[caption id="attachment_1940" align="alignnone" width="137"]نعمت الله فاضلی * نعمت الله فاضلی *[/caption] در این سال ها جامعه ایران تغییر بزرگی را پشت سر می گذارد. ما شاهد شکل گیری اشکال تازه ای از الگوهای فرهنگی هستیم که به تدریج در حال عینیت یافتن است و حتی می تواند در آینده نزیک به شکل الگوی فرهنگی غالب در بیاید. می توان از این الگوها با عنوان اشکال فرهنگی در حال ظهور نام برد. یکی از مهم ترین اشکال فرهنگی در حال ظهور نوعی فرهنگ گفت وگوی اجتماعی است. این فرهنگ از ١٠ سال پیش با همگانی شدن رسانه های خرد که از طریق اینترنت در اختیار مردم قرار گرفت و گسترش وبلاگ ها و فضاهای مجازی دیگر رو به گسترش گذاشت. وبلاگ ها نخستین شکل رسانه های خرد بودند که توسط فرد تاسیس و مدیریت می شد. بعدها پیامک ها بودند که بیش از وبلاگ امکان مشارکت را به افراد می داد. اما امروز با آخرین شکل این ابزارها روبه رو هستیم؛ مثل وایبر، لاین، واتس آپ و سایر اپلیکیشن های موبایلی که امکان ارتباط را ایجاد می کنند. در واقع این شبکه ها زنجیره ای از رسانه های خرد فرضی را ایجاد کرده اند. این یک واقعیت است که این رسانه های خرد در زنجیره رسانه ای بزرگ تری قرار گرفته اند و به دلیل قدرت اجتماعی گسترده ای که دارند رسانه های بزرگ تری همچون روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهند. بر اساس همین تحلیل باید بپذیریم که جامعه ما در آستانه ورود به فرهنگ جدیدی است که در این فرهنگ جدید گفت وگو و تعامل از پایین به عنوان امر مسلم در حال پذیرفته شدن است. رخدادهایی همچون پدیده پاشایی و اتفاقات پس از آن مانند واکنش ها به سگ کشی، یا پدیده پورشه و حتی داستان های بزرگ تر همچون بحث فسادهای مالی که در سیستم دولتی در حال آشکار شدن است نیز در این دایره قرار می گیرند. از منظر اجتماعی می توانیم از آنها تحت عنوان نقد اخلاقی جامعه یاد کنیم ودر این عرصه با اشکال تازه ای از نقد فرهنگی و نقد سیاسی رو به رو هستیم. بی ربط نیست اگر بر ملا شدن بخشی از فسادهای مالی را در بوته همین نقد سیاسی ببینیم و پدیده هایی همچون پاشایی یا داستان پورشه و سگ کشی را نوعی نقد اجتماعی جامعه نسبت به خودش ببینیم. در گفت وگوهای وسیعی که مردم درباره خودشان انجام می دهند و با ارسال انواع متن ها از احادیث و آیات، سخنان بزرگان و حتی لطیفه ها به نقد اخلاقی می پردازند. من بر آن هستم تا از نوعی تحول در کلیت فرهنگ جامعه امروزمان سخن بگویم، اینکه ما در آستانه ورود به شکل تازه ای از فرهنگ قرار گرفته ایم که در آن گفت وگوی اجتماعی و صحبت کردن درباره مسائل جمعی مشترک توسط همگان بدون حضور مراجع قدرت یا مراجع ذی صلاح صورت می گیرد. در این شکل در حال ظهور فرهنگ، جامعه ما در نتیجه برخورداری از فناوری های ارتباطی همگانی برای نخستین بار در تاریخ فرصتی پیدا کرده است تا مسائل یا موضوعات یا به معنای عام تر توصیف جهان و آگاهی از وجود خود در جهان را نه از دیدگاه روشنفکران یا صاحبان قدرت بلکه از زبان مردم در تمام گروه ها و سنین اعم از مرد و زن، شهری و روستایی، از هر طبقه اجتماعی با ویژگی های خاص خودش بیان کند و به ارایه فهم خود از جهان یا بیان وضعیت خود در جهان بپردازد. برای نخستین بار ما شاهد رخداد عظیم تاریخی در فرهنگ مان هستیم که همه کم و بیش موفق به دست یافتن به حق بازنمایی شده اند. گویی همه می توانند دیده شوند یا نشان دهند، همه می توانند آنچه را تجربه می کنند تفسیر کنند و آنچه را تفسیر می کنند به نمایش درآورند و آن را به عنوان بخشی از حوزه عمومی به بحث و گفت وگو بگذارند. جامعه ما در آستانه ورود به یک فرهنگ نوین است، فرهنگ گفت وگویی یا گفت وگوی اجتماعی. در این مرحله شاهد هستیم که جامعه دچار هیجان و شگفت زدگی و کمی هم دستپاچگی شده است. به بیان ساده تر جامعه ما نوعی شوک فرهنگی ناشی از ورود به فرهنگ گفت وگویی را تجربه می کند. در این مرحله آستانه ای که جامعه ما از نوعی گنگی فرهنگی به گفت وگوی فرهنگی انتقال پیدا می کند، گویی ملت زبان باز کرده است، گویی مردم می خواهند فریاد بزنند، اگرچه ممکن است مانند کودکی که تازه زبان گشوده واژه ها را نادرست ادا کند، جمله ها را شکسته بسته و گاه بی معنا بگوید. مانند کودکی که تازه راه رفتنن را می آموزد گاه ممکن است زمین بخورد و گاه ممکن است مسیری را خطا برود. ما در آستانه گسست از نوعی تاریخ گنگی و تاریخ سکوت و ورود به فرهنگ و تاریخ جدید هستیم که در آن رسانه های خرد در امتداد اندام ما قرار گرفته اند. گویی چشم های ما به کمک دوربین ها می بینند، گوش های ما به کمک رادیو می شنوند و امتدادی تا بی نهایت هستی پیدا کرده اند. در این شرایط جدید ما به تدریج می آموزیم که چگونه خود، دیگری، جهان هستی و آگاهی مان را ارزیابی، رصد و نقد کنیم. باید بپذیریم این فرهنگ جدید هنوز آنقدر به بلوغ و رشد نرسیده که بتواند تعامل های رودررو را سازمان دهد، به این دلیل که در حال حاضر این گفت وگو صرفا از طریق تولید و توزیع پیام های اینترنتی صورت می گیرد و هنوز نیروهای اجتماعی در این تعامل و گفت وگو سازمان نیافته و استمرار آن می تواند این فضا را فراهم کند. از سوی دیگر باید در نظر داشت از آنجایی که ورود ناگهانی همه مردم به این عرصه باعث شده است تا خصلتی توده وار پیدا کند. می توان امیدوار بود این گفت وگو شکل های جدیدی از انسجام اجتماعی و نیروهای اجتماعی جدید و فضاهای اجتماعی را برای جامعه ایران شکل دهد..   * انسان شناس ایران و استاد دانشگاه خوارزمی

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code