجاد کردند. شاید پاسخ دادن به این پرسش سخت نباشد که حضور ۱۶ ساله وی در مجلس تا چه اندازه در بهسامانی شهر رشت و استان گیلان تاثیر داشته و چه بازخورد مثبتی برجای نهاده است ؟ شاید با نگاهی گذرا به شهرها و استانهای همجوار ( حتی استانهایی که قدمت استقلال چندانی هم ندارند ) در دریافت پاسخ به ما کمک کند . مطمئنا مردم گیلان این را فراموش نکرده اند که محمد باقر نوبخت بعنوان شخص اول ( با اختلاف ) راهی مجلس می شد اما گیلان همواره جولانگاه مدیران مازندرانی و .... بوده و از توسعه ای که شایسته اش بود دورماند . دوم ) اوج انتقاد از هاشمی و چگونگی برخورد زیباکلام و نوبخت اندکی بعد از دوم خرداد ۷۶ تیمی از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران چپ آن دوره انتقادات شدیدی را علیه هاشمی رفسنجانی آغاز کردند . اکبر گنجی ٬ عباس عبدی و دیگران ( باید اعتراف کنم که بنده هم چند ستون با آنها همراهی کرده ام ) در قالب سخنرانی و کتاب و مقاله و یادداشت ٬ چهره ایی از هاشمی ترسیم کردند که شخص اول دو دوره ریاست جمهوری و ادواری از مجلس بعنوان نفرات انتهای سی نفره به مجلس راه یافت و قبل از آغاز مجلس ششم استعفاء داد. در آن دوره صادق زیبا کلام سرآمد دفاع از هاشمی بود .  زیباکلام که دانش آموخته دانشگاه برادفورد انگلستان و استاد دانشگاه تهران بود دفاع های کم نظیری از هاشمی کرد که بعدها بسیاری از منتقدان و کنشگران سیاسی تحسین اش کردند . اما در همین زمان نوبخت در انفعال معناداری بود . او شاید دفعات معدودی از رییس جمهور قبل از خاتمی که آنوقت ها از طرف طیفی از اصلاح طلبان به اصولورایان نسبت داده میشد جانبداری کرد . حال آنکه خود را میانه و منتسب به هاشمی میدانست . از آنسو زیباکلام علاوه بر دفاع از رفسنجانی ٬ در بسط اصلاح طلبی آرام می کوشید و بارها و بارها فرجام افراطی گری را به اصلاح طلبان دوآتشه گوشزد کرد . سوم ) انتخابات ۸۴ در سال ۸۴ اتفاقات ریز و درشتی رقم خورد . تیمی از اصولگرایان معتدل که نوبخت هم جزعی از آنها بود با پرچم هاشمی وارد شدند . اصلاح طلبان نیز به دسته های طرفدار معین و کروبی و تحریمی ها تقسیم شدند . زیباکلام نیز که به هاشمی گرایش داشت بر تلاش هایش برای موفقیت کاندیدای خود افزود . نوبخت نقش سخنگویی ستاد هاشمی را برعهده گرفت . انتخابات به مرحله دوم کشیده شد و بخشی از اصلاح طلبان به ارودی هاشمی آمدند اما منتقدان دیروز و حامیان یک هفته ایی هاشمی دیر به حرف های زیباکلام رسیده بودند و اتحاد شکننده شان سبب شد که نتوانند پیروزی رفسنجانی را جشن بگیرند . اما اتفاقی درآندوره افتاد که نمی توان از آن گذشت. نوبخت در مناظره اقتصادی در مقابل « محمد خوش چهره » ای حاضر شد که دکتری تخصصی توسعه و برنامه ریزی اقتصادی را از دانشگاه استراثکلا انگلستان دریافت کرده بود. در آن مناظره نوبخت درباره مباحث غیراقتصادی صحبت کرد که خوش چهره با شنیدن صحبت های ایشان درب روان نویس خود را بست و آن را رها کرد و خطاب به نوبخت گفت: «شما کم آوردید. آدمی هم که کم بیاورد تخریب می کند. به ایشان گفتم که حرف اقتصادی بزنید که آقای هاشمی مسکن را چه کار می خواهند بکند؟ ...» این مناظره بازتاب های بسیاری داشت. به گفته برخی کارشناسان سیاسی، رفتار نادرست نوبخت در این مناظره باعث شکست هاشمی و حرکت خوش چهره کفه ترازو را برای احمدی نژاد سنگین تر کرد. چهارم ) سال ۸۸ و حمایت کم رنگ حزب اعتدال و توسعه از کاندیدای اصلاح طلبان در آن سال بخاطر عملکرد بد اصولگرایان با ریاست احمدی نژاد بر پاستور و به هم ریختن وضع کشور در داخل و مناسبات جهانی ٬ اصلاح طلبان به رقابت برگشتند . اینبار کاندیداهای شان موسوی و کروبی بودند . عده ای از اصلاح طلبان در کنار کروبی بودند و جمعی دیگر ازجمله محمد خاتمی ٬ میرحسین موسوی را همراهی کردند . بدیهی بود کسانی که نماد سبز را برگزیده بودند از عقبه قدرتمندی برخوردار باشند. زیباکلام نیز که چهار سال و در شرایط سخت توانسته بود انتقاداتی زیادی از محمود احمدی نژاد و اصولگرایان مطرح کند نیز پای کار بود . حزب اعتدال و توسعه که آنوقتها ده سال از تاسیسش گذشته و خود را میانه و نزدیک به هاشمی میدانست علیرغم حمایت رفسنجانی از اصلاح طلبان ٬ حمایت بسیار ضعیفی از موسوی بروز داد . حمایتی که پر رنگ نبود و از یک بیانیه فراتر نرفت . بعدها نوبخت در برنامه شناسنامه با احتیاط زیاد به یامین پور گفت که از موسوی حمایت کرده اند و طوری رفتار کرد که حاشیه امن داشته باشد . البته همین حمایت کم رنگ او را از چشم اصولگرایان انداخت و به اصلاح طلبان نزدیک کرد . پنجم ) تریبونی به نام زیباکلام بعد از انتخابات ۸۸ شرایط سختی بر اصلاح طلبان گذشت. برخی فرصت بیان دیدگاههای شان را نیافتند . عده ای از ترس تبعات سکوت کردند و چند حزب منحل شدند و بقیه احزاب منتقد هم به خاموش . اما صادق زیباکلام در کرسی همیشگی اش ماند و در طول چهار سال در کنار هاشمی از معدود کسانی بود که تریبون اصلاح طلبان بود .  او از دانشگاهی به دانشگاه دیگر میرفت و علاوه بر نقد عملکرد اصولگرایان چراغ اصلاح طلبی را روشن نگه میداشت. درواقع میتوان گفت که زیباکلام بار سنگینی را بدوش کشید تا ۹۲ فرا برسد .  در این مدت از میانه روها که حمایت کم رنگ شان از اصلاح طلبان فرصت بهتری برای بیان دیدگاه ها برای شان فراهم کرده بود تقریبا چیزی شنیده نشد . ششم) مچ بندهایی که بنفش شدند انتخابات ۹۲ تجلی اتحاد اصلاح طلبان و میانه رو ها بود . بخش زیادی از اصلاحاتچی ها که راه پیشرفت کشور را در صندوق های رای میجویند با اصولگرایان میانه متحد شدند . حضور عارف در کنار روحانی این پیوند را مستحکمتر کرد . عارف بعد از هشت سال از صدا و سیما حرف های اصلاح طلبانه میزد . استراتژی هاشمی حالا جواب داده بود . تقریبا تا سه روز مانده به انتخابات کسی از پیروزی روحانی چیزی نمی گفت که پیام خاتمی به عارف کار خودش را کرد . مردم پشت هاشمی و خاتمی و عارف صف کشیدند. کاندیدای مورد حمایت سران اصلاح طلبی با فاصله کمی برنده انتخابات شد و بارقه های امید باز گشت . روحانی وعده داده بود که از همه سلایق در اداره کشور استفاده خواهد کرد اما تنها یک وزیر اصلاح طلب توانست از مجلس با اکثریت اصولگرا رای اعتماد بگیرد . اسحاق جهانگیری هم معاون اول شد . در رده های میانی هم اتفاق خاصی نیافتاد . یعنی حامیان حداکثری روحانی که اصلاح طلبان بودند یا بکار گرفته نشدند و یا بعد از مدیران اصولگرا قرار گرفتند . این امر در گیلان نیز اتفاق افتاد . مدیران گیلانی را کسانی تشکیل دادند که یا از حزب اعتدال توسعه بودند ( که بیشتر شان یک شبه اعتدالی شده بودند ) یا از تیم قالیباف و احمدی نژاد و .... که به مسندها تکیه زدند و به اصلاح طلبان نیشخند حواله کردند. بخشی از همین « بخش دوم » در انتخابات ۹۶ به خاستگاه اولیه شان برگشتند و بعضا برای پیروزی رقبای روحانی تلاش کردند . هفتم ) مسئولیتی که متوجه نوبخت شد در انتصاب مدیران در گیلان حرف های زیادی زده شده است که عملکرد دولت در گیلان خود مؤید همه چیز است. انتصاب مدیران نکات عجیبی هم با خود داشت و آن اینکه پس از ۷ اسفند ۹۴ و با تغییر نمایندگان در بعضی از شهرستانها ٬ با آنکه نارضایتی شدیدی از بعضی مدیران بود٬ شخص اول اجرایی استان برای تامین نظر نمایندگان مبادرت به جابجایی شان کرد! در همین گیرودار تنها لطفی که به اصلاح طلبان شد صدور چند حکم مشاوره برای جوانان بود که فانتزی بودندش بر هیچکس پوشیده نیست . چیزی که زیباکلام هم به آن اشاره کرده بود . اما آنچه که در انتصاب های گیلان به اذهان متبادر شد اینکه دکتر نوبخت و حزب اعتدال و توسعه پشت تمام آنها است . این موضوع حتی صدای بعضی از نمایندگان را درآورد اما نوبخت آنرا تکذیب کرد . هشتم ) لیست امید ۹۴ پیروزی اصلاح طلبان و میانه ها در ۹۲ سبب استحکام بیشتر درونی شان شد . آنها به این نتیجه رسیده بودند که برای تداوم موفقیت باید جمع بیشتری از اصولگرایان که همسویی بیشتری با دولت دارند و در به ثمر نشستن برجام تلاش های زیادی داشته اند را باخود همراه کنند . آنها کف خواسته شان کنار زدن افراطی های مجلس بود . بطور مثال زیبا کلام که یکی از برجستگان تلاش برای موفقیت لیست امید بود میگفت : « حتی اگر تمام کاندیداهای اصلاح طلب رد صلاحیت شوند باید کاری کنیم که از میان اصولگرایان ؛ افراطی ترشان به مجلس راه پیدا نکند . » حالا اصلاح طلبان راه را یافته بودند . ممنوع التصویری خاتمی هم نه تنها چیزی از او کم نکرده بلکه بیشتر بر محبوبیت اش افزوده بود . هاشمی در کنار سایر حامیان دولت نقش تعیین کننده ای داشت . حسن خمینی نیز که از سالها پیش کنار هاشمی و بعد اصلاح طلبان قرار گرفته و سخنرانی اش توسط بعضی از اصولگراها نیمه تمام مانده و صلاحیت اش در ۹۴ از سوی شورای نگهبان تایید نشده بود ٬ حالا در گسیل دادن آرا به لیست امید تاثیرگذار بود . در سال ۹۴ از سوی اصلاح طلبان برای مجلس شورا و خبرگان لیستی در سراسر کشور بسته شد که خاتمی آنرا « امید » نامید و با تاکید بر رای به هردولیست در ویدئویی ۴ دقیقه ایی با عبارت « تکرار میکنم به هر دو لیست رای دهید » بیشتر رشته های اصولگرایان تندرو را پنبه شد . گرچه اکثریت مجلس به اصولگرایان میانه تعلق یافت اما « امید» ی ها توانستند کرسی های قابل توجهی را بدست آورند و حتی در هیئت رییسه حضور داشته باشند و در یک جمله ؛ مجلس ۹۴ بر عکس دوره قبلی اش همسویی بیشتری با دولت یافت . اما برای بستن لیست مورد نظر در میان حامیان دولت چالش های زیادی هم وجود داشت . از آنجا که بخش عظیمی از کاندیداهای اصلاح طلب و حامی دولت تایید نشده بودند ٬ چانه زنی برای اینکه چه کسانی در لیست امید قرار بگیرند زیاد بود . از یک سو اصلاح طلبان که از قبل مجمع های مشورتی را در سراسر کشور تشکیل داده بودند وجود داشتند و از دیگر سو ؛ اعتدالی ها به رهبری نوبخت خود را دارای عقبه قوی میدانستند . اعتدالی ها قبل از ارائه لیست خود را بعنوان « گفتمان » تعرفه کرده و یک حزب را همطراز شورای مشورتی اصلاح طلبان که متشکل از چندین حزب و شخصیت های معتبر بود قرار میدادند . بطوریکه سخنگوی حزب اعتدال و توسعه گفت که برای اصلاح طلبان در لیست انتخاباتی « سهمیه » قائل خواهند شد !! نکته جالبتر اینکه بعضی از افراد نیمه مطرح این حزب در گیلان و شهرستانهایش پا را فراتر گذاشته و می گفتند : « اصلاح طلبان نقش چندانی در پیروزی روحانی نداشتند ! » آنها حتی رای عارف را در صورت عدم انصراف ۶ میلیون ارزیابی میکردند !! حزب اعتدال و توسعه اگرچه از ائتلاف بین خود و اصلاح طلبان حرف به میان می آوردند اما عملا در بعضی جاها ازجمله مرکز استان گیلان لیست متفاوتی از اصلاح طلبان ارائه کردند و گویا ۵ هزار رای آوردند . اینگونه رفتارها بعدا رییس ۹۴ ستاد اصلاح طلبان ( علی صوفی ) را مجبور کرد که بگوید : « برخی از احزاب اصلاح طلب از ابتدا مخالف ائتلاف با حزب اعتدال و توسعه بودند. آنها می گفتند اینکه وزن یک حزب مساوی با شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باشد غلط و اشتباه است و آنهایی که موافق این ائتلاف بودند بعدا پشیمان شدند. » هر چه بود لیست با محوریت اصلاح طلبان بسته شد و همه نگاهها به سمت اصلاح طلبان و خاتمی چرخید چرا که هیچ اعتدالی ایی نبود که بتواند مقبولیت اصلاح طلبان و محبوبیت رییس جمهور ۲۲ میلیونی اسبق را کتمان کند . نتایج انتخابات عیار مجموعه ها را مشخص کرد . نهم ) دوباره روحانی / چالش رقیب و انفعال بعضی از دولتمردان حلاوت پیروزی روحانی در ۹۶ کم از ۹۲ نبود . دولتی که با تحریم های کمر شکن دست و پنجه نرم کرده بود دست آوردهای مهم اش جلوگیری از افزایش قیمت ها و برجام بود که آن هم از سوی کسانی که « وال استریت ایرانی » راه انداخته و شعار حمایت از محرومان را در همه ابعاد سرمی دادند به چالش کشیده شده بود . آنها نان مردم را دست آویز قرار داده و شعار افزایش ۳ برابری یارانه را میدادند و نقش برجام را بی اثر میدانستند حالا دولت باید به مردم منتقل میکرد که نه تنها برجام تاثیر بسیار زیادی در به حرکت درآوردن چرخهای کشور داشته بلکه خدمات زیاد دیگری هم به مردم و مخصوصا طبقه آسیب پذیر شده است که عمده شان بیمه سلامت ٬ افزایش یارانه سه دهک پایین با حذف یارانه افراد پردرآمد و موارد دیگر است . در این چالش بزرگ چه کسانی بهتر از ارکان دولت میتوانستند به او کمک کنند ؟ در اینجا این پرسش مطرح میشود که آیا آمار و ارقام دست حامیان دولت بود یا تیم رسانه ایی اش ؟ در چنین وضعیتی اصلاح طلبان و حامیان دولت لباس تیم رسانه ایی دولت را پوشیدند و با تمام توان تلاش کردند که حقایق به گوش مردم برسد . آنها چه به کمک فضای مجازی و چه حضور در میان سایر حامیان دولت هرکدامشان یک ستاد شدند . امثال صادق زیباکلام حتی چندین بار به استانها سفر کردند تا برنامه های تخریبی رقبای روحانی را بی اثر کنند . حتی لاریجانی ٬ باهنر ٬ عسکراولادی ٬ توکلی ٬ بادامچیان و . ... هم از دولت دفاع کردند اما بعضی از اعضای رسانه ایی دولت « سخت شان آمد » که « دفاع » تمام عیار کنند . اما هرچه بود با تلاش شخص روحانی و دایرة المعارفی از آمار بنام « جهانگیری » وانتقال به موقع و هوشیارانه حامیان دولت و پشتیانی همه جانبه اصلاح طلبان مخصوصا محمد خاتمی که از مردم خواست « این بار شما تکرار کنید » ٬ روحانی با اختلاف فاحشی از رقیب جلو زد تا لبخند بر لبان مردم بنشیند . دهم ) اختلال در ستاد گیلان روحانی نمیخواهم این نکته از نظرها دور بماند . اتفاقات گذشته و از سویی نتایج انتخابات ۹۴ چهار سبب شد که مدیریت تبلیغات ۹۶ روحانی در سراسر کشور از حزب اعتدال و توسعه گرفته شده و به اصلاح طلبان واگذار شود . البته ابتدا « شجاع » که ریاست ۹۲ را برعهده داشت حق خود میدانست که سمت اش را حفظ کند اما با حضور نوبخت در رشت همه چیز تغییر کرد . نوبخت حامل پیام واگذاری مدیریت به اصلاح طلبان بود . ابتدا پیش بینی می شد هرمز ربانی که هم به تازگی رییس شورای سیاستگزاری اصلاح طلبان گیلان شده و هم در سال ۸۸ رییس ستاد موسوی بوده است ٬ بعنوان رییس ستاد روحانی در استان معرفی شود اما رسانه ها نام احمد حسینی معاون سیاسی استانداری دوره اصلاحات گیلان را درج کردند . با انتصاب یک شخصیت اصلاح طلب در راس ستاد استان انتظار میرفت که او به واگذاری رئوس ستاد شهرستانها به اصلاح طلبان مبادرت ورزد اما ناگهان اسامی ایی بعنوان روسای ستاد شهرستانها معرفی شد که اعتراضات زیادی را بدنبال داشت . در تالش این موضوع باعث ایجاد چالشی برای استان شد و اصلاح طلبان آن منطقه که معتقد بودند اینکار با نفوذ سران یک حزب انجام گرفته است بصورت دسته جمعی استعفاء دادند . صدور احکام در شهرستانهای سیاهکل ٬ لنگرود ٬ شفت ٬تالش و فومن موجب بوجود آمدن تنش هایی میان حامیان دولت شد و حسینی را ناگزیر کرد که احکام جداگانه و موازی دیگری را برای بعضی از شهرستانها صادر کند . یازدهم ) انتقاد زیباکلام از تیم رسانه ایی دولت و تشویق حضار استاد دانشگاه تهران بعداز پیروزی روحانی مصاحبه ایی انجام داد که بخش هایی از آن عده ایی از گیلانیان حامی نوبخت را برآشفت . او در خصوص نوبخت دو نکته گفته بود ؛ یکی اینکه « نوبخت و تیم رسانه ایی دولت کم کار بوده اند و رییس جمهور باید آنها را کنار بگذارد » و دوم آنکه « اصلاح طلبان گیلانی دل پرخونی از نوبخت دارند » . البته او قبل از انتخابات در دانشگاه گیلان انتقاداتی را متوجه نوبخت کرده بود که با تشویق جمعیت حاضر و تماما اصلاح طلب سالن مواجه شده بود . در لابلای این بخش خوب است گریزی به یکی از دلایل شکست لیست امید رشت بزنیم . عده ایی می گویند اگر آن تشویق ها را در کنار پاسخ های بعضی از اصلاح طلبان که به زیباکلام دادند قرار دهیم به شکافی که بین مردم و بعضی از نخبگان اصلاح طلبی ایجاد شده است میرسیم . همان مردمی که بخاطر نقد نوبخت توسط زیبا کلام برایش کف و سوت زدند ٬ به لیست تعرفه شده نخبگان اصلاح طلب پشت کردند ولیست شکست خورد هرچه بود سخنان زیباکلام به مزاج عده ایی خوش نیامد و برخی بجای بیان عملکرد سخنگوی دولت به رفتارهای احساسی پرداخته و با ستایش نوبخت به زیباکلام تاختند. استاد دانشگاه تهران گفته بود « آنقدر که صادق زیبا کلام،روزنامه های شرق ،اعتماد و آرمان که وظیفه ای هم نداشتند از دولت یازدهم دفاع کردند خیلی از اعضاء کابینه اینکار را نکردند که این کمترین کاری بود که دولتمردان دولت یازدهم می توانستند داشته باشند! » در بخش دوم گیلانیهای اصلاح طلب زیرش زده و با نوشتن متون ستایشگرانه در مدح نوبخت گفتند که منظور زیباکلام « ما نبودیم » ذکر تنها یک نکته ضروری و فراموش نشدنی ست که تا چند ماه پیش که جابجایی مسئولین با حفظ جایگاه از شهرستانی به شهرستان دیگر انجام شدت گرفت ٬ صدای اصلاح طلبان از عدم بکارگیری نیروهای کارآمدشان بشدت درآمده بود . به حدی که مدیران ارشد استان را مجبور به صدور چند حکم مشاوره برای تعدادی از جوانان اصلاح طلب کرد تا اوضاع کمی آرام شود . در اینجا اشاره به تیتر مطالب طرفداران نوبخت و بعضی اصلاح طلب ها خطاب به صادق زیباکلام حائز اهمیت است ؛ هرمز ربانی : نوبخت فخر گیلان است/ گفته های سطحی تان را بدون حب و بغض اصلاح کنید غلامعلی جعفرزاده : دلم برای مظلومیت نوبخت می سوزد سروش اکبرزاده : هیچ گله ایی از نوبخت ندارم فیاض زاهد : من فیاض فرزند رجب ؛ برای بیان نظراتم کسی را واسطه نمیگیرم هادی نوری : تفرقه ایجاد می کنید / قیم مردم نباشید یونس رنجکش : حمله به اعتدال ؛ از سعید قاسمی تا صادق زیباکلام کیوان محمدی : هر نوع خدشه در اتحاد میان نیروهای سیاسی محکوم است احمد گورابی : آقای زیباکلام گیلان منتظر عذرخواهی شماست حجت مهدوی : زیباکلام با بی تدبیری درحال خدمت به جناح رقیب است . فردین معصومی : ترا به تشک کشتی می برم ابوذر ندیمی : لطفا شما از جانب ما حرف نزنید که از خودی ها زیاد ضربه خورده ایم محسن باقری : زیباکلام حق اظهار نظر و سئوال دارد / بجای توهین جواب مطالبه اش را بدهید توجه به این امر ضروری ست که واکنشهای اصلاح طلبان به زیباکلام دستمایه بعضی از اعتدالیها و اصولگرایان شد که همواره مترصد ایجاد اختلاف بین اصلاح طلبانند تا رهیافتی برای خود داشته باشند . این اخبار - مکررا - از سوی برخی از اعتدالیهای صاحب رسانه به گروههای تلگرامی ارسال می شد . دوازدهم ) جنجالی های استاد دانشگاه صادق زیباکلام رشته هایی را تجربه کرده که در نهایت دکترای علوم انسانی را از دانشگاهه انگلیسی گرفته است . رفتارها و اظهار نظرهایش از او شخصی جنجالی و ماجراجو ساخته است . زمانی که « فتنه » تابو بود او گفت که « نمی فهمم فتنه چیست . من آنرا اعتراض میدانم » . وی در نوشتن نامه های سرگشاده سرآمد است . به خیلی ها نامه نوشته است . از هاشمی و احمدی نژاد و روحانی تا دیگران . بیشتر اوقات یک پای مناظره هاست ٬ از بیان نظراتش به لکنت نمی افتد و البته چندین بار هم « عذرخواهی » است . او از رضا شاه و هویدا حرف میزند و گاهی برای سخنرانی تا پارلمان بریتانیا هم میرود . به رییسی میگوید « از کجا میخواهی بیاوری » و بیشترین نقدها را در دولت احمدی نژاد به او میکند و از سویی « عارف » را « بی عرضه » میخواند . « فراستی » اورا « بی سواد ٬ مبتذل و تقلیگرا » می نامد و خودش به « سعید حدادیان » میگوید « کاش شما هم به جت اسکی میرفتید » . به الله کرم گفته بود « روی پیشونی من نوشته احمق که از من انتظار دارید که قبول کنم درد شما دینه ؟ » خلاصه اینکه زیباکلام همه نوع کنش و واکنش دارد . او خودش را « دلواپس » اصلاح طلبی میداند و از مردم خواست که به روحانی رای دهند تا احمدی نژادیسم برنگردد. نویسنده لیبرال « کتاب ما چگونه ما شدیم » ( به اعتراف خودش با تمام سلولهای بدنش لیبرال است) که در جایی گفته بود « خلخالی میخواست مرا اعدام کند » در گفتگو با « دهباشی » گفته است : « من علاقه ایی به اظهار نظر در مورد هر چیز ندارم . اگر از تیربرق تا .... حرف میزننم ٬ دیگران از من میخواهند وگرنه چه لزومی دارد که آدم درباره هرچیز حرف بزند ؟ » این کنش و واکنش ها از زیباکلام شخصیتی ساخته است که سالن های سخنرانی اش مملو از جمعیت میشود . او معمولا مثل دیگران ملاحظه نمیکند و حرف هایی میزند که دیگران « سخت شان » می آید . اظهار نظرش در خصوص سخنگو و تیم رسانه ایی دولت هم یکی از آنهاست . سیزدهم ) آیا تیم رسانه ای دولت ضعیف بود ؟ این جمله را طی چهارسال گذشته به اشکال گوناگون شنیده یا خوانده ایم .که « تیم رسانه ایی دولت ضعیف است » . این تیم دربسیاری موارد داد حامیان دولت را درآورده است که برای پرهیز از اطاله کلام تنها جملات کوتاهی از برخی حامیان دولت درج میشود : جهانبخش خانجانی - کارگزاران : نظام رسانه ایی دولت در اطلاع رسانی و آگاهی جامعه نارسا عمل میکند . وکیلی - نماینده مجلس : تیم رسانه ایی دولت عملکرد خوبی ندارد . آنچنان که پیداست کلید آقای روحانی قادر به بازکردن درب این اتاق ( رسانه ایی ) نیست و کلیدش زنگ زده است . فیاض زاهد  فعال سیاسی اصلاح طلب : بزرگترین ضعف هایی که آقای روحانی با آن طرف است تیم رسانه ایی ایشان است . تیم رسانه ایی دولت اصلا حرفه ایی نیست . مرتضی مبلغ - اراده ملت : دولت در مدیریت رسانه ایی ضعیف و ناکارآمد عمل کرده است عبدالله رمضان زاده - سخنگوی دولت اصلاحات : ضعف تیم اطلاع رسانی دولت کاملا مشهود است . منصور مظفری - مدیر مسئول آفتاب یزد : تیم رسانه ایی دولت درخواب زمستانی ست . مسیح مهاجری - مدیر جمهوری اسلامی :  اساسی ترین ضعف دولت روحانی فعال نبودن بخش رسانه ایی آن است . مجید انصاری - معاون روحانی : متاسفانه بدلیل ضعف تیم رسانه ایی آقای روحانی برخی تصور میکنند که دولت دستاوردی نداشته است . با وجود اظهارنظرهای بالا به سادگی پیداست که در کنار زیباکلام تعداد زیادی از حامیان دولت به ضعف آشکار تیم رسانه ایی اعتراض داشته اند . حال بد نیست نگاهی به رفتارهای رقبای روحانی درانتخابات ۹۶ داشته باشیم . آنها بر موارد اقتصادی و عدم توجه به محرومان جامعه به عنوان مهترین مسئله انگشت گذاشته و مردم را به ۴ و ۹۶ درصدی غنی و محروم تقسیم کرده بودند که بار بیان عملکرد دولت در این زمینه ها بردوش ربیعی وزیر کار و رفاه و نهاوندیان رییس دفتر و نوبخت سخنگوی دولت بوده است و زیباکلام به ناتوانی این تیم اشاره و از آنها انتقاد کرده بود . این مطالبه گری نه تنها از طرف زیباکلام بلکه از سوی بخش زیادی از حامیان دولت است که تاکنون تیم رسانه ایی دولت و شخص نوبخت پاسخی برای آن نداشته است . پایانی ) تزریق خون تازه به دولت شخص روحانی با وعده هایی که در تبلیغات انتخاباتی داد سطح مطالبات مردم را تا حد زیادی بالا برد . او میدادند که برای رسیدن به خواسته هایش نمیتواند به دولت فعلی تکیه کند . بنابراین از اولین روزهای پیروزی وعده تغییرات را به کنایه داد . او در جشن پیروزی که با حضور اعضای برجسته ستادهای سراسر کشور برگزار شد از عدم ایستادگی پای دولت و « نرم حرف زدن » سخن به میان آورد تا به آنهایی که تلاش نکردند یا کم کار بودند بفماند که رفتنی هستند . مطمئنا اصلاح طلبان و میانه های بیشتری جای « لخ لخ » کنندگان را خواهند گرفت اما اینکه چه کسانی میمانند یا میروند به تصمیم شخص اول پاستور بستگی دارد . گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.