[caption id="attachment_356" align="alignnone" width="139"]سام سکوتی بداغ سام سکوتی بداغ[/caption] قدرت حرکت خبر های خوب خیلی کم است و در کمال تأسف خبرهای بد با سرعت نور حرکت می کنند و به گوشه گوشه ذهن ما راه پیدا می کنند و علاوه بر حرکت سریع، قدرت ماندگاری و به عبارتی پایایی بالایی هم دارند .

حال اگر خبر ناگوار مرگ یک دانش آموز جوان باشد ،تا مدتها در ذهن معلمین و دانش آموزان زندگی خواهد کرد و واقعه زمانی دردناکتر می شود که می گویند دانش آموز ۱۴ ساله شیرازی به دلیل گرفتن موبایل توسط مدیر مدرسه دست به خودکشی زده است،( به دلیل عادت زدگی در دنیای مجازی در اینجا از خواننده محترم خواهش می شود شکلک ناراحتی را در ذهن مجسم کند).

در هفته معلم امسال و در آستانه روز معلم خبرهایی مبنی بر خودکشی نوجوانی ۱۱ ساله در شهرستان تالش خانواده فرهنگیان را داغدار کرد ،گرچه هنوز خبر رسمی و تأیید شده مبنی بر دلیل خودکشی اعلام نشده است، اما بنابر اظهارات مردم در منطقه، تنها دلیلش فشار معلم برای انجام تکلیف و در پی آن، فشار پدر، دلیل عمده خودکشی مصطفی یازده ساله بوده که اگر صحت داشته باشد، اتفاق نا گوار دیگری در خانواده بزرگ آموزش و پرورش کشور رخ داده است.

به عنوان دانش آموز ، آنهم از نوع کمی شلوغ آن، امروز که مدتهاست از آن طرف میز دانش آموزی به این طرف میز معلمی حرکت کرده ام، خوب میدانم که هرگز هیچ معلمی برای خوش آمد خودش به دانش آموزی تکلیف نمی دهد و اگر سخت گیری کرده اند و می کنند برای رشد علمی دانش آموزان است. اما آیا معلمین ما با میزان بار روانی که یک دانش آموز می تواند تحمل کند، آشنایی دارند؟

آیا دوره های ضمن خدمت معلمان بحث های روانشناسی را هم شامل می شود؟ و اگر می شود آیا دوره های ضمن خدمت بیشتر از آنکه یک دوره باشد تا معلمین چیزی بیاموزند ، دوره ای جهت کسب امتیاز برای جا بجایی ها و ارزشیابی ها نیست؟

معلمین پرورشی در آموزش و پرورش تا چه میزان کار تخصصی انجام می دهند ،خصوصا در آموزش ابتدایی، چه میزان در زندگی دانش آموزان نقش آفرین هستند؟

به نظر ارزشیابی توصیفی برای برداشتن فشار روانی ناشی از کسب نمره ضعیف وارد سیستم آموزشی کشور شد، اما گویا این طرح ناپخته و آزمایش نشده هم خیلی موفق نبوده و گره ای از مشکلات آموزش باز نکرده است.

از سال ۸۵ تا امروز ۵ فقره خودکشی و یا اقدام به خودکشی در کشور اتفاق افتاده است و مرتضی ششمین مورد آن می تواند باشد و ما هنوز نمی دانیم آموزش و پرورش با تمام مشکلاتی که پیش رو دارد ، چه زمان به این معضلات رسیدگی خواهد کرد !!!

حال این سوال مطرح میشود که معلمان ما با وجود خیل دغدغه های فکری و معیشتی آیا رسیدگی به امور این چنینی و مدیریت رفتار دانش آموزان در خارح از محیط مدرسه را نیز باید به عهده بگیرند؟

درس برای زندگی یا مرگ به خاطر درس!

قدرت حرکت خبر های خوب خیلی کم است و در کمال تأسف خبرهای بد با سرعت نور حرکت می کنند و به گوشه گوشه ذهن ما راه پیدا می کنند و علاوه بر حرکت سریع، قدرت ماندگاری و به عبارتی پایایی بالایی هم دارند .

حال اگر خبر ناگوار مرگ یک دانش آموز جوان باشد ،تا مدتها در ذهن معلمین و دانش آموزان زندگی خواهد کرد و واقعه زمانی دردناکتر می شود که می گویند دانش آموز ۱۴ ساله شیرازی به دلیل گرفتن موبایل توسط مدیر مدرسه دست به خودکشی زده است،( به دلیل عادت زدگی در دنیای مجازی در اینجا از خواننده محترم خواهش می شود شکلک ناراحتی را در ذهن مجسم کند).

در هفته معلم امسال و در آستانه روز معلم خبرهایی مبنی بر خودکشی نوجوانی ۱۱ ساله در شهرستان تالش خانواده فرهنگیان را داغدار کرد ،گرچه هنوز خبر رسمی و تأیید شده مبنی بر دلیل خودکشی اعلام نشده است، اما بنابر اظهارات مردم در منطقه، تنها دلیلش فشار معلم برای انجام تکلیف و در پی آن، فشار پدر، دلیل عمده خودکشی مرتضی یازده ساله بوده که اگر صحت داشته باشد، اتفاق نا گوار دیگری در خانواده بزرگ آموزش و پرورش کشور رخ داده است.

به عنوان دانش آموز ، آنهم از نوع کمی شلوغ آن، امروز که مدتهاست از آن طرف میز دانش آموزی به این طرف میز معلمی حرکت کرده ام، خوب میدانم که هرگز هیچ معلمی برای خوش آمد خودش به دانش آموزی تکلیف نمی دهد و اگر سخت گیری کرده اند و می کنند برای رشد علمی دانش آموزان است. اما آیا معلمین ما با میزان بار روانی که یک دانش آموز می تواند تحمل کند، آشنایی دارند؟

آیا دوره های ضمن خدمت معلمان بحث های روانشناسی را هم شامل می شود؟ و اگر می شود آیا دوره های ضمن خدمت بیشتر از آنکه یک دوره باشد تا معلمین چیزی بیاموزند ، دوره ای جهت کسب امتیاز برای جا بجایی ها و ارزشیابی ها نیست؟

معلمین پرورشی در آموزش و پرورش تا چه میزان کار تخصصی انجام می دهند ،خصوصا در آموزش ابتدایی، چه میزان در زندگی دانش آموزان نقش آفرین هستند؟

به نظر ارزشیابی توصیفی برای برداشتن فشار روانی ناشی از کسب نمره ضعیف وارد سیستم آموزشی کشور شد، اما گویا این طرح ناپخته و آزمایش نشده در کشور ما   هم خیلی موفق نبوده و گره ای از مشکلات آموزش باز نکرده است و استرس ناشی از تفاوت های فردی  در موفقیت تحصیلی را به صفر نرسانده است.

از سال ۸۵ تا امروز ۵ فقره خودکشی و یا اقدام به خودکشی در کشور اتفاق افتاده است و مرتضی ششمین مورد آن می تواند باشد و ما هنوز نمی دانیم آموزش و پرورش با تمام مشکلاتی که پیش رو دارد ، چه زمان به این معضلات رسیدگی خواهد کرد !!!

حال این سوال مطرح میشود که معلمان ما با وجود خیل دغدغه های فکری و معیشتی آیا رسیدگی به امور این چنینی و مدیریت رفتار دانش آموزان در خارح از محیط مدرسه را نیز باید به عهده بگیرند؟

تعلیم و تعلم در کنار پدرو مادرانی سختگیر و متوقع که خطوط مشخصی را برای موفقیت فرزندان خود ترسیم می کنند فارغ التحصیلانی موفق اما افسرده و غیر اجتماعی را تحویل جامعه داده است.

والدین محترم با تجدید نظر در دیدگاه خود نسبت به زندگی فرزندانشان و تعدیل سطح انتظارات خویش از دلبندانشان ، شخصیت هایی درسخوان اما افسرده و گریزان از اجتماع نسازند.

قطعا مادر مرتضی و مرتضی ها امروز ارزو می کنند که کاش فرزندانشان هرگز به مدرسه نمی رفت ، تا اینکه برای انجام ندادن تکالیف درسی مسافر خاک شوند.

  گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code