گیل نگاه/گروه فرهنگی: دکتر ایرج نوبخت متولد ۱۳۲۱ تبریز است. لیسانس ادبیات فارسی را از دانشگاه تبریز و فوق لیسانس و دکتری تاریخ هنر را از دانشگاه استانبول دریافت کرد و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تنکابن است. او با نشریاتی چون فردوسی، خوشه و کتاب جمعه همکاری داشت. نوبخت به غیر از تالیف سه مجموعه داستان و ترجمه ی چندین مجموعه شعر از «ناظم حکمت» و ترجمه ی کتاب شش جلدی تاریخ عثمانی، مترجم آثار داستانی بسیار متعددی است. وی به تازگی رونمایی و نقد کتاب " یادداشت های سبیل یک مرده" را در یکی از محافل فرهنگی گیلان به همت انتشارات "سمام" با حضور علیرضا نیکویی و معصومه غیوری و جمعی دیگر از ادیبان و پژوهشگران گیلانی داشته است. به بهانه انتشار این کتاب قبل از سفر وی به آمریکا برای ترجمه کتاب جدیدش فرصت را غنیمت شمردیم تا با یکی از مطرح ترین مترجمین کشور گفت و گویی انجام دهیم. به تازگی رونمایی و نقد کتاب " یادداشت های سبیل یک مرده" شما در یکی در محافل فرهنگی گیلان اتفاق افتاد، چقدر از نقد کتابتان راضی بودید و اصولا چه نوع نقدی را می پذیرید؟ انتظار داشتم که درباره فضا، درون مایه و جهان داستانهایم سخن گفته شود که نشد. من نقد جامعه شناسی را ترجیح می دهم. شما هم داستان نویس حرفه ای هستید و هم یکی از مترجمین مطرح کشور با دستاوردهای مختلفی چون ترجمه" کتاب شش جلدی تاریخ عثمانی" در چنین حالتی کدام بخش از کارتان را در درجه اول قرار می دهید؟ و در کل چه تناسبی میان نوشتن و فعالیت های آکادمیک شما در حوزه ترجمه وجود دارد؟ بین داستان نویسی و ترجمه به هیچ کدام اولویت قایل نیستم. اگر به اثر ارزشمندی برخوردم و توان و شرایط ترجمه اش را داشتم، درنگ نمی کنم و اگر نیاز به نوشتن یافتم معطل نمی شوم! دوست دارم ترجمه های بیشتری داشته باشم، اما در مورد داستان نویسی، عقیده دارم شاهکار یک نویسنده زمانی آفریده می شود که دریابد: "دیگر بهتر است که ننویسد! " پرسیدید چه تناسبی میان نوشتن و ترجمه هایم وجود دارد: راستش روزی به خودم گفتم : این همه ترجمه کردی چرا خودت هم نمی نویسی؟ و نوشتم، همین. اما در مورد اینکه گفتید داستان نویس حرفه ای هستم باید بگویم نه، من فقط مرتکب داستان نویسی می شوم. شما توانایی تان را در خلق فضاها و شخصیت مختلف بارها در آثار تالیفی خود نشان داده اید، لطفا به ما بگویید وحدت و نقطه تمرکز نوشته های شما در کجاست؟ وحدت و نقطه تمرکز من در کجاست؟ خیلی ساده. در جامعه ام، در کشورم و در جهانی که در آن زندگی می کنم. آیا تدریس و ترجمه چیزی را در شما تغییر داده است؟ که منشا واژه ها و ادبیات امروز شما در کتاب " یادداشت های سبیل یک مرده" باشد؟بله. تدریس در دانشگاه سبب شد با جهان واژه ها بیشتر آشنا شوم و در ترجمه موجب شد به سوی جست و جوی واژه ها بروم. این روزها حرف های زیادی درباره داستان و نویسندگان ایرانی در رسانه شنیده می شود تا نشان دهد چرا در میان مخاطبانش بی اقبال است؟ شما چطور این مساله را ارزیابی می کنید؟ همواره در رسانه ها حرف های زیادی شنیده می شود که معمولا پایه علمی ندارد. نظریاتی از این قبیل که می شنویم بر چه پایه و اساسی است؟ کدام تحقیق میدانی علمی صورت گرفته که به این نتیجه رسیده اند؟ در ضمن از یاد نبریم که عمر داستان نویسی ما به صد سال هم نمی رسد. فکر می کنید این روزها چه اتفاقی در فضای ادبیات ما رخ داده است. چرا موج زایی جزئی از ادبیات امروز شده، چرا هر چند وقت یک بار ما در ادبیاتمان با یک موج جدید مواجه می شویم؟ هنر و بیشتر ادبیات تحت تاثیر شرایط سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی یک جامعه شکل می گیرد و یا دگرگون می شود. آنچه که رخ داده و می دهد نه در فضای ادبیات ، که در متن جامعه اتفاق می افتد و شاهد بازتابش در ادبیات هستیم.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code