[caption id="attachment_2205" align="alignnone" width="123"]مجید سلیمی بروجنی مجید سلیمی بروجنی[/caption] پس از کاهش نرخ تورم، چند روزی است که بحث اثرات کاهش نرخ سود بانکی بر بازار سرمایه مطرح شده است. با توافق بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و بانک ها، نرخ سود بانکی دو درصد کاهش یافت. با کاهش دودرصدی نرخ سود بانکی، این پرسش مطرح شده است که آیا دو درصد کاهش در این شرایط کافی است و یا کاهش این مقدار سود می تواند دلیلی برای هدایت نقدینگی به سمت بازار سرمایه شود؟ آب وهوای تالار شیشه ای خیابان حافظ تقریبا از اولین روزهای سال ٩٤ مه آلود است و این بدان معناست که سهام داران تحرکات مثبت و امیدبخشی پیش رویشان نداشته اند. بورس تهران سال گذشته نیز گرفتار موج تردیدها و ابهام ها بود. هفته گذشته، با تأیید خبر کاهش نرخ سود سپرده های بانکی، انتظار می رفت که بازار واکنشی به این موضوع نشان دهد که البته این گونه نشد. البته طبیعی است که تنها یک خبر نتواند بازار را از ابهام خارج کند. چراکه بازار سرمایه کشورمان درحال حاضر از هرگونه خبر خوب یا بد واکسینه شده و همچنین کاهش دودرصدی نرخ سود سپرده های بانکی نمی تواند تحولات عظیمی مبنی بر صعود دوباره را رقم بزند، چراکه با کاهش میزان تعیین شده باید گفت که اگر بانک ها هیجان و جذابیت خود را برای مخاطبان خود از دست بدهند... ... درنهایت نقدینگی خارج شده از آنها به سمت بازارهای موازی خواهد رفت. با کاهش تنها دو درصدی، امیدها برای کاهش قابل توجه نرخ سود بانکی هم فعلا نقش بر آب شده، خودرویی ها هنوز با تعیین قیمت ها دست به گریبان هستند، نتیجه مذاکرات در لوزان هم که در حد بیانیه باقی ماند و معلوم نیست تا تیرماه تحریم ها چگونه حذف خواهند شد. با این تفاسیر، عجیب نیست که در یک ماه بهاری که گذشت، حال وروز بورس تهران چنگی به دل نزند. به اعتقاد کارشناسان، کاهش دودرصدی نرخ سود سپرده ها، دردی را دوا نخواهد کرد و اصولا هیچ سرمایه گذاری به خاطر دو درصد کاهش، زحمت تغییر بازار را بر خود هموار نمی کند و نقدینگی خود را از بانک خارج نخواهد کرد. در بورس تهران بحث انتظار بازدهی و ریسک پیش روی سهام داران، یکی از موارد تعیین کننده در رفتار سهام داران است و ریسک های کنونی بازار بورس نمی گذارد نقدینگی وارد بازار سهام شود. مجموعه عواملی چون عدم اعتماد نسبت به رفتار حقوقی ها، عدم خوشبینی نسبت به عرضه های سازمان خصوصی سازی، شرایط سیاسی و روند مذاکرات هسته ای و نیز اظهارنظرهای متفاوت و برداشت های گوناگونی که از روند مذاکرات می شود، ازجمله دلایل بی رونقی بورس و تردید نقدینگی برای ورود به بازار سهام هستند. در شرایط کنونی بازار، خبرهای منتشرشده از مذاکرات سیاسی همانند دستی بالای سر بورس است که اجازه رشد به بازار را نمی دهد؛ چراکه معامله گران نسبت به خبرهای بد، واکنش و اقبال بیشتری نشان می دهند تا خبرهای مثبت؛ بر این اساس نیز بورس به بازاری فرسایشی تبدیل شده است که سهام داران در آن انگیزه ای برای خرید و نگهداری سهام ندارند. در شرایط کنونی بازار سهام جذابیتی برای جذب نقدینگی جدید ندارد و کاهش دودرصدی سود بانکی نیز پاداش ریسکی نیست که موجب شود پول از بانک ها به سمت بازار سهام سرازیر شود. اگر بخواهیم تأمین مالی بلندمدت بنگاه های اقتصادی را از بازار اولیه انجام دهیم، نرخ سود سپرده ٢٠ درصدی برای دستیابی به این هدف مناسب نیست و این رقم باید باز هم کاهش یابد. دماسنج بازار در عبور از کانال نزول، کار دشواری پیش روی خود دارد. درحال حاضر هیچ بازاری رقیب بورس نیست تا باعث کوچ سرمایه از این بازار شود. حجم معاملات هم گویای همین مسأله است. به طور مثال بازار پول درحال حاضر در حاشیه کم کردن نرخ سپرده است. در بازار مسکن نیز رکود پیش بینی می شود؛ چون تقاضا برای خرید خانه کمتر از عرضه آن است. بازار در حال بررسی سهام است. سهام داران پس از  متعادل شدن بازار در حال غربال کردن پرتفوی خود هستند و به دنبال سهامی می روند که هم از جهت بنیادی وضع مناسبی داشته باشد و هم در صورت توافق هسته ای به منافع خوبی دست یابند. بدون شک روزهای خوبی در نیمه دوم سال ٩٤ پیش روی بازار سرمایه خواهد بود. روزهایی که در آن شاهد توافق ایران و غرب خواهیم بود. توافقی که به معنای سلام دوباره ایران به اقتصاد جهانی و پذیرایی از سرمایه گذاران غربی در بازارهای کشورمان است.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code