گفت‌و‌گوی تفصیلی گیل نگاه با مدیرکل میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری گیلان:
۱۳۹۴/۰۹/۲۴ ۱۱:۳۰ چاپ
گیل نگاه/فاطمه صابری:رضا علیزاده مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان که ظهر یکی از روزهای پاییزی مهمان تحریریه گیل نگاه بود از دغدغه های مختلف خود در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری گفت. علیزاده ابتدا درباره اشیای پیدا شده در میدان مرکزی رشت هنگام حفاری های پیاده راه سازی سخن گفت که گزارش آن پیش از این در گیل نگاه منتشر شد و سپس از کاهش دغدغه ها در حوزه میراث فرهنگی ابراز نگرانی کرد. او از مردم خواست که کنار میراث خود بایستند و تاکید کرد این انتظار وجود دارد که مسوولان هم با رفتار هایشان سرمایه گذاران را آزار ندهند. مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان از راهکارهای برخورد با ویلاسازی در ییلاقات تالش و درباره بی توجهی ها به اصول معماری بومی در ساخت و سازهای گیلان هم توضیح داد . علیزاده برعکس شماری از مدیران دولت روحانی که به گفته مدیر کل میراث فرهنگی گیلان حتی ابا دارند در سخنرانی هایشان هم از کلمه «تدبیر و امید» استفاده کنند. علیزاده حضورش در تحریریه گیل نگاه را بهانه ای برای مرور خاطرات روزهای روزنامه نگاری اش دانست و  از نگرش اصلاح طلبی و پایبندی اش به تفکرات دولت تدبیر و امید سخن گفت. این گفت و گوی تفصیلی را در ادامه بخوانید: آقای علیزاده چندی پیش در رسانه ها مباحث مختلفی درباره سرای میخچی مطرح شد. فعالان میراث فرهنگی نگران از بین رفتن یک بنای تاریخی بودند؛ در گیل نگاه هم گزارشی در این ارتباط منتشر شد. در آن گزارش آمده بود که رای دادگاه به نفع مالک صادر شده است. مالک و منتقدانی که می گویند این سرا از نظر تاریخی قدمتی ندارد و در این ارتباط به وجود تیرآهن در بنا اشاره می کنند. رویکرد شما درباره این ماجرا چیست؟ سازمان میراث فرهنگی برای خرید این بنا بودجه ای ندارد؟ طی سال های گذشته دو سه مدیر کل درگیر مسایل پیرامون سرای میخچی بودند و اعتقاد کار شناسان میراث فرهنگی بر این است که این کاروانسرا واجد ارزش تاریخی است. سازمان میراث فرهنگی در دولت نهم و دهم آنقدر اهتمام نداشته و با مراجع قضایی رفتار تعاملی برقرار نکرد تا نام این بنا از فهرست آثار ملی خارج شود. ولی این چیزی از واجد ارزش بودن بنا کم نمی کند. مساله بعدی اینکه این بنا در بافت تاریخی قرار گرفته و بافت تاریخی همانطور که عرض کردم ضابطه ساخت و ساز خودش را دارد. مالک هم در همین مقطع علیه من در دیوان عدالت اداری شکایت کرد که مدیر کل فعلی علی رغم رای صادره دیوان عدالت اداری، مجال ساخت و ساز را برای مالک فراهم نمی کند. من در همان مقطع هم عرض کردم که این بنا در بافت تاریخی قرار دارد و ما هنوز اعتقاد داریم واجد ارزش تاریخی است و اگر هم قرار است ساخت و سازی اتفاق بیافتد، باید متناسب با ضوابط شورای عالی معماری و شهرسازی باشد چرا که دبیرخانه شورای عالی معماری و شهرسازی نقطه نظر آقای دکتر حناچی و مکاتبات او را دارد و در عین حال ضوابط سازمان میراث فرهنگی در خصوص بافت باید رعایت شود. اگر نگاه ما اینگونه باشد که سازمان میراث فرهنگی بنا ها و آثار ثبت شده یا در بافت تاریخی قرار گرفته را تملیک کند اگر کل دارایی های کشور را هم هزینه کنیم واقعا امکان پرداخت هزینه های آن وجود ندارد. ما به دنبال ایجاد احساس مسوولیت اجتماعی در خصوص بافت ها و بناهای تاریخی هستیم. مثلا وقتی در بافت تاریخی میدان انزلی ساختمان بانک ملی و ساختمان دادگستری وجود دارد امکان مرمت تمام این آثار از سوی سازمان میراث فرهنگی وجود ندارد. یا مردم در خصوص بناهای تاریخی خود هم وظایفی دارند. همانطور که وقتی در کشور بنایی تخریب می شود یا در آستانه تخریب قرار می گیرد ان جی او ها و تشکلهای غیردولتی ورود می کنند، موضوع برای شرایط فعلی هم صدق می کند. یک طرف قصه یک نگاه اقتصادی است که ممکن است صرفا نگاه مالکان کاسب کارانه باشد. و یک نگاه، نگاه فرهنگی است یعنی سالیان طولانی از وجود این بنا ها می گذرد و ما باید در برابر آن ها احساس تکلیف کنیم. مخصوصا در شرایط بحران اقتصادی کشور که واقعا امکان تملک و پرداخت هزینه های خاص وجود ندارد.    نگاه و رویکرد شخصی و رسانه ای ما به این مقوله حمایتی است؛ اما نمی توان از یاد برد که بالاخره بحث حقوق مالکیت وجود دارد که در اسلام هم بسیار مورد توجه است. مثلا در حال حاضر مالک میخچی در یکی از بهترین نقاط شهر سازه ای دارد که کسی در مالکیت قضیه اصلا شکی ندارد. فکر می کنم مالک این بنا هم حق دارد و نمی شود ما توجیه کنیم که همه افراد باید دغدغه فرهنگی داشته باشند اصلا شاید آن فرد چنین نگاهی نداشته باشد. یکی از موضوعات مرتبط با قضیه آگاهی است و ما پیش از خرید هر ملکی، باید به این موضوع توجه داشته باشیم که این ملک چه وجهی دارد؛ یعنی ارزش تاریخی دارد یا ندارد و در کجا ساخته شده است. در حال حاضر کمیسیون ماده پنج و طرح تفصیلی وجود دارد. ما علاقمندیم که سطح اشغال را صد درصد بگیریم تا در ارتفاع حداقل پنجاه یا شصت متر ساخته شود. آیا ضوابط کمیسیون ماده پنج این حقوق مالکانه را قایل می شود؟ ضابطه مدیریت شهری به ما می گوید سطح اشغال و تراکم این مقدار است، یا ارتفاع باید این مقدار باشد، منظر و سیمای شهری هم باید به این شکل باشد. این ضابطه ای است که شهردار باید قایل شود. جایی هم که در دل بافت تاریخی است، ضوابط خاصی دارد که نه تنها منافاتی با ضوابط طرح تفصیلی و طرح جامع ندارد، بلکه همخوانی دارد و کلا منطبق است. بنابراین شهروند ما باید پایبند ضوابطی باشد که از دل طرح های تفصیلی، طرح های جامع و طرح بافت خارج می شود و این هم متشرعانه است، هم قانونی و هم ضابطه مند.

کمرنگ شدن تعلق خاطر مردم به میراث فرهنگی/می خواهیم حمام حاجی به حیات خود ادامه دهد


یک نقدی که اصولا به مجموعه میراث فرهنگی می شود (از دید کسانی که صرفا از دید حفظ میراث فرهنگی به مسایل نگاه نمی کنند) این است که اداره میراث به یک سری پروژه ها ورود می کند و نه خود امکان فعل و انفعال خاصی بروی آن را دارد و نه اجازه فعالیت را به مالک می دهد. نمی دانم شما چقدر این نقد را وارد می دانید یا فکر می کنید با توجه به بهبود شرایط اقتصادی کشور، این وضعیت ممکن است تغییر کند؟ اینکه میراث فرهنگی پروژه ها را متوقف می کند، یک تلقی ناصواب است.   منظور پروژه های مربوط به بناست... نگاه به بنا ها یا محیط زیست باید تغییر کند. با همین نگاهها دریاچه ارومیه نابود شد، با همین نگاهها جنگلهای کشور دارد نابود می شود، و با همین نگاه ها سازه های تاریخی ما هم دارد نابود می شود. ما می گوییم بدون اینکه اداره کل میراث فرهنگی وجود داشته باشد، تک تک افرادی که در اینجامعه زندگی می کنیم در قبال این آثار وظیفه داریم. اصلا فکر کنیم میراث فرهنگی هم وجود ندارد. وظیفه فردی ما برای حفظ این آثار اقتضا نمی کند؟ ببینید در منطقه بحران زده خاورمیانه چه اتفاق هایی دارد می افتد. امروز شمایی که به عنوان یک شهروند ایرانی اینجا نشسته اید، وقتی داعش آثار تاریخی را با پتک و دریل نابود می کند، دلتان می سوزد. خودتان هم حسرت این ها را می خورید. آن وقت بغل گوشمان انواع و اقسام رفتارهای غیرمتعارف با میراث فرهنگی می شود، ولی نسبت به این موضوع بی توجهیم. چطور وقتی رفتار داعش را در عراق و سوریه با بنا ها و موزه ها می بینید حسرت این را می خورید که این ها دارند نابود می شوند. بغل گوشمان هزاران اتفاق می افتد بعد می گوییم پس میراث فرهنگی چه کاره است؟ بیاییم کنار میراث بایستیم؛ ما هم یک گوشه کار را بگیریم. من شهروند اگر خانه ای دارم، کمک بکنم. ما هم جاهایی به لحاظ منابع تسهیلاتی و مکانیزم هایی که در خصوص بافت تاریخی وجود دارد، کمک می کنم. ما در بافت فرسوده منابع تسهیلاتی داریم. به جای اینکه شهرداری بافت فرسوده را با خاک یکسان کند، آن را احیا و باز زنده سازی کند. این نگاه ماست. من احساس می کنم تعلق خاطرمان دارد به میراث فرهنگی و داشته های تاریخی مان کمرنگ می شود؛ اما سعی می کنیم که در محافل رفتار روشنفکرمآبانه بگیریم.   بخشی از آن ممکن است به خاطر بروکراسی همیشگی که در مواجهه با نهادهای دولتی وجود دارد باشد. یک مثال عرض می کنم؛ نوه مالک حمام حاجی در ساغریسازان، نمایشگاهی در خانه فرهنگ گیلان برپا کرده بود. به همان بهانه از طریق واسطه ای با ایشان تماس گرفتیم. این فرد خیلی راغب بود که بدون دریافت هزینه، کار کار شناسی روی بنا انجام شود که آیا ارزش تاریخی دارد یا خیر؟ ما می خواهیم این حمام حیات و بقای خود را ادامه دهد. نه به واسطه منابع مالی دولتی. بلکه منابعی مثل سرمایه گذاری هم هستند که می توانند آن را احیا کنند. می دانید که در کشور هایی مثل ترکیه و ارمنستان حمام های تاریخی یکی از مقاصد گردشگری هستند؛ با همان کاربری حمام و جذابیت هایی که دارند. دوش و طب سنتی و...مسافر که از آنجا دیدن می کند، درآمد اقتصادی هم برای مالک آن حمام به همراه دارد. ولی ما در اینجا یا می گوییم آن بنا را بکوبیم و طبقاتی بسازیم، یا می گوییم میراث باید آن را مرمت کند.    به نظر شما در اینجا خلا قانونی وجود ندارد؟ این همان حقوق مالک است که گفته بودید.   ما حقوق مالکانه را هم داریم که می تواند مالک را محدود کند. این مکان مالک دارد، وراث دارند انحصار وراثت می کنند و تعارضات و درگیری هایی با هم دارند. ورود ما به این بحث ما را درگیر جریانات حقوقی آن ها می کند که به دنبال این موضوع نیستیم.   فکر نمی کنید این می تواند خلا حقوقی هم باشد؟ می تواند باشد. اما خلا قانونی در حوزه میراث نیست. یا حقوق مدنی است یا چیز دیگری که باید آنجا تکلیفش را روشن کنند.   در چنین جاهایی انتظار می رود که یک دستور رسمی از طرف دولت وجود داشته باشد... قانون به ما اجازه می دهد که در صورت تخریب یک بنا حکم قضایی بگیریم و وارد آن بنای ثبتی بشویم و اقدامات مرمتی انجام دهیم. ولی اینکه حکم قضایی دستور بدهد که آن را به بخش خصوصی واگذار کنیم، چنین تکلیف قانونی را ندارد. در خصوص بحث واگذاری و سرمایه گذاری تکلیفی برای ما متصور نیست.   IMG_3645در گیلان چند پروژه از این دست داریم که امکان سرمایه گذاری و بهره برداری در آن ها وجود دارد اما درگیر همین مشکلات هستند؟ ما در استان گیلان هفتاد و هفت خانه را شناسایی کردیم که قابلیت واگذاری دارند. بعضی خانه ها جذابیت لازم را دارند و بعضی هم ندارند. این نوع سرمایه گذاری یک سرمایه گذاری خاص است و باید برای سرمایه گذار جذابیت داشته باشد. یک بار می خواهید روی یک عرصه بکر سرمایه گذاری کنید که معماری اش را طراحی و محاسبه می کنید و می سازد؛ یک وقت هم می خواهد بنایی را احیا کند و خدماتی را برایش تعریف کند. این یک ذایقه خاص سرمایه گذاری می طلبد که باید آن ها را پیدا کنیم و با مالکین بنا به تفاهم برسیم. در بخش خانه های تاریخی حدود هفتاد خانه را شناسایی کرده ایم که برای احیای این خانه ها فراخوان داده ایم تا کسانی که علاقمند به سرمایه گذاری هستند، سرمایه گذاری را انجام بدهند. فراخوان قبلی مربوط به کاروانسرای «لات» و در فراخوان اخیر که از طریق صندوق حفظ و احیا به انجام می رسد، کاروانسرای سیاهکل و خانه تاریخی لاهیجان در دستور کار ما قرار دارد که انشاا... بتوانیم به تناوب و حاکم کردن شرایط حقوقی، واگذاری آن ها را به انجام برسانیم.   بحث  سرمایه گذار را مطرح کردید. درباره پروژه سرمایه گذاری دهکده گردشگری تله کابین حیران آستارا شفاف تر صحبت کنیم. چون فقط دو روایت شنیده شد و بعد شما سفری به آنجا داشتید و اعلام شد که همه چیز خوب است. در حالی که تنها چند روز قبل از آن مدیر سرمایه گذاری گلایه های شدیدی را مطرح کرده و بخشی از لوازم تفریحی را هم تخریب کرده بود. پروژه دهکده توریستی متاسفانه تحت تاثیر شرایطی قرار گرفت. برخی از مسوولین این پروژه را جدا از مسایل ساخت و سازهای غیرقانونی حیران نمی دانستند. درحالیکه دهکده توریستی حیران مسیر خودش را طی می کند و در حال دریافت مجوزهای لازم است. بخشی از مجوز ها دریافت شده و بخشی دیگر هم در مرحله صدور است. بنا بر این پروژه قابل اعتنایی است که به توسعه منطقه کمک می کند؛ هم شهر آستارا و بخشی که در گیلان است و هم بخشی که در اردبیل قرار دارد. ما نباید با رفتار هایمان سرمایه گذار را آزار بدهیم و برایش دغدغه ایجاد کنیم؛ بلکه باید حاشیه امن لازم را برایش ایجاد کنیم. ممکن است سرمایه گذار دلخوری هایی داشته باشد منتها با مدیریت عالی جناب آقای دکتر نجفی استاندار گیلان و فرماندار شهرستان و سایر دستگاه ها، آنقدر درایت در استان گیلان وجود داشته که ما دغدغه های از این دست را برای سرمایه گذار ایجاد نکنیم. بر همین اساس طبق آخرین جلسه ای که با سرمایه گذار در منطقه داشتیم، پروژه جمع نشده و به کارش ادامه می دهد.   ولی عکس های جمع آوری بخشی از لوازم تفریحی وجود دارد. بعضی از افراد دلخوری هایی ایجاد کرده بودند؛ منتها ورود به موقع مدیران عالی استان گیلان باعث شد که ایشان دلگرم شوند و به کارشان ادامه بدهند. در واقع نه تنها آن پروژه، بلکه چند پروژه دیگر هم به آن مجموعه اضافه می شود مثل بانجی جامپینگ. فضایی هم خریداری کرده اند که مردم از تله کابین با قطار به سمت سورتمه می روند. همینطور برای ایجاد زیپ لاین هم تصمیمات لازم را گرفته اند و حتی پیش خریدشان انجام شده است.متاسفانه  وقتی این سرمایه گذار در خارج از کشور در حال تلاش برای گسترش امکاتات این بخش بود عده ای در داخل کشور فضای نامطلوبی ایجاد کردند که خوشبختانه مرتفع شد و پروژه به کارش ادامه می دهد.   چرا با توجه پتانسیل های بالایی که در بخش گردشگری گیلان وجود دارد اما همچنان ادارات و سازمان های ما سرمایه گذار پذیر نیستند. ما گردشگر پذیر هستیم اما سرمایه گذار پذیر نیستیم. به نظر شما هماهنگی بیش از این نیاز است؟ فکر می کنم در کل کشور این وضعیت حاکم است. نوعی عدم انسجام در قوانین، مقررات و ضوابط دستگاه های اجرایی وجود دارد. بخش گردشگری این مسیر سرمایه گذاری را ندارد. چه بسا در حوزه صنعت و در حوزه کشاورزی هم دچار یک اعوجاج و گسستگی هستیم. به نظر می رسد ما در سطح کلان نیاز به ایجاد یکپارچگی قوانین و مقررات برای سرمایه گذاری هستیم. همچنین باید بدانیم اساسا در ساحل چه کاری باید انجام بدهیم؛ بدانیم در حوزه جنگل ها چه کاری باید انجام بدهیم. و متناسب با آن یک قاعده ای باشد برای بحث های سرمایه گذاری که وجود دارد و زمینه کار برای آن سرمایه گذار فراهم باشد. تصور می کنم ظرفیت هایی وجود دارد و برای اینکه آن ظرفیت ها مورد توجه دستگاه های اجرایی قرار بگیرد، کارگروههای تخصصی است. وقتی ما کارگروه اقتصادی داریم یا کار گروه تخصصی گردشگری و کارگروه زیربنایی داریم، اقتضایش این است که به یک هم رایی و همفکری و یک نظام مندی برای سرمایه گذاری برسیم. اگر به این پایبند باشیم سرمایه گذار دچار سرگردانی نمی شود. حتی علی رغم تمام تلاش ها نتوانستیم در مجلس خدمات و سرمایه گذاری خارجی که در دارایی تشکیل شد، به نقطه ای که مورد نظر است برسیم. بنابراین یکپارچگی قوانین و مقررات جز اصلی این مجموعه است. اما می خواهم گریزی هم بزنم به اینکه چرا تکاپوی اقتصادی در بخش سرمایه گذاری آنقدر کمرنگ است یا وجود ندارد. کشور در این سال ها متأثر از شرایط خاص خودش تحریم بوده و عجله ای برای حضور سرمایه گذار خارجی و ترغیب آن وجود نداشته. وقتی گردشگری نیاید، ترغیب سرمایه گذاری هم به وجود نمی آید. ما باید توجیه اقتصادی بودن پروژه ها را به وجود بیاوریم. دیپلماسی سازنده این دولت و شرایطی که در مناسبات بین المللی حاکم شده کمک می کند که هم گردشگر بیاید و هم سرمایه گذار ترغیب می شود که سرمایه گذاری کند. این ها مکمل یکدیگر هستند و ما می توانیم روزهای خوبی را انتظار بکشیم. در یکی دو سال گذشته برای بحث سرمایه گذاری در بخش گردشگری آنقدر مراجعات صورت نگرفته بود اما در این بازه زمانی مراجعات سرمایه گذاری و ترغیب بیشتر شده، گردشگران دارند می آیند و همه این ها را می توانید از آمار و ارقام متوجه شوید.   در حال حاضر طرحی هست که توافق کرده باشید و ظرفیت های دست نخورده ای هم داشته باشد؟ می خواهم به اینجا برسم که ما می توانیم سرمایه گذاران را به سه دسته تقسیم کنیم. یک دسته سرمایه گذارانی که بضاعت مالی دارند، وارد استان می شوند و انتظار دارند زیرساخت ها برایشان مهیا شود. که با محدویت هایی که ما در استان گیلان به لحاظ کمبود زمین و موقعیت جغرافیایی اقلیمی داریم، در تنگنا قرار می گیرد. عرصه های ما برای واگذاری محدود است. در این مورد چالشهایی داریم که باید با منابع طبیعی به جمع بندی برسیم و عرصه هایی که واقعا قابلیت و پتانسیل واگذاری دارند را انجام دهیم. دسته دوم کسانی هستند که زمین دارند اما بضاعت و توانایی مالی ندارند؛ یا بضاعت مالی شان محدود است. آن ها باید با مکانیزمهای حمایتی دولت تشویق شوند و سرمایه­ گذاریشان را انجام دهند. که هفته گذشته جلسه ای با آقای دکتر نوبخت و آقای دکتر نجفی داشتیم و از دو ظرفیت استفاده می کنیم. اول ظرفیت صندوق توسعه ملی که عمدتا پروژه های ۴و۵ ساله مورد نظر ماست. دوم، ظرفیتی که از مسیر کارگروه اشتغال دنبال می شود که آن هم حمایت سازمان میراث فرهنگی را برای پرداخت یارانه ها دارد. اگرچه ممکن است بعضا نرخ سود بانکی ٢٢ و ٢۴ درصد یا بالا تر باشد، ولی ۶ تا ۸ درصد یارانه­ ها را سازمان میراث فرهنگی بعد از بهره برداری تقبل می کند؛ به شرطی که برنامه زمانبندی را به خوبی رعایت کند و پروژه را به انجام برساند. چیزی حدود ٢٢٢پروژه در لیست انتظار ما وجود دارد که ۴۲ پروژه مورد قبول کارگروه اشتغال قرار گرفته است. که این پروژه ها بعد از تامین منابع استانی بانک ها، برای اخذ تسهیلات معرفی می شوند. ما به طور مستمر پیگیر این موضوع هستیم و جلسات کاری ما با بانک ها به ریاست آقای استاندار تشکیل می شود و فقط منتظر تامین منابع از بانک مرکزی هستیم. سومین بخش که جنبه انحرافی سرمایه گذاری است، کسانی هستند که نه بضاعت مالی دارند و نه عرصه و صرفا با نگاه خاصی وارد استان می شوند یا در داخل استان هستند. این ها می خواهند زمین را بگیرند، تسهیلاتی هم بگیرند و اسم خودشان را بگذارند سرمایه گذار. حتی در سال های گذشته کسانی بودند که با ارتباطات خاصی که داشتند زمین از دولت گرفتند ولی اقدامی به انجام نرساندند. ما مصمم هستیم این زمین ها را از آن ها پس بگیریم و به سرمایه گذاران واقعی واگذار کنیم.   نمونه ای در این زمینه دارید؟ نمونه های مصداقی اش را بگذارید فعلا محفوظ بماند. اما وقتی جایگزین سرمایه گذاری را پیدا کردیم، به تناوب آن ها را انعکاس می دهیم و می گوییم یک گروه سرمایه گذاری را به انجام نرساند و یک گروه دیگر وارد تعهد شد. طبق اراده آقای استاندار و سازمان میراث فرهنگی، به زودی پروژه هایی که متصرف هزینه هایی از بخش بیت المال است را باز پس می گیریم و در اختیار سرمایه گذاران واقعی قرار می دهیم.

مدعیان توقف عقربه های گردشگری گیلان مجوزهای ساخت و ساز در تپه های عصر آهن را صادر کردند/رسانه ها کمک کنند تا دومینوی سرمایه گذاری در بافت تاریخی به جریان بیافتد


  یکی از مسایل مهم در حوزه حفظ میراث فرهنگی ویلاسازی روی گورستان ۳ هزار ساله در تالش است که در گیل نگاه هم گزارش میدانی در این ارتباط منتشر شد. برنامه شما برای مقابله با این جریان چیست؟ بله؛ اتفاقا آن گزارش را خواندم .همان افرادی که امروز مدعی توقف عقربه های گردشگری در گیلان هستند، کسانی بودند که مجوزهای غیر قانونی را در دولت نهم و دهم برای ساخت و ساز در تپه های عصر آهن صادر کردند. اتفاقاتی که در گذشته رخ داد به خصوص در دولت های نهم و دهم، اتفاقات خوشایندی نبود. یکی از نمونه ها ساخت و ساز در محوطه تاریخی «مریان» است که عوامل و مسوولین محلی بدون اخذ استعلام از سازمان میراث فرهنگی، صدور مجوز را به انجام رساندند. یک بخش هم که تعدادشان محدود است همان کارشناسانی هستند که مجوز ها را صادر و پای آن را امضا کرده اند و حالا می گویند که عقربه های گردشگری در گیلان قفل شده است.   گفته می شود که امضای مدیر کل سابق اداره میراث فرهنگی و گردشگری گیلان هم پای تعدادی از سازه ها وجود دارد: در واقع بخش زیادی از مجوز ها از سوی سرپرست وقت معاونت میراث فرهنگی صادر شده بود. همان کار شناسی که چندی پیش با یکی از رسانه ها درباره وضعیت نامناسب گردشگری در استان مصاحبه کرد. در حال حاضر ما به خاطر صدور این مجوز ها و ارزشمند بودن آن منطقه دچار مشکل شده ایم  چون باور داریم که محوطه های باستانی ما پیشینه تاریخی گیلان را به رخ می کشند. اگر در هر منطقه ای که خوش آب و هوا است ویلا های آنچنانی بسازیم و فکر کنیم چون پول هم داریم، می توانیم با ساخت و سازهای غیرمرتبط بافت منطقه را هم به لحاظ بصری و هم به لحاظ باستانی دچار آسیب جدی کنیم، ما این را برنمی تابیم. در این ارتباط میراث فرهنگی به حد کافی اخطار داده است. کسانی که به صورت غیرقانونی و بدون اخذ مجوز ساخت و ساز کرده اند باید سازه های خود را تخریب کنند یا مقامات تخریب کنند تا محوطه های تاریخی آزاد شود.   آقای علیزاده حکم تخریب بعضی از بنا ها از حدود یک سال قبل صادر شده اما همچنان خبری از اجرای آن نیست. تصور نمی کنید این موضوع شایبه ارتباط بین مقامات محلی و صاحبان بنا را برای خرید وقت در ذهن ایجاد کند؟ ما دنبال این بودیم که با رفتار تعاملی این مساله حل شود. خود من چند جلسه با فرماندار تالش نشستم که بتوانیم با یک خرد جمعی مساله را حل کنیم. اما بعد از مدتی به نقطه ای رسیدیم که دیدیم نمی توان با گفت و گو مشکل بوجود آمده را برطرف کرد در نتیجه به حکم قضایی متوسل شدیم و از محاکم قضایی استمداد کردیم که به ما کمک کرده و احکام را صادر کردند. ما در تالش انتظار کمک های بیشتری داشتیم اما شرایطی ایجاد شد که منجر به آن اتفاقات ناگوار ماه پیش یعنی درگیری بین سازندگان بناهای غیرمجاز و یگان حفاظت میراث فرهنگی در منطقه شد. ولی در این مدت حفظ احترام متقابل باعث می شد که ما بخواهیم اخلاق مدارانه موضوع را بررسی کنیم و آن ها هم باید به قانون گردن بنهند.   گویا برخی از مقامات محلی به خاطر منافع و موقعیت خاص منطقه علاقه ای به برقراری تعامل ندارند؟ من بار ها با آقای فتح الهی فرماندار تالش گفت و گو کرده ام. ایشان به دنبال این هستند که در یک فضای آرام این مسأله دنبال شود و همینطور انتظارات میراث فرهنگی برآورده شود. ما هم به دنبال این هستیم که بدون تنش به سازوکاری برسیم که آن منطقه را به شرایط قبلی خودش برگرداند. همانطور که خود آقای فرماندار خواسته بود، ما این مجال را برایش فراهم کردیم. این فرصت، فرصت خوبی است. بعد از آن درگیری و تنش چندین جلسه صحبت کردیم و گفتیم این گوی و این میدان. شما موقعیتی را فراهم بکنید که این قضیه بی حاشیه دنبال شود.    چیزی که در روستاهای مریان، سوباتان و آق اولر تالش از ۱۰ سال پیش به این طرف دیده می شود تغییر اساسی در ساخت و ساز ها و ویلاسازی است. حالا ممکن است بخشی از ساخت و ساز ها روی محوطه تاریخی نباشد ولی نمای ساختمان ها کاملا متفاوت با معماری بومی منطقه است من با شما موافق هستم. ترجیح ما این است که اگر ساخت و ساز  خارج از محوطه تاریخی انجام شده باید مطابق معماری بومی بنیاد مسکن انقلاب باشد و اگر در محوطه باستانی ساخت و سازی انجام می شود، می گوییم نسازید و توقف پروژه را هم از طریق محاکم قضایی می گیریم که آن ها باید باید تمکین کنند. همه باید پایبند قانون باشیم. یعنی میراث فرهنگی در حد توان ورود کرده است. من به عنوان مدیر کل این نقد را وارد کردم که در سنوات گذشته بخشی از این بی توجهی ها از سوی مدیران قبلی اتفاق افتاده و حالا ما در صدد جبران آن هستیم. به هر حال یکی از دغدغه ها و قول هایی که دولت تدبیر و امید به مردم داد، بحث حفظ میراث فرهنگی بود. و من به عنوان نماینده میراث فرهنگی، پایبند این موضوع هستم؛ ولو اینکه از نقاط مختلف دچار فشارهای زیادی باشیم، ولی به یک میثاقی پایبند هستم که آن هم صیانت از میراث فرهنگی است. ممکن است در سنوات گذشته سهل انگاری هایی صورت گرفته باشد؛ ولی همه ما باید کمک بکنیم تا جبران مافات صورت بگیرد. البته در حال حاضر آقای همرنگ، مدیر پایگاه پژوهش سازمان میراث فرهنگی در تالش خیلی سفت و سخت مقابل ساخت و سازهای غیرقانونی در این منطقه ایستاده و تلاش کرده تا جلوی یکسری ساخت و ساز ها را بگیرد یا مجوز ها را در چهارچوب قانون صادر کند. این موضوع را می توان از واکنش صاحبان بناهای غیرمجاز و برخی مقامات محلی هم دید. بله، ما برای رسیدن به یک نقطه مطلوب در یک شرایط نابسامان، هزینه های زیادی پرداخته ایم. ممکن است در این مسیر برای کار شناس یا مسوول پایگاه میراث فرهنگی چالش های مختلفی ایجاد کنند و برخوردهای نامناسبی با او صورت گیرد و یا حتا ما را تحت فشارهای سیاسی قرار دهند. اما من و همکارانم این مسایل را اقتضای ماموریت خود می دانیم و مادامی که در این سمت هستیم به آن پایبندیم.   شما فکر می کنید واقعا بشود برای این منطقه ییلاقی کاری کرد یا سرنوشتی مانند حیران یا مناطق مشابه دیگر در ایران در انتظار این ناحیه است. چون به هر حال ساخت و ساز صورت گرفته است. در حال حاضر هم شاهد کشیده شدن جاده های مختلف در این منطقه ییلاقی هستیم که حکایت از نقشه های تازه برای منطقه دارد ما تمام تلاشمان را برای حفظ منطقه با بافت طبیعی اش می کنیم. گام اولمان را که برداشتیم، در واقع به نمایش درآمدن عزم ماست. همانطور که می دانید اینطور احکام فرآیند خاص خودش را دارد. اینکه رای دادگاه را بگیرید و اقناع موضوع را به وجود بیاورید، یک پروسه طولانی را شامل می شود. همانطور که ما این پروسه طولانی را طی کردیم و اقناع موضوع را به وجود آوردیم که این ساخت و ساز ها تخریب و قدغن شود و عزمی از طرف ما برای برگرداندن شرایط، به شرایط اولیه خودش وجود دارد. آن طرف قصه انتظار همکاری و کمک داریم؛ هم از عوامل شهرستانی و هم از مدیران عالی. البته به جز این منطقه، ما معماری های عجیب دیگری هم در گیلان مواجه هتسیم مثلا سقف های چینی در جاده معدن «ماکلوان»، جایی که خیلی بکر و جالب است. متاسفانه این پدیده منفی نه فقط در این منطقه که در لاهیجان و شهرهای دیگر هم وجود دارد. سازندگان این بنا ها برچه اساسی الگوهای غیرمرتبط با معماری بومی منطقه را می سازند؟ معماری چینی با سقف های شیروانی غیرمرتبط که اساسا سنخیتی با شرایط اقلیمی و جغرافیایی ما ندارد. یا باغ های ایرانی ما تبدیل شده به باغ های ژاپنی و باغ های چینی با آن گلهای زینتی که با اقلیم ما همخوانی ندارد. این موضوع توجه، اطلاع رسانی و حساسیت افکار عمومی را می طلبد که بخشی هم وظیفه رسانه هاست؛ ما به سهم خودمان داریم با بعضی پدیده های از این دست مقابله می کنیم.ما باید اصالت خود را حفظ کنیم. در حال حاضر ما در رشت رستورانی داریم به نام «شورکولی» که مجموعه ای بزرگ هم نیست ولی صرفا به دلیل طبخ غذاهای بومی و محلی، هر هفته خانواده های زیادی ساعت ها در آن منتظر می نشینند تا غذای محبوبشان را سرو کنند. چون ذایقه شان، با آن غذای محلی و ظروف سفالی موجود در رستوران همخوانی دارد. اساسا ذایقه مردم ما و همینطور ذایقه گردشگری دنیا دارد به همین سمت می رود.   بله رستوران شورکولی با استقبال زیادی مواجه شده و اتفاقا در این مدت مهمانان خارجی هم داشته اند ما در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هم تلاش کرده ایم که کمکشان کنیم. پیشنهاد من به مدیران رستوران این بود که رستوران را زنجیره ای کنند و با استفاده از خانه های تاریخی آن ها را به رستوران تبدیل کنند. ما به مجموعه های اینچنینی خط مشی می دهیم و به کار آنها نگاه اقتصادی داریم. اگر همین «شورکولی» در یک خانه تاریخی در ساغریسازان یا نقاط دیگر باشد، چه بسا بیشتر از این مورد استقبال قرار بگیرد. به نظر من اگر رستوران سنتی زنجیره ای شور کولی در خانه های تاریخی لاهیجان، لنگرود، انزلی و... ایجاد شود حتما با استقبال مردم مواجه می شود. این قبیل کار ها می تواند به ما کمک کند تا دومینوی سرمایه گذاری اداره میراث در بافت تاریخی هم به جریان بیافتد. چون کافی است یک رستوران این کار را انجام دهد؛ اگر مدیران «شورکولی» یک بنای تاریخی را بخرند و تبدیل به رستوران کنند، رستوران های دیگر هم یک بنای دیگر را می گیرند. مانند همین قلیانسرا ها در جاده خمام. اولین آن ها «مهیار» بود، سپس یکی دو مورد دیگر و الان هم که تعدادشان زیاد شده است.
میراث را با شرایط ناگوار تحویل گرفتم/وظیفه ای در خصوص مجوزهای قلیان نداریم/بعضی از دوستان حتی از به کار بردن اسم دولت تدبیر و امید  هم گریزان هستند
چند روز پیش یک تلقی ایجاد شد که بعضی از رستوران های سنتی تحت پوشش میراث فرهنگی نگران بودند که مدیرکل میراث فرهنگی مصاحبه ای انجام داده که قلیان سرا ها باید جمع شوند میراث فرهنگی به سفره خانه ها مجوز می دهد؛اما در خصوص قلیان مسوولیتی متوجه ما نیست. کسانی که جلوی قلیان را می گیرند، باید راهکاری هم برای اقتصادی کردن سفره خانه های سنتی ایجاد کنند. همه آلترناتیو ها را رستورانهای سنتی ندارند. چون بعضا بخشی از محل درآمد این سفره خانه های سنتی، از محل ارایه قلیان بود و این جریان اقتصادی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد. پس کسانی که از ارایه سرویس قلیان ممانعت می کنند، باید فکری برای جایگزین های آن بکنند تا سفره خانه ها آسیب نبینند. چون به دلیل شرایط اقتصادی که به لحاظ اشتغال و درآمد در استان حاکم است، این نوع برخورد ها بدون جایگزین کردن آلترناتیو ها ضربه خیلی شدیدی خواهد بود. من در مصاحبه قبلی هم عرض کردم که ما وظیفه ای در خصوص قلیان، قلیان سرا ها و مجوزهای قلیان نداریم؛ ما به سفره خانه های سنتی مجوز می دهیم که آن ها هم ممکن است سرویس قلیان بدهند، ممکن است ندهند. شما ممکن است در یک سفره خانه سنتی، قلیان ببینید و در دیگری نبینید. اما به فکر این هم باشیم که وقتی قلیان ممنوع می شود، امورات رستوران باید چگونه بگذرد؟ چون زمانی که داشته رستوران را ایجاد می کرده،گفته چای و قلیان هم هست. گروه هایی که به دنبال ممنوع کردن قلیان هستند، وزارت بهداشت،اماکن نیروی انتظامی و کارگروههای دیگر نباید یک سویه به این موضوع نگاه کنند. ما باید تامین کننده منابع اقتصادی مجامع صنفی خودمان هم باشیم.   کمی از بحث میراث فرهنگی فاصله بگیریم. بعضی از فعالان سیاسی اصلاح طلب از آقای علیزاده گله مند هستند و می گویند آقای علیزاده که سابقه اصلاح طلبی داشته و به نوعی نماینده اصلاح طلب ها در دولت تدبیر و امید است ولی وقتی به ریاست رسید دیگر پشت سرش را نگاه نکرد. البته اذعان دارند که اداره میراث فرهنگی جای سیاسی کاری نیست. کلا می گویند آقای علیزاده آدم فراموشکاری بوده و... من از دو منظر به این موضوع نگاه می کنم. بعد از ورود من به اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری با ارگانی روبه رو شدم که  آسیب جدی به آن وارد شده بود. حضور افرادی مانند اسفندیار رحیم مشایی، حمید بقایی و ملک زاده در این سازمان که با رفتارهای غیرحرفه ای خود در دولت احمدی نژاد زیان های زیادی را متوجه این سازمان کردند و کم و بیش مشکلات منصوبان این افراد در استان هم وجود داشت. زمانی که ما این سازمان را تحویل گرفتیم، شرایط بسیار ناگوار بود. تا جایی که آقای دکتر نجفی رییس قبلی سازمان، به دلیل فشارهایی که وارد بود از ادامه کار انصراف داد و آقای سلطانی فر اداره امور را به دست گرفتند. ما در سازمان میراث فرهنگی امضاهای حاشیه سازی مانند ویلاسازی مریان کم نداشتیم. در نتیجه تمام تلاش من متوجه این اصل یعنی بازگرداندن سازمان به شرایط ابتدایی خود بوده است. زمانی که اداره کل میراث فرهنگی را تحویل گرفتم، در این سازمان هم به لحاظ ساختار اعتباری، هم نیروی انسانی و هم تهعدات مالی که به بیرون داشته، دچار یک بحران جدی بود و بعضی از پرسنل ما هفت ماه بود که حقوق نگرفته بودند؛ هیچ پولی هم در بساط نبود. اعتباری که در اداره کل میراث فرهنگی وجود داشت صرف چاپ اقلامی شده بود که با عنوان «راه بهار» در استادیوم آزادی به نمایش در آمد. من باید در این دو سال شرایط سازمان را هم به لحاظ ساختار اعتباری و هم پروژه های نیمه تمامی که هنوز هم گریبانگیر ما است و پولهایی که بابت این نوع پروژه ها هرز دادند، به شرایط آرام برگرداندم. دوم این که می خواهم از منتقدان سوال کنم کدام یک از مدیران این دولت ترکیب مدیریتیشان را تغییر دادند؟ بنده بعد از انتصاب، تنها مدیرکلی بودم که ترکیب مدیران و معاون ها را از کسانی انتخاب کردم که همسویی بیشتری با دولت دارند. در عین حال گاهی ما یک کارکتر سیاسی داریم و یک وقتی می خواهیم متناسب با دیدگاههای دولت فعالیت های اجرایی انجام بدهیم. ما در اداره میراث فرهنگی داریم همسو با دولت کار می کنیم؛ جلوگیری از انحرافات مادی، راستگویی و درست کرداری در میراث فرهنگی سرلوحه فعالیت های ما قرار دارد؛ اصولی که در اداره میراث گم شده بود. این یعنی همسویی با دولت. از این گذشته من تلاش کرده ام بدون سیاسی کاری در سازمان علایق سیاسی قانونی خود را هم داشته باشم مثلا وقتی آقای دکتر عارف برای سخنرانی به رشت تشریف آورده بودند کدام مدیر دولتی در آن محفل سیاسی حضور پیدا کرد؟ من در این جلسه حضور داشتم. من چه در محافل خصوصی و چه عمومی، با جریانات سیاسی مختلف می نشینم و می توانم اثبات کنم که از معدود مدیران دولت تدبیر و امید در استان هستم که در خصوص مسایل مد نظر دولت صراحتا اظهار نظر کرده ام و از مشی دولت حمایت کرده ام. شما ببینید که علیزاده چقدر مواضع شفاف داشته و دیگران چقدر داشته اند؟ این جسارت در من وجود دارد که در بزنگاههای مختلف سیاسی، موضع گیری های شفافی داشته باشم که متناسب با دیدگاه های اصلاح طلبانه بوده است. حضورم در مجامع مختلف سیاسی و فضاهای دیگر هم گواه این موضوع بود. من به آرمان هایمان که همسو با آرمانهای اعتدالی و اصلاح طلبانه بود، پایبندم.   شاید یکی از دلایل این انتقاد به شما این است که بدنه دولت به خصوص در گیلان، اصولگراست و این انتقاد به دکتر نجفی و چیدمان مدیریتی شان وارد است. و چون شما مشخصا پایگاه اصلاح طلبی داشتید این انتظار بیشتر وجود دارد اگر مصاحبه هایی که من انجام داده ام را سرچ کنید؛ متوجه می شوید که بار سیاسی دارد. نه سیاسی کاری به معنای منفی اش. بعضی ها وقتی پشت تریبون قرار می گیرند، این جسارت را ندارند که کلمه «تدبیر و امید» را به کار ببرند. که اگر فردا شرایط تغییر کرد، بگویند فرد مستقلی هستند. متاسفانه ما این رفتارهای فریبکارانه را داریم. ما یا با این دولت همسو هستیم یا نه؛ یا خط مشی و استراتژی های این دولت را قبول داریم یا نداریم. اگر داریم، که باید پایبند باشیم در حالی که مشاهده می کنیم بعضی از دوستان حتی از به کار بردن اسم دولت تدبیر و امید در حرف هم گریزان هستند. این افراد اگر بخواهند موضع گیری هم انجام دهند آنقدر جملات را پیچیده می کنند که اصلا متوجه نمی شویم چه می خواهند بگویند. و عمدتا نمی شود از کلماتشان برداشت روشنی داشت من معتقدم کنش ها و واکنش های من در مجموعه دولت تدبیر و امید می گنجد؛ یعنی نگاه اعتدالی با ترکیبی از دیدگاههای اصلاح طلبی.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code