farhadmirzazad فرزاد میرزازاد * تئاتر به عبارتی مادر تمام هنرهاست .تئاتر کارگروهی است .از وجود نیروی انسانی وچیزی به نام انسان بهره می برد . اگر انسان در تئاتر حضور نداشته باشد کارگردانی وبازیگری ونمایشنامه نویسی وتماشاگری هویت پیدا نمی کند  .تئاتر به ذات فی نفسه زنده بودنش دارای ارزشهای بسیار والائی است تئاتر هنر مقدس وارزشمندی است .انسان از تئاتر وبه تماشا نشستن آن لذت می برد، می خندد ،می گرید ،.همذات پنداری می کند ،به فکر فرو می رود ،آرزوها یش را در آن جستجو می کند ،عبرت می گیرد .تئاتر در ارتباط تنگاتنگ با انسان ومردم است که به آن روح دمیده می شود ونفس می کشد وحیات پیدامی کند وتاثیر وهدفش را بر انسان جاودانه وعملی سازد . ارتباط انسان باتئاتر مثل ارتباط انسان به آب وغذا وهواست .تئاتر به انسان هوش ،عزت وشرف وشخصیت اهداء می کند وانسان نیز به تئاتر متقابلا "روح واحساس وانرژی  اعطاء می کند در دوران معاصر ،ما با مقوله تئاتر درمانی روبرو هستیم که انسان بدوراز دغدغه های زندگی وفکری وروحی از تئاتر باحضورش در سالن نمایش، خودش را جستجو می کند شخصیت وهویت گمشده اش را جستجو می کند .شخصیت وهویت گمشده اش را می جوید ومی کاود وبعد به مکاشفه ای روحانی واخلاقی وانسانی می رسد . در تئاتردرمانی ،انسان هائی که در گذر زمان زندگی به پوچی وناامیدی وسرخوردگی رسیده اند .ازاین طریق روح وروان  جسمشان صیقل وجلا پیدا می کند .با تئاتر درمانی که خود عملی است منحصر به فرد انسان درمان می شود . انسان به تئاتر احتیاج دارد چون تئاتر از اخلاق وایمان ودرستکاری وصداقت وخوب زندگی کردن ،سخن می گوید خیلی از انسان ها باتئاتر دوباره به زندگی برگشته اند وامید به آینده را در  خود می کاوند، تئاتر از خداوند وهستی وخوبی ها وبدی ها ،راستی ها وکجی ها می گوید تئاتر یعنی زندگی ،یعنی حضور ،یعنی نفس کشیدن ،پس نتیجه می گیریم که ارتباط انسان با تئاتر یک مقوله جدی وحقیقی وعقلانی –حسی می باشد . انسان امروز به تئاتر احتیاج دارد همانطوریکه مریض به دارواحتیاج دارد .همانطورکه بچه احتیاج به مادر دارد،انسان اگر با تئاتر خو بگیرد ودوست شود ،تئاتر به انسان تغذیه فکری وروحی وروانی می دهد . تئاتر یک علم است .دانش وفهم وبصیرت است .ازتئاتر انسان به خداوند ،زیبائی وبعد به حقیقت نزدیک می شود، به خوبی ها وخوب بودن . درعصر ماشینیسم وعصر نامهربانی ها ودر عصر دیجیتال وتکنولوژی و  صنعتی وعصرنامردی هاودر عصر فراموشی محبت ها وخوبی های انسانها به یکدیگر ،تئاتر وانسان می توانند دو دوست خوب وهمراه وهمگام در این عصر پر از وحشی گری و جنگ وخون ریزی وقتل وتجاوز وبی عدالتی وگرسنگی وفقر،باهم ودر کنار هم زندگی وعشق وصلح ودوستی را معنا کنند، واز ازل تا به ابد در هستی وزندگی، تئاتر با انسان وانسان با تئاتر دوشادوش یکدیگر همراه بودند وهریک بدون دیگری یعنی مرگ ،یعنی ایستائی . *نویسنده ،کارگردان و بازیگر تئاتر و سینما

به اشتراک بگذارید:
برچسب‎ها : یادداشت

نظر شما:

security code