نقش خواب و خاطره در سیاست ایران:
۱۳۹۴/۰۲/۲۰ ۰۶:۵۲ چاپ
گیل نگاه: سابقه ممتد حضور هاشمی رفسنجانی در سیاست البته قابل مقایسه با احمدی نژاد نیست. با این حال هر دوی اینها مشخصا در 10 سال گذشته از بازیگران عرصه سیاست یا به عبارت دقیق تر از عناصر اصلی شکل دهی به منازعات و مباحثات سیاسی در ایران بوده اند. هر دوی این سیاستمداران پر ماجرا، چه از طریق حضور در مبارزات و رقابت های انتخاباتی، چه از طریق انجام سخنرانی ها و میتینگ های سیاسی و چه به شیوه طرح مواضع بحث انگیز سهم قابل توجهی در برانگیختن التهابات سیاسی و بعضا شکست سکوت حاکم بر سیاست کشور داشته اند. دوگانه هاشمی و احمدی نژاد که در خلا ناشی از غیبت گروه های اصلاح طلب به شکل شک برانگیزی بروز و ظهور غیر طبیعی یافته بود، بخش اعظمی از فضای سیاسی انتخابات ریاست جمهوری در سال 1392 را مستقیما متاثر از خود ساخته بود. جریان هایی در درون حاکمیت هم البته بی میل نبودند که اگر قرار است در جامعه رقابتی شکل بگیرد چه بهتر که از محدوه هاشمی و احمدی نژاد فراتر نرود . به رغم اینکه احمدی نژاد چند سالی است از قدرت رسمی کنار رفته و به جامعه استراحت داده است اما رقابت های پیدا و پنهان این دو هنوز هم می تواند برای علاقه مندان به مباحث سیاسی پر حاشیه و جذاب باشد. با این تفاوت که هاشمی هیچگاه احمدی نژاد را در حد و اندازه خود ندانسته است و همه سخنان و کنایه های او در واقع خطاب به کسانی است که از پشت پرده  احمدی نژاد را در برابر او شارژ کرده و وانهاده اند. برای احمدی نژاد اما رویارویی با هاشمی اعتبار آفرین و پر منفعت است. دوگانه سیاسی  خواب ها و خاطره ها جدیدترین حضور بحث انگیز هاشمی و احمدی نژاد در عرصه سیاست امروز ایران به شکل نقل خواب ها و خاطره ها  متجلی شده است. موضوع خاطرات هاشمی رفسنجانی در دو هفته پیش و نیز نقل و نشر یکی از خواب های طلایی احمدی نژاد در اواخر هفته  قبل هر دو منشا مباحثات و بگومگوهای تازه ای در درون جامعه ایران بوده است. هاشمی نقطه ضعف بسیاری از رقبا و مخالفانش را به درستی شناخته است به همین دلیل در چند دهه اخیر که بسیاری از ابزارهای قدرت را از دست داده هنوز می تواند با ذکر خاطره ای آن هم از دورانی که کسی قدرت یا حافظه نفی و انکارش را ندارد، بسیاری از رقبای سیاسی اش را که از قضا خود را یاران امام و انقلاب معرفی کرده اند، به گوشه رینگ تاریخ انقلاب براند. خاطرات او تغییر باب میل جامعه امروز بیان می شود برای مخالفانش شمشیر دو لبه ای است که نه می توانند به تایید آن مبادرت ورزند و نه یکسره به نفی و انکار آن بپردازند. سن و سال و تجربه احمدی نژاد اما امکان خاطره گویی از انقلابی که سی و اندی سال از آن گذشته را میسر نمی سازد. به همین دلیل او  این روزها به جای خاطره گویی از روزهایی که به یاد نمی آورد ترجیح می دهد از  ابزار راحت تر خواب بینی و خواب گویی استفاده کند. حلقه نزدیکان به احمدی نژاد که این اکنون  در ساختمان گرانقیمت دولتی در شمال تهران  درحال دیدن خواب دیگری برای آینده ایرانند، اخیرا به نقل و بازتاب یکی دیگر از خواب های احمدی نژاد مبادرت ورزیده اند. در خواب اخیر او که حول و حوش سال های نخست پیروزی انقلاب است، صندلی خالی در کنار رهبران انقلاب را به تصویر کشیده که روحانی دیگری (احتمالا هاشمی رفسنجانی) می کوشد روی آن قرار گیرد اما آنان از نشستن او در صف رهبران انقلاب ممانعت می کنند. مسلما برای جامعه ای که دیگر به سخنان و ادعاهای احمدی نژاد در روز روشن اعتمادی ندارد قبول خواب ها و رویاهای او کار ساده ای نخواهد بود، اما این خواب ها و نیز آن خاطره ها با چه نیتی بیان و به درون رسانه ها کشیده می شود؟ و طرح و بسط آن چه آسیب ها و پیامدهایی را متوجه سیاحت سیاست ورزی در ایران می کند؟ چرا این دو نفر به گذشته رجوع می کنند؟ هم هاشمی رفسـنجانی و  هـم  محمود احمدی نژاد هر دو و هر یک به مدت 8 سال رئیس جمهور ایران بوده اند. هاشمی مسئولیت هایی بیش از این نیز داشته و به جرات می توان گفت حداقل تا اواسط دهه 70 یکی از قدرتمندترین مردان سیاست ایران  است  که از سیاست و اقتصاد و جامعه گرفته تا جزء جزء زندگی مردم با نگاه و نگرش او در پیوند بود. با این حال هم خاطرات هاشمی و هم خواب های احمدی نژاد گستره زمانی سال های نخست انقلاب و مشخصا دوره ای قبل از مسئولیت های سیاسی  و اجرایی شان را در بر می گیرد. هر دو در طلب گذشته اند. چرا؟ چون احساس می کنند سهیم شدن در خاطرات دوره بنیانگذار انقلاب و توسل به شجره نامه های سیاسی بیش از کار کردن، عمل کردن و زحمت کشیدن  سال های مسئولیت  به آنها اعتبار و اطمینان می بخشد. هر دو می کوشند تا با نقب زدن به گذشته رویایی بر واقعیت های امروز ایران چشم بپوشند. به باور آنان حقیقت مسئله ای مربوط به گذشته است. افتخار کردن به نمادها و قهرمانان گذشته انقلاب تا آنجا که چراغی برای ترسیم و تبیین درست مسیر آینده باشد، ایرادی ندارد که هیچ، بلکه لازم و ضروری هم هست اما برای یک سیاستمدار واقعی مشروعیت و مقبولیت حقیقی به جای تبارها و شجره ها و خاطره ها و خواب ها باید از عملکرد و کارایی درست آنان ناشی شود. سیاست ورزی درست نه نوستالژی و چنگ زدن به گذشته ها و رویاها بلکه درگیر شدن در مسائل و مصائب امروز جامعه ایران است. اکنون ما  باید با نگاه به واقعیت های امروز به دنبال جست وجو و ترسیم افق هایی روشن تر در آینده باشیم، واقعیت سیاست نه گذشته پدران ما بلکه آینده فرزندان مان است وگرنه گیر کردن در چنبره خاطرات گذشته جز تاریخی کردن امر سیاسی در ایران نتیجه ملموس دیگری در پی نخواهد داشت. از منظر تاریخی و از نگاه اندیشه سیاسی خواب بینی های بی بنیاد وحتی برخی گذشته گرایی مفرط می تواند خطرآفرین نیز باشد. فاشیسم و نازیسم در ایتالیا و آلمان هر دو از بستر گذشته ستایی و رمانتیسم برخاسته بودند. در خود جامعه ما خواب های مکرر میرزاآقاسی برای ناصرالدین شاه بخشی از تاریخ ایران قرن 19 را به نیستی و تباهی راند. هاشمی و احمدی نژاد چه منظوری دارند ؟ نقل این خواب ها و خاطره ها به هر دلیلی که عنوان شده باشد، مسلما با هدف آگاهی بخشی و تنویر افکار عمومی بیان نمی شود. این رفتارها در متعالی ترین شکل می تواند معنی ارسال پیامی غیر مستقیم برای جبهه مقابل باشد. احمدی نژاد با دیدن خوابی که یک روحانی قادر به نشستن در صفوف دیگر رهبران روحانی انقلاب نمی شود احتمالا می خواهد بگوید همراهی فیزیکی با انقلاب و رهبران آن دلیلی برای مقبولیت و مشروعیت طرف مقابل نیست. حملاتی اینچنین به هاشمی رفسنجانی محدود نمانده است. احمدی نژادی ها حتی کوشیدند تا وابستگی خونی مثلا سیدحسن خمینی به پدر بزرگش را در مقایسه با نوع وابستگی اعلامی خودشان به نظام و انقلاب مسئله کم اهمیتی وانمود نمایند. بنابراین پیام اصلی خواب احمدی نژاد چاره جویی برای ممانعت از قدرت گیری دوباره مردی است که می تواند حضور او برای آنان دردسرآفرین باشد. درواقع خواب های او ادامه مبارزه ای است به شیوه دیگر. مبارزه ای که به پوشیده ترین شکل ممکن در جریان است. خاطره گویی هاشمی رفسنجانی هم از همین قماش است. رفسنجانی در طول 10 سالی که بعد از فوت امام(س) در سریر قدرت بود هیچ خاطره بغض آلود و نیازمند همدلی و همنوایی عمومی ارائه نکرد. برعکس همه خاطرات آن روز او  به نوعی توجیه کننده و  تثبیت کننده همان وضعیتی بود که او کماکان در آن قدرت و اعتبار داشت و به آه و افسوس مردمی نیاز نداشت. عمده خاطرات بحث انگیز هاشمی از زمانی مطرح می شود که وضعیت سابق او در حال افول است. شروع خاطره گویی اینچنینی از سال های تعارض او با احمدی نژاد و اصولگراهای جوان و تندرو آغاز می شود. او هم از خاطره گویی به عنوان وسیله ای برای ارسال پیام، توصیه یا هشدار به جریان مخالف بهره می گیرد. هاشمی برای انقلاب زحمت کشیده است و زیبنده نیست که این زحمات از سوی تازه واردها در سیاست و قدرت نادیده گرفته شود. هاشمی می خواهد بگوید تازه واردهای تندرو که مرا خراب کرده اند به آبادی شما هم نخواهند پرداخت اما این پیام را به غامض ترین شکل ممکن یعنی خاطره گویی بیان می کند. به هر ترتیب آن خواب بینی ها و این خاطره گویی های مبهم و گزینشی دستاوردی جز گسترش ابهام و رازآلودگی در عرصه سیاست ایران نداشته است. احمدی نژاد  برای تایید موقعیت خود به خواب ها و رویاهایش پناه برده و هاشمی برای اثبات مشروعیت خود از ذهن و حافظه اش کمک جسته است. نقل آن خواب های غیر صادقانه و ذکر این خاطره های گزینشی هیچ کدام کمکی به شفاف سازی در عرصه سیاست و نیز رفع ابهام های بغرنج تاریخ 30 ساله کشور نکرده اند. نسل جوان امروز جامعه ما به جای آگاهی دقیق تر از حقیقت تاریخی که بر آنان رفته است علنا باید منتظر خاطره گویی های مبهم وسربسته ای باشد که از پس هر درگیری و نزاع سیاسی و جناحی بروز و ظهور می یابد. این داستان ها بسیاری از حوادث تاریخ انقلاب ما را رازآلوده تر و متاسفانه باورناپذیرتر کرده است. خواب ها و خاطره ها سیاست را عقل گریز کرده است هاشمی و احمدی نژاد هر دو و البته به دو تعبیر متفاوت عملگرایند. هاشمی به این دلیل عملگرا خوانده می شود که از شعارهای آرمان گرایانه دهه نخست انقلاب فاصله گرفته بود. احمدی نژاد به خاطر اینکه می پنداشت هیچ کاری در مملکت مبنای فکری  و نظری ندارد و اساسا هیچ عملی نیاز به فکر ندارد، در زمره عملگراها قرار می گرفت. عملگرایی به معنای گریز از آرمان و نظریه ارتباطی با عقلانی کردن حوزه سیاست ندارد. پیش درآمد عقل گرایی در سیاست باورمندی به اصل توانمندی فردی و جمعی به حل مسائل مبتلابه سیاسی است که می تواند به شکل باور به برابری و مشارکت سیاسی و بهره گیری از خرد انسانی متبلور شود. هم احمدی نژاد و هم هاشمی در این زمینه کارنامه روشنی ندارند. احمدی نژاد در سال های قدرتش نشان داد که از اساس به باورهای دموکراتیک بی اعتناست او حتی جمع گرایی پوپولیستی و مراجعه بی پرده به مردم را با اصل مشارکت سیاسی اشتباه گرفته بود. بدتر از همه اینکه با طرح موضوعات آخرالزمانی و اجرای نمایش هاله نور کوشید تا دست کم برای اذهان ساده تفسیری قدسی از رفتارهای سیاسی غیرمتعارف خود ارائه نماید. خواب های امروز احمدی نژاد ورژن دیگری از همان هاله نور است. پناه بردن به خواب  و رویا در حقیقت نگرانی از مواجهه با پرسش های انبوهی است که از خرد پرسش گر ناشی می شود. احمدی نژاد می خواهد بگوید در پس این گفتار و رفتارهای حیرت آور من واقعیتی فرازمینی نهفته است که شما ای رقبای سیاسی و ای  مردم پرسش گر ایران از درک آن آگاهی ندارید. خواب های احمدی نژاد و نیز نظرات طنزآلود برخی مخالفانش که دوران او را امتحان الهی برای مردم ایران می دانستند به یکسان بر رازآلوده کردن و غیر عقلانی کردن عرصه سیاست ایران موثر افتاده است. هاشمی هم در مسیر عقلانی کردن عرصه سیاست ایران گام های داوطلبانه زیادی برنداشته است. گرایش امروز هاشمی به جامعه مدنی ایران، می دانیم و می داند که داستان دیگری است. مواضع شجاعانه چند سال اخیر هاشمی و نیز خطرپذیری سیاسی او البته واجد دستاوردهای سیاسی ارزشمندی برای حیات دموکراتیک جامعه ایران بوده است. ولی برای پذیرش این نکته که رفتار سیاسی اخیر هاشمی به چه میزان متاثر از باورهای دموکراتیک یا بر عکس ناشی از کم مهری جریان مقابل بوده است هم ما و هم مردم ایران به زمان بیشتری نیاز داریم. خاطره گویی های امروز جدای از شأن نزولش اگر مجهز به مستندات عقلی و قابل رویتی باشد صد البته که مفید خواهد بود در غیر این صورت همین خاطرات هم می تواند به پوشش برای فهم دیگر واقعیت های سیاسی و اجتماعی سال های صدر انقلاب مبدل شود و بر غامض کردن و غیر عقلانی کردن عرصه تاریخ و سیاست معاصر ایران لایه دیگری بیفزاید. در مجموع این خاطرات و آن خواب ها اگر چه از جانب دو تیپ شخصیت  به لحاظ سیاسی متفاوت طرح و بیان می شود اما از حیث تاثیر مخرب بر فرآیند عرفی کردن و عقلانی کردن سیاست ایران تفاوت چندانی ندارند. هر دو به یکسان سیاست ورزی در ایران را گذشته گرا، قدسی،  رمانتیک و فانتزی کرده اند. ما برای رسیدن به جامعه ای پویاتر به چشم اندازهای امید بخش تری نیاز داریم. بدون عبور از سیاست خواب و خاطره راه به جایی نمی بریم.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code