۱۳۹۴/۰۹/۲۲ ۰۸:۴۵ چاپ
مهیار کوروشگیل نگاه/کوروش مهیار «دل خوش از بر گفتن این حقیقت ندارم اما آنچه می گویم حقیقت است.» (شکسپیر نمایش. ریچارد دوم) این یک اصل تجربه شده درجوامع مختلف است که هرچه سطح منطق سیاسی و آگاهی اجتماعی یک جامعه؛ شهر و روستا و حتا خانواده به هر شکلی بالا تر رود امکان تحقق دست یابی به زندگی سعادت آمیزبا ثروت ونشاط عمومی هم به سطح بالاتری می رسد. برعکس این واقعه در هر جامعه ای اقلیتی با یک اشتباه تاکتیکی و نگران بار خواسته اند به هر طریق اکثریت را از دستیابی به منطق سیاسی و درک فهم مطالبات دور نگهدارند تا مثلن خود باقی بمانند. مسلط بر همه امکانات مادی و معنوی قدرتمند شوند. زمان و تاریخ وسرزمین مادری را مدام درالتهاب و هول ولا انداخته، ضرر لذت از زندگی کمتر از آسایش لذت بخش انسانی آن منطقه بوده است. اساسا سیاست دانشی ارزشمند و ضرور برای همگان است. می توان با درک وفهم آن درکنار هم از سپهر لاجورد و زمین زمردین و آبهای نیلگون با همه نعمات خداوندی با هم منتفع بود. هراس و گریز وجنگ در هر شکل آن شایسته مقام انسانی، آن هم در این عصر فرا مدرن اطلاعات و آگاهی نیست. هوشیاری ما باید بدینگونه باشد که بدانیم و آگاه باشیم از آغاز خیزش انقلاب بزرگ و اعجاب انگیز مشروطیت تا هم اینک چقدر به پدیده توازن سیاست خارجی و داخلی پرداخته شده است. عده قلیل حکومتی همواره اهداف و معنای زندگی شکم باره خود و طبقه شان نه در زندگی جمعی و لذت همگانی بلکه فقط در زندگی فرد ی و گروه مشترک خود جستجو می کرده اند. بدینسان جامعه را از سیاست واقعی و انسانی به امر و فرمان یک سویه و خاصشان مبدل می ساخته اند. بهرحال چه سهو چه عمد چه مسئولین انسانگرا و دلسوز و یا خود خواه کوته بین در هر سرزمینی؛ باید که افراد درحال زیست آن از حداقل های روند یک زندگی خوب برخوردار باشند.؛ چرا ها و باید نباید ها؛ انگیزه و راه به سوی بهشت زمینی را که خدا وعده داده وتعریف شده هر دو سو یعنی حکوت کنندگان و حکومت شوندگان بدست بیاورند. فرق نمی کند چه یمن باشد چه ماداگاسکار چه قله های دالایی لاما چه دشتهای بورکینا فاسو. چه خوب می گفت مقام مسئولی از سطوح بالای امنیتی آمریکا که مسایل و آسیب های اجتماعی وجود دارد حتا در درون سازمان فضایی ناسا*. هر از گاه از مطالعه نشریات آمریکای و اروپایی می توان به اعترافاتی از سر استیصالشان بخصوص در دایره مسایل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی باز یافت نمود که کم از تجارب فلسفی انسانی نیست و فاکت و نمو نه ای می شود که درمثال ها می توان در حد مستند بکار برد. باری اگر آسیب ها ومسائل اجتماعی وجود دارد حتا نه بعنوان یک شهروند و یا روستاوند بلکه بعنوان یک پژوهشگر یا نویسنده و یا خبرنگار به بسیار دلایل باید به آن پرداخت. حالا تا فردا چه شود اتلاف وقت و عمر خواهد بود حتا اگر که در زمان زنده بودن ما بخشی از مسایل اجتماعی حل ناشده بماند نسل های بعد با تکنیک های فرای بر تر بدان ها دست یازیده و با مسایل جدید تر عصر خود به پیش خواهند رفت. آری پذیرش یک باره درد آسیب و مسایل جامعه بسیار نیک تر از حرص و جوش و پنهان کاری و درد حاصل از این غیب درمانی های موقت خواهد بود پس اینکه مساله اصلی و موجود جوامع انسانی چه از کل به جز و یا برعکس با همه تفاوتهای قابل درک چیست؟ صلاحیت حل این مسایل در گرو همت خردمندانه چه کسانی است؟ (حاکمیت یا حکومت شوندگان یا هردو) افزایش قیمت ها، بیکاری، تورم و صعود نقدینگی در پهنه بسیاری جوامع؛ فساد اداری و تجاری و خدماتی و بازاری و فرهنگی و فراخی و هزینه بالای دولتی… اعتیاد و سرقت و طلاق و اَشکال مختلف مسایل خانوادگی؛ مسایل مختلف بهداشت و درمان؛ مساله مهم روانی و اوقات فراغت در نظر گرفته نشده مردم؛ قلم و بیان و فکر با حدود اختیارات ارائه آن؛ خود سانسوری مدام نشریات تا حد علمی آن؛ دپوی آماس کرده گپ های قشنگ شعار گون و عدم باور گم شدگی حتا از اخبار صحیح و ناصحیح؛ این اعمال تمام نشدنی و نفرین شده آزمون وخطا در هر چیزی که احساس می شود چرخ اختراع شده را بار دیگر اختراع کردن!؛ سرسختی و مثلن یک پا داشتن مرغ که در امر سیاستهای برخی از این جوامع همچون سمی بی حس کننده عمل می کند. روند کارهای ساده و قابل دست یابی به امتیازهای بر تر را به کابوس های ناتمام مبدل می کند. آری سیاست خارجی داخلی و.. مجموعه بسیاری از حلالهای خدواندی؛ حرام می شود. نابلدی ها و آزمون خطای معروف در دوری از نصیحت ها و پیشنهادهای متفکرین آن دید. پس موضوع چیست.؟ آیا باید در فهم بد سیاست دانست؟ اگر چنین است برای آرامش زندگی جمهور عموم مردم از سعادت به حقی که شایسته اوست؛ سطح منطق مسئولین روستا و شهر باید به کدام سو بگراید؟ مدام به وظایف خود در برابر حقوق مردم فکر کردن یا اینکه مدام به حقوق خود توجه داشتن و وظایف دیگران. به راستی کدامین؟  
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code