[caption id="attachment_1918" align="alignnone" width="119"]احمد غلامی * احمد غلامی *[/caption] محسن رضایی برای این نوشته شاهد مثال خوبی است. او در ٢٧ سالگی فرماندهی سپاه پاسداران را در دوره جنگ به عهده گرفت و تا پایان جنگ مسئولیت این کار را داشت. او در اوایل و اواسط جنگ از چهره های مؤثر نظام بود. پس از جنگ و کناره گیری از سپاه وارد سیاست شد و بارها در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری شرکت کرد که هرگز قرین موفقیت نبود. در دیدار و گفت وگویی که سال ٨٤  همراه گروه سیاسی روزنامه «شرق» با او داشتم، به جِد خودش را شایسته جایگاه ریاست جمهوری می دید. محسن رضایی هرگز اصلاح طلب نبود و اصولگرایان هم خودی اش نمی دانستند. او در جلب نظر این دو «بِرند سیاسی» ناکام بود. در میان طیف راست سنتی، طرفداران جدی و وجهه ای داشت که آنها هم اَلَک شان را آویخته بودند. محسن رضایی هرچه بود، همین بود که نتوانست خودش را مستقلا «بِرند» کند. علی مطهری هم برای این نوشته، شاهد مثال خوبی است. کسی که خودش، خودش را «بِرند» کرد. او از چهره های شاخص اصولگرایان و مخالفان اصلاح طلب بود که به مجلس هشتم راه یافت. نقش مهمی در استیضاح کُردان داشت و در اعتراض به عدم طرحِ «سؤال» از احمدی نژاد در خصوص برداشت غیرقانونی پول از بانک مرکزی، از سمت نمایندگی استعفا داد که درخواست استعفایش رأی نیاورد. در انتخابات سال ٩٢ از حامیان هاشمی رفسنجانی بود و در حمایت از او نامه ای نوشت. علی مطهری کم کم از مخالفان احمدی نژاد شد و چون صبغه دینی داشت، توانست صدای خاموشان شود. مطهری در پیچیده ترین وضعیت سیاسی کشور، سیاست خلق کرد. اگرچه در مسائل اجتماعی میانه رو بود و اعتقادات و باورهای مذهبی و سنتی عمیق داشت، اما در سیاست صبور و بی مصلحت اندیشی گام برمی داشت. حسن روحانی نیز اعتدال گرایی است که در میان اصلاح طلبان و اصولگرایان ایستاده است. او در مواجهه با اصولگرایانِ تندرو در مجلسِ حال و شاید هم آینده، به اصلاح طلبان گرایش بیشتری دارد و اصلا بعید نیست اصلاح طلبی تمام عیار شود. این سویه در برخوردش با مواردی از جمله رفراندم به وضوح دیده می شود. درحال حاضر حسن روحانی مورد پذیرش و قبول دو «بِرند سیاسی» است، اینکه او به کدام «بِرند» گرایش بیشتری پیدا کند، به وضعیت سیاسی و اجتماعی جامعه بازمی گردد و آرایشی از ما و مخالفان. اگر روحانی با اصلاح طلبان، «ما» شود بی تردید مخالفان، اصولگرایان خواهند بود و برعکس. به وضوح او گرایش بیشتری به اصلاح طلبان دارد، این گرایش تا حدی است که گاه سویه اصولگرایی او پنهان و ناپیدا می شود. ماندن حسن روحانی در این وضعیت، و ماندگاری با «برند» اصلاح طلبی کار دشواری نیست، به ویژه اینکه «برند سیاسی» اصلاح طلبان توان جذب بیشتری دارد، زیرا از پایگاه مردمی قوی تری برخوردار است. حالا سؤال این است اصلاح طلب بودن مهم است یا اصلاح طلب شدن؟ به راحتی می شود گفت، هیچ کدام. اینها تنگاتنگ هم پیش می روند و ذیل یک «برند» قرار می گیرند. مهم این است چه کسی از این «برند» سود می برد و چه کسی ارزشی مازاد به این «برند» می دهد. اصلاح طلبانِ پیشرو که دست شان کوتاه و خرما بر نخیل است. می ماند اصلاح طلبانی که فعلا حضور دارند و می توانند فعالیت سیاسی کنند. با این آرایش، دو طیف درون اصلاح طلبان شکل می گیرد؛ اصلاح طلبانِ عمودی و افقی. اصلاح طلبان افقی، موجوداند و در حال فعالیت و با حضور آنها، افقی از اصلاح طلبی با نیت های متفاوت سامان گرفته است که همگی مشروعیت شان را از یک «برند» می گیرند. اصلاح طلبان در وضعیتی حساس قرار دارند. ترویج سیاستِ «اشمیتی»، یعنی «ما و آنها»کردن، به ساخت درونی آنها صدمه جبران ناپذیری وارد می کند. بخت خلق سیاست، سیاستی که کاملا در تضاد با سیاست ما و آنهاست، از متغیرهای دیگری پیروی می کند. باید به سمت سیاستی رفت که تعارض جو نیست و همواره یا جدلی الطرفین یا مرضی الطرفین است. درواقع در طیف های درونی اصلاح طلبان، سیاست می تواند برمبنای تئوری رانسیر شکل و قوام بگیرد. در این تئوری، سیاست از دل جدال بین سیاه و سفید بیرون نمی آید. همه بر سر سفیدی (اصلاح طلبی) اتفاقِ نظر دارند، اما بر سر مصداق های سفیدی جدل می کنند. این جدل بر سر «مصداق سفیدی» است که «سیاست» می سازد و در عین حال، از تضاد میان ما و آنها مبراست. به طور خلاصه می شود این گونه نتیجه گرفت که اصلاح طلبان در صف بندی جلو مخالفان شان باید با رئیس جمهور، «مایی» را شکل بدهند در برابر اصولگرایان، و این امر محقق نمی شود مگر اینکه در جمع درونی خودشان، ما و آنهایی نباشد. هر «برندی» حتی جاافتاده ترین آنها پتانسیل محدودی دارد و نمی شود از آن فقط بهره برداری کرد. باید به این برند اعتباری دیگر داد و به آن چیزی افزود و کسانی می توانند این برند را امتداد دهند که به تفکر اصیل اصلاح طلبی وفادار باشند و مهم تر اینکه بی مصلحت اندیشی در هر شرایطی به اصول بنیادی آن عمل کنند. اینک هیچ کس تردید ندارد که حضور علی مطهری در مجلس، مؤثرتر از حضور کسانی بوده است که بارها با برند اصلاح طلب وارد مجلس شده اند.   *سردبیر روزنامه شرق
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code