[caption id="attachment_1918" align="alignnone" width="117"]احمد غلامی * احمد غلامی *[/caption] نباید نشئه قدرت شد، خماری زود از راه می رسد. سیاست یعنی «به دست آوردن قدرت و حفظ آن» و البته در موقع لزوم رهاکردنش. اما سیاست کجا شکل می گیرد. سیاست میان «ما» و «آن ها» خلق می شود: «میان ما و مخالف». اگر ما و رقیبی وجود نداشته باشد، سیاستی هم به وجود نخواهد آمد. خطری که دولت های اعتدالی را تهدید می کند، همین است. ناکارآمدی در خلق سیاست. آنچه اساس دولت یازدهم را می سازد، همین منش اعتدالی است: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا» البته مهم، بندِ بعدی این غزل است: «در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند/ گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را» در برخی دولت های اعتدالی نگاهی صوفیانه حاکم می شود که تنش های سیاسی را خنثی می کند. برعکس دولت های رادیکال مانند دولت احمدی نژاد که سیاست در آنها «اُوردوز» می کند. نقیصه اعتدال، زمانی آشکار می شود که دولت ناچار در معرض انتخاب و به بیانی صریح تر انتخابات قرار می گیرد. درست مانند همین انتخابات پیش رو مجلس. تجربه های انتخاباتی نشان داده هرکس تنور ما و آنها را به نفع خودش شعله ور کند، برنده انتخابات خواهد بود. فراموش نکنیم دولت اعتدالی هم ثمره انتخاب بین ما و آنها بوده است. اگرچه خودش در ایجاد این فضا نقش چندانی نداشت، اما میوه چین این تضاد بود. دولت های اعتدالی شاید زمانی روی کار می آیند که مردم عقلانی تصمیم می گیرند. معمولا تصمیم های عقلانی و اعتدال گرایانه برای توده ها جذابیت و هیجانی ندارد. می شود این طور نتیجه گرفت که دولت یازدهم برای به دست آوردن اکثریت مجلس باید به نمایش های جذاب و شاید رادیکال روی بیاورد؛ همان کاری که احمدی نژاد کرد و می کند. اما برعکس، واقعیت این است که استعاره اعتدال و اصولا استعاره دولت های استعاری به دشواری تغییر می کند و در اذهان مردم باورپذیر می شود. پس دولت باید همان اعتدالی باقی بماند. اما لزومی ندارد همه را معتدل کند. شاید بشود از ائتلاف دولت اعتدالی با اصولگرایان و اصلاح طلبانِ معتدل، دولت آرامی را سامان داد اما نمی شود این اندیشه را به همه جا  به خصوص مجلس تسری داد. با صراحت باید گفت، مجلس با اکثریت نمایندگان اعتدال گرا مطلوب نیست. واقعیت این است که همه وجوه سیاست با اعتدال و عقلانیت پیش نمی رود. اگر این گونه بود که هرگز چالشی به وجود نمی آمد. با ائتلاف اعتدال گرایان و اصولگرایان و اصلاح طلبانِ معتدل در مجلس، سیاستی خلق نمی شود اگرچه شرایط برای شکل گیری چنین ائتلافی کاملا مهیاست. بعید است اصلاح طلبان اکثریت مجلس را به دست آورند با اینکه تفکر آنان هنوز زنده است و در زیر پوست جامعه نفس می کشد اما به لحاظ عددی نماینده ای ندارند که تفکرات و مطالبات آنها را پیگیری کند. البته این را هم می توان از خوش اقبالی دولت یازدهم دانست. با فرض اکثریتی بودن اصلاح طلبان در مجلس، تضادی آشکار بین آنها و دولت به وجود می آید. اصلاح طلبان ناچارند حرف ها و مطالبات و شعارهایی را که در گذشته داده اند، در فضایی دیگر اجرایی و عملیاتی کنند و با دست زدن به این کار دولت را به دنبال خود خواهند کشید و چون دولت به دلیل موقعیت و ماهیت وجودی اش نمی تواند دوش به دوش مجلس حرکت یا رقابت کند، ناگزیر به وجه سنتی خود، یکی از وجوه اعتدال گرایان رجعت می کند و این شکافی بین دولت و مجلس و در نهایت بین مردم و دولت می اندازد. حضور حداکثری اصولگرایان در مجلس برای دولت کم خطرتر و حتی مفیدتر است. اصولگرایان نمایندگان ریز و درشتی دارند که می توانند آن را سازماندهی و روانه مجلس کنند. ولی چون تفکر آنها در اذهان مردم آسیبی جدی دیده، بعید است هیاهوی آنان در مجلس به ضرر دولت تمام شود و شاید حتی به محبوبیت دولت نیز کمک کند. در تضاد میان مجلس و اصولگرایان و دولت، سیاستی خلق می شود که به نفع دولت است و مهم تر اینکه در مذاکرات هسته ای، نمایندگان اصولگرا، اهرم فشار مناسبی برای دولت های غربی به حساب می آیند که روند مذاکرات را به نفع دولت روحانی تسریع می کنند. حتی اگر در زمان برگزاری انتخابات مجلس، تکلیف مذاکرات هسته ای روشن شده باشد، این احتمال می رود که بحث بر سر جزئیات و نحوه اجرای مفاد توافق تا مدتی طول بکشد. اشتباه برای دولت یازدهم دست یافتن مجلس به نیروهای اعتدال گراست. تجربه مجالس دولت اصلاحات و اصولگرا نشان داده مجلس یک دست به نفع دولت نیست و گاه ضررش بیش از سودش است. اگر مجلس این گونه شکل بگیرد که کمیت مؤثر آن را اصلاح طلبان تشکیل بدهند یا هژمونیِ مجلس باشند، دستیابی به مطالبات سیاسی مردم محتمل تر می شود. ترکیب مطلوب شاید این باشد که اعتدالیون بیشتر از اصلاح طلبان و کمتر از اصولگرایان باشند. اگر حداکثر مجلس دست اصولگرایان باشد، در آنتاگونیسمی که با دولت و اصلاح طلبان شکل می گیرد، سیاستی خلق می شود که به نفع دولت و اصلاح طلبان است. زیرا اصولا اصولگرایان با توجه به روند انتخابات پایگاه مردمی ندارند و تا مدت ها با پس لرزه های زلزله احمدی نژاد دست به گریبانند. آنها اغلب در انتخابات بر مردم سازی تلاش می کنند. این دو واژه «پایگاه مردمی» و «مردم سازی» نیاز به توضیح بیشتری دارد که از حوصله این یادداشت خارج است. به همین قدر بسنده می کنم که «مردم سازی» یعنی ساختن و تهییج مردمی موقت برای رسیدن به اهداف انتخاباتی. باری شاید این توصیه جسورانه و پرخطر باشد که شاید باید مجلس را برای اصولگرایان وانهاد و چندان نباید از توفیق قطعی اصلاح طلبان در انتخابات پیش روی مجلس مطمئن بود. در برخی اوقات بهبودی تنها با خوردنِ ناگزیر داروهای تلخ میسر می شود. *سردبیر روزنامه شرق
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code