صحنه تکراری روزهای تعطیل در گیلان:
۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۰:۰۵ چاپ
فرشاد نوروزپور گیل نگاه/ فرشاد نوروزپور صاحب نظران و کارشناسانی که به طور ویژه روی موضوع توسعه استان گیلان کار کرده اند، اولویت هایی را برای مبنا قرار گرفتن در طرح ها و برنامه ریزی های کلان استان مطرح کرده اند. اولویت هایی که از نظر این کارشناسان باید زیربنا و مرکز ثقل هرگونه برنامه و نقشه راه مدیریتی در گیلان در همه زمینه ها اعم از فعالیت های عمرانی و اجرایی قرار بگیرد و در واقع تمام ابزارها و امکانات دولتی و غیردولتی به منظور رسیدن به آن نقطه به کار گرفته شود. اگرچه میان کارشناسان در ترتیب و اهمیت این اولویت ها اختلاف نظر وجود دارد اما توسعه در زمینه کشاورزی، صنعت به ویژه صنایع پاک و تبدیلی، صادرات و گردشگری از جمله آنهاست. متاسفانه گیلان سالهای زیاد یعنی حدود ربع قرن با سیاست عجیبی که در سطح کلان تعریف شده بود از نظر صنعتی کاملا عقب رانده شد. این تصمیم در حالی اتخاذ شد که هنوز سیاست جامعی مثلا در حوزه کشاورزی یا توریسم تعریف و اجرایی نشده بود؛آن هم در جغرافیایی که به واسطه بهره مندی از پتانسیل های طبیعی در حوزه کشاورزی و گردشگری مانند دریا، جنگل و... و قرار داشتن به عنوان دروازه ارتباط ایران و اروپا به خودی خود واجد ارزش سرمایه گذاری در این زمینه با حداقل هایی از مدیریت بوده است. فقط کافیست نگاهی گذرا به داشته هایی مانند نوار 300 کیلومتری ساحلی از چابکسر در شرق تا آستارا در غرب استان و یا  565 هزار هکتار اراضی جنگلی و آثار تاریخی و معماری ویژه مانند ماسوله و همچنین غذاهای منحصر بفرد و فرهنگ غنی گیلان بیندازیم. در یک دهه گذشته تاکید شده است که اساسا صنعتی شدن هم منافاتی با استان مینیاتوری گیلان ندارد. هر چند نقدهایی در زمینه به کارگیری برخی از صنایع در شهرها و مناطق روستایی گیلان وجود دارد اما باید اعتراف کرد که برنامه نویسان و مدیران بخش گردشگری در کشور و استان هنوز نتوانسته اند بسته های مشخصی برای بهره مندی از حضور میلیونی گردشگران در گیلان ارایه کنند تا منتقدان به دلیلی برای انتقاد از صنایع نامتوازن با گیلان ارایه کنند. وقتی مقامات ارشد استان رسما اعلام می کنند که تنها در سال گذشته 35 میلیون نفر یعنی به طور میانگین ماهیانه حدود 1/5 میلیون گردشگر در گیلان حضور پیدا کرده اند شهروندان حق دارند سوال کنند که تاثیر حضور این افراد بر زندگی آنها چیست؟ با وجود آن که مردم گیلان به مهمان نوازی،روحیه تساهل و گشاده دستی شهره اند اما اکنون بواسطه عدم برنامه ریزی برای بهره مندی اصولی از حضور گردشگران، پاسخ شمار زیادی از آنها در مواجهه با سوال موافقت یا مخالفت با حضور گردشگران در استان،منفی است. دلیل این مخالفت هم مسایلی مانند افزایش ترافیک،افزایش قیمت و گاه کمبود بعضی از اقلام بواسطه هجوم مسافر است! یعنی در استانی با وسعت نه چندان زیاد گیلان که در حال حاضر بیش از دو و نیم میلیون نفر با تراکم بالا کنار هم زندگی می کنند به طور متوسط 2/5 میلیون نفر اضافه می شود بدون آن که مشخصا رقمی به سهم سرانه آنها در بالادست افزوده شود. این همه گفته شد تا این موضوع تاکید شود که باید برای استفاده از ظرفیت عجیب و باورنکردنی بیش از 2 میلیون مسافر ماهیانه در گیلان تمهیدات عملی و کاربردی به کار بست تا تنها زباله ها و ترافیکشان نصیب گیلانیان نشود. این که صرفا گفته شود باید زیرساخت های لازم برای حضور مسافران در استان مد نظر باشد پسندیده است اما کافی نیست. چون مسافران بواسطه دسترسی آسان هجوم بیشتری به سمت گیلان می آورند با ابزارهایی فعلی خود مانند غذاهای آماده،یک چادر مسافرتی به همراه گاز پیک نیکی!بدون آن که نه شهروندان و نه هتلداران و حتی صاحبان مسافرخانه های درجه چندم از حضورشان منتفع شوند. باید فکری دگر کرد و طرحی نو برای معرفی فرصت ها، جذب گردشگر و مدیریت آن درانداخت.  
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code