گیل نگاه/کامران مالکی: مادرش از شیفتگان موسیقی اصیل ایرانی بود و از مقام های موسیقی ایرانی به دستگاه همایون علاقه وافر داشت. به همین دلیل هم نام «همایون» را برای فرزند خود انتخاب کرد. همایون بعدها به استادی به نام در موسیقی ایران تبدیل شد و به عنوان رهبر ارکستر توانست روح واحدی را در نوازنده ها ایجاد کند. آثاری که امروز از این هنرمند به دست ما رسیده است، پلی است از هویت ملی ما بین همه ایرانیان که در سراسر جهان به زندگی عاشقانه خودشان به میهن ادامه می دهند. به مناسبت۲۸دی ماه سومین سالگرد درگذشت استاد همایون خرم مصاحبه ای که ۲۹ آبان ماه ۱۳۹۱در منزل شخصی ایشان انجام شده را منتشر می کنم. استاد خرم در این گفت و گو تاکید داشت که نسل امروز باید با موسیقی اصیل ایرانی بیشتر آشنا شود تا بتوانیم این نوع موسیقی را حفظ کنیم و زنده نگه داریم. طبق قرار با این استاد فرهیخته قرار بود که موارد ناگفته در دیدار بعدی من با استاد کامل شوند که البته اجل مهلت نداد و ایشان به سرای باقی شتافت.   آخرین بازمانده مکتب ابوالحسن صبا گفت و گویم با استاد خرم اینگونه آغاز شد که شما یکی از آخرین بازماندگان مکتب ابوالحسن صبا هستید درست است؟ که ایشان پاسخ داد:بله، من را یکی از آخرین بازماندگان مکتب ابوالحسن صبا می دانند که بدون واسطه نزد او مشق موسیقی کرده بودم و تا چندی پیش به آهنگسازی و اجرای زنده موسیقی می پرداختم. خرم درباره آشنایی خود با موسیقی هم گفت من به تشویق مادرم که از علاقه مندان به موسیقی ایرانی بود به موسیقی روی آوردم. که  نخستین قطعه موسیقی در رادیو را نیز در دستگاه همایون نواختم تا بدین ترتیب از تشویق های مادرم قدردانی کنم. من در آن زمان بعد از حضور در دوره های آموزشی زند یاد ابوالحسن خان صبا، در سن ۱۴ سالگی به عنوان جوان ترین نوازنده سولیست ویولن در دهه ۱۳۳۰خورشیدی در رادیو حاضر شدم و به اجرای موسیقی پرداختم. از برق تا موسیقی از استاد خرم پرسیدم رشته تحصیلیتان برق بوده و چگونه به رشته موسیقی روی آوردید که توضیح داد رشته من مهندسی برق بود و  برای تحصیل در دانشگاه هم برگزیده شده بودم اما خیلی به نواختن موسیقی علاقمند بودم و این رشته باعث نشد که من از موسیقی فاصله بگیرم. من با برنامه های رادیویی ویژه موسیقی در پیش از انقلاب همچون برنامه گل ها، گل های رنگارنگ و گل های تازه و شاخه گل به عنوان آهنگساز و نوازنده همکاری داشتم و از میان آثارم از این آهنگ هایم می توان به قطعات «تو ای پری کجایی»، «امشب در سر شوری دارم»، «ساغرم شکست ای ساقی»، «رسوای زمانه منم»، «آیا همه شما بی گناهید»، «اشک من هویدا شد»، «پیک سحری» و «آوای خسته دلان» اشاره کنم. یادآوری کنم همچنین در دهه های ۲۰ تا ۵۰ خورشیدی، با هنرمندانی چون جواد معروفی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، مجید نجاحی، منصور صارمی، جهانگیر ملک و امیر ناصر افتتاح همنوازی کرده ام.   ماجرای ساختن تصنیف پری کجائی ThumbHandler.ashx از استاد خرم خواستم تا کمی از ساختن تصنیف پری کجائی استاد قوامی صحبت کنند که در توضیح گفتند: در جاده شمال مشغول رانندگی بودم به نزدیک رامسر که رسیدم باغی در آنجا بود برای استراحت به آن باغ رفتم بعد از نیم ساعتی که خستگی ام در رفت گفتم دوری در باغ بزنم که یک دفعه متوجه شخصی شدم که با صدای رسا می خواند. کمی جلو رفتم ایستادم و گوش کردم دیدم چه صدای رسا و زیبایی دارد. جلو تر رفتم تا ببینم صدای به این رسایی از کجا به گوشم می رسد. دیدم چند نفر دور هم نشسته اند و یک نفر از جمعشان می خواند. وقتی نزدیک تر رفتم دیدم موقع آواز خواندن حتی به نظر می آمد که دهان این فرد تکان نمی خورد؛ آنقدر متین و با وقار بود. کمی نگاه شان کردم پیش خودم گفتم چقدر چهره ایشان آشناست. جلو تر رفتم و دیدم چه اتفاق جالبی افتاده است چون آن شخص کسی بود که من سال ۱۳۴۵ در مراسم برنامه سازمان یونسکو دیده بودم. جلو تر رفتم و سلامی عرض کردم و گفتم شما حسین قوامی نیستید که در مراسم «یهودی منوهین» نوازنده ویولن حضور داشتید و برای شما نواختم وشما تصنیفی خواندید؟ گفتند درست است. گفتم واقعا چقدر جالب است که من به این باغ بیایم و چنین صدای زیبایی را بشنوم و به سوی این صدا بیایم. من باید تصنیفی را برای صدای به این زیبایی بسازم. این موضوع گذشت من به تهران بر گشتم و بعد از۲ ماه روزی با آقای سایه ابتهاج (هوشنگ ابتهاج شاعر) که دیداری با یکدیگر داشتیم ایشان پیشنهاد کردند آهنگی را به من بدهید تا ترانه ای روی آن بگذارم. استاد خرم ادامه داد: ملودی پری کجائی از آن ترانه ای بود که من به سرعت آن را نوشتم و به سایه ابتهاج دادم تا شعری بر روی آن بگذارند این ترانه یا تصنیف در سال ۱۳۵۱ تنظیم شد و در اینجا بحث سر انتخاب خواننده بود که کدام خواننده آن زمان می تواند به نحو احسن این ترانه را اجرا کند. من به استاد سایه گفتم این تصنیف باید با صدای یک مرد خوانده شود که من استاد قوامی را پیشنهاد دادم و گفتم به نظر من ایشان بهترین شخص برای خواندن این کار است. سایه ابتهاج نظرش اینگونه بود که شاید صدای بهتر از قوامی باشد که این تصنیف را بخواند که من گفتم صدای او را در باغی در رامسر شنیده ام که چه صدای رسا و قوی دارد. گفتم کاری ندارد امتحان می کنیم. از استاد قوامی هم خواستم برای آزمایش به استودیو رادیو تشریف بیرند که آن روز در رادیو آقای نجاحی آقای مستعان رئیس رایو تهران، خانم فخری نیکزاد دکلمه گر خوب کشورمان هم حضور داشتند که وقتی استاد قوامی خواندند رو به سایه ابتهاج کردم و گفتم دیدید من درست می گفتم که این تصنیف با صدای حسین قوامی سازگار است که همه قبول کردند و بعد ها سایه ابتهاج گفتند: آفرین بر این انتخابتان. این آهنگ که در سن ۶۱ سالگی استاد قوامی با ارکستر بزرگ رادیو ملی ایران در استودیو رادیو ضبط شد و تا الان (سال ۹۱) هنوز مورد قبول بسیاری است و ماندگار مانده است. کلا رویه من این بود که همیشه ابتدا آهنگ را می ساختم و سپس ترانه سرا بر روی آن شعر می گفت. بخشی از ماندگاری ترانه های من در حس و ملودی آهنگ ها است و بخشی دیگر به این دلیل است که کلام بعدا به ملودی اضافه می شود. تالیفات استاد خرم در این قسمت ذکر کنم از استاد همایون خرم تالیفاتی نیز به جای مانده است که ردیف اول چپ کوک و مجموعه ای از آواز ها، چهارمضراب ها و قطعات او است و غوغای ستارگان شامل خاطرات هنری خرم از جمله تالیفات وی به شمار می آیند. استاد همایون خرم علاوه بر تربیت شاگردان موسیقی در شورای عالی خانه موسیقی نیز عضویت داشتند و از سوی شورای ارزشیابی هنرمندان موفق به کسب درجه یک هنری شده بود. وی همچنین رهبری ارکستر سازهای ملی و تدریس در دانشکده موسیقی ملی را نیز در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده است.   راز مانا بودن صبا و شهناز از استاد پرسیدم قبلا نقلی از استاد صبا گفته بودید دوباره می توانید از آن صحبت کنید؟ این هنرمند در توضیح گفت: استاد صبا اگر هنوز هم نو است و نوای موسیقی اش طرفدار دارد برای این است که در عین پایبندی به اصول، ۵۰سال از زمانه خودش جلو تر بود. چیزهایی زد که قبلا کسی نزده بود. تار جلیل شهناز هم همین طور است. امثال این بزرگان همه به اصول کار خود معتقد و پایبندند اما جوری می زنند و چیزی می زنند که قبل از آن ها کسی نزده بود. چون هنر باید زنده و سیال باشد.   جوانان موسیقی، علیرضا قربانی و محمد اصفهانی این استاد موسیقی درباره نظرشان درباره جوانان امروز هم گفتند: امروز خوشبختانه با آگاهی از اشتباه دیروز افق های روشنی برای موسیقی وجود دارد و اهالی جوان موسیقی پر انرژی، و با استعداد و با انگیزه هستند و موسیقی های فراوانی با طیف های مختلف گوش می دهند که همین انسان را امیدوار می کند. او در پاسخ به این سوال برای نام بردن از چند جوان مستعد گفت: نباید اسم ببرم چون همه را نمی شناسم یا با آن ها کار نکرده ام. اما علیرضا قربانی و محمد اصفهانی که با آن ها کار کرده ام واقعا دوست داشتنی و امیدوار کننده هستند.   مشکلی که باعث تولد ارکستر بزرگ فارابی شد «چه شد که شما به ارکستر بزرگ فارابی پیوستید؟» استاد خرم در رابطه با این سوال گفت: بین آقای صبا با مدیران رادیو مشکلاتی ایجاد شد و وزارت فرهنگ و هنر آن زمان بلافاصله به ایشان پیشنهاد کرد که در تالار فارابی ارکستر بزرگی تشکیل دهد. در این گروه هم نوازندگان ویلون ما بودیم یعنی شاگردان استاد صبا. یادم هست فرامرز پایور سنتور می زد که ایشان هم شاگردی استاد صبا را کرده بودند، حبیب الله صالحی هم تار می زد و در کار خودش استاد بود. دقیق یادم نیست اما فکر می کنم آقای هوشنگ ظریف هم تازه از هنرستان ملی فارغ التحصیل شده بودند و حضور داشتند. من هم ویلون سولیست اول گروه بودم. از همین دوره هم بود که صمیمیت بیشتری با آقای تجویدی پیدا کردم. آقای تجویدی خیلی به کارش عشق داشت. همیشه سعی می کرد برود چیزی را بیاموزد. یکی از آهنگسازان رادیو در رشته موسیقی غربی تحصیل کرده بود. یادم است یک روزی من بودم و آقای تجویدی و این آهنگساز. من داشتم درباره کار کردن برخی آهنگ ها در ارکستر بزرگ از این آهنگساز سوالاتی می کردم که دیدم آقای تجویدی مدام اشاراتی به من می کنند. بعد که آقای آهنگساز رفت، ایشان به من گفت: چرا از این ها سوال کنیم؟ من شروع کردم به هارمونی خواندن. خودمان استعداد آهنگسازی داریم یاد می گیریم و برای ارکستر هم می نویسیم. دیدم حرف جالبی زدند. من هم چون علوم پایه ام قوی بود، به همین خاطر هارمونی خواندن برایم راحت بود. خلاصه هر دو رفتیم و شروع کردیم هارمونی خواندن. من این را از تجویدی یاد گرفتم که هر چند آن زمان در کارمان شهرت پیدا کرده بودیم اما از آموختن باز نمانیم و خودمان بتوانیم روی پای خودمان بایستیم و راه های تازه برای نوآوری در موسیقی ایرانی پیدا کنیم. هر چه باشد ما بافت این موسیقی را بهتر می شناختیم و طبعا بهتر هم می فهمیدیم چگونه سمت این کار برویم که موسیقی ایرانی لطمه نبیند. بعد از این موضوع بود که من آهنگ «آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود» را ساختم که شعرش هم برای ابوالحسن ورزی بود. از این ایام من و آقای تجویدی زیاد با هم کار می کردیم و ماهی یکبار منزل همدیگر قرار می گذاشتیم و رفاقتمان گره خورد.   پری کجایی؟ بعد از حسین قوامی سوال بعدی من از استاد خرم این بود که ازسال ۱۳۵۲ که شما که تصنیف پری کجائی را تنظیم کردید خیلی از خوانندگان قدیمی و جدید آن را یا به همان سبک و یا ریتمی به آن داده و خوانده اند. می خواهم نظرتان را بدانم که به نظر شما کدام یک از خوانندگان بهتر آن را خوانده اند؟ استاد خرم کمی مکث کردند و گفتند واقعا سوال مشکلی پرسیدید. مانده ام چه بگویم که خدا را خوش بیاید! البته من همیشه گفته ام می توانم شخص استاد قوامی را نام ببرم که خودم تاکید بر خواندن این ترانه داشتم. بعد از آن می توانم به خانم الهه اشاره کنم که به طور زیبایی این تصنیف را خواندند. بعد از ایشان هم آقای هوشمند عقیلی که کارش را خوب انجام دادند وبه آقای محمد اصفهانی هم می توانم اشاره کنم. و کار شما که نوه برادراستاد قوامی هستید هم با تغییر ریتم آهنگ و خواندن پرئی کجائی به صورت دکلمه هم به نظرم خوب آمد. از استاد خواستم تا از کنسرت های که در این یکی دو سال اخیر اجرا کردند هم حرف بزنند که استاد گفتند کنسرت های اخیرم در تالار وحدت و برج میلاد بود با ارکستر بزرگ با دکلمه خانم ژاله صادقیان و بسیار با استقبال مردم قرار گرفت. از ایشان سوال کردم که برای ماه بهمن و اسفند هم برنامه ای دارید. که استاد گفتند بله قرار است ۲۲بهمن کنسرتی اجرا شود و اردیبهشت ۹۲ هم برنامه ای هم در سال ۱۳۹۲ قرار است در برج میلاد اجرا شود. در رابطه با کتاب استاد پرسیدم که استاد گفتند کتابم جلد ۱و۲ دارد که جلد یک به چاپ رسیده که اسمش غوغای ستارگان است و جلد دو قرار است تا چند ماه دیگر چاپ شود و در همان برج میلاد هم از آن رو نمایی شود.  مالکی-و-خرم خوانندگان مورد علاقه از استاد پرسیدم نواختن موسیقی را تا کجا و تا کی ادامه خواهید داد؟ که گفت آنقدر ادامه خواهم داد اگر واقعا بتوانم موفقیت آمیز جلو بروم، که فکر نمی کنم که تا بحال بد جلو رفته باشم. چون از آن جا که امید همیشه به ما فرصت می دهد، این امید را دارم که پس از این هم نواختنم را به طور جدی مانند دوران جوانی دنبال کنم. البته هیچ کس از فردایش خبر ندارد، مگر پرویز یاحقی، صبای عزیز یا هنرمندان عزیز دیگرمان می دانست قرار است در شهرتی که داشتند از دنیا بروند؟ اگر عمری برایم باقی باشد تا زنده ام، تا روزی که هستم، دلم می خواهد همه چیز در تمامی برنامه هایم پیش برود. و در فرصت که در باقی مانده عمرم دارم، فکر می کنم موسیقی هم مثل تمام کار هایم جهانی است که می خواهم در آن به کشف برسم. پس باز هم تجربه اش خواهم کرد. از استاد خواستم تا نظرشان را در رابطه با صدای خوانندگان قدیمی و جدید که می پسندند بگویند. که استاد خرم گفتند من از صدای استاد قوامی، استاد بنان،الهه، پوران، عهدیه، شجریان، قمر و از چهره های جدید محمد اصفهانی که چند آهنگ برایش ساخته ام و به کارهای سالار عقیلی وعلیرضا افتخاری هم علاقه دارم.   در ادامه از فرزندان استاد پرسیدم که گفتند 3 پسر به نام های علی، امیرو رضا دارند و تنها دخترشان هم هاله نام دارد. شب بزرگان استاد خرم درباره خاطراتشان از سال های گذشته هم با ذکر نکاتی گفتند: در سال ۱۳۴۹ ماه اردیبهشت شب تولد حضرت علی قرار گذاشتم در منزل زنده یاد حنانه، دوستان هنرمند همگی جمع شویم. در این دورهمی دوستانه استاد گلپایگانی، جلیل شهناز،فریدون مشیری، تجویدی، نجاحی، شجریان،شهیدی، سیاوش، زندگانی، پرویز یاحقی،از خانم ها پوران شاپوری،خانم دلکش، دکلمگر خوبمان خانم روشنک و فخری نیکزاد همگی جمع بودیم که پرویز یاحقی مشغول نواختن بود که استاد قوامی با برادرشان علی قوامی که پدر بزرگ شماست تشریف آوردند و همگی خوشحال شدیم. چون قرار بود استاد قوامی به مجلس نامزدی یکی از دختران دوستانشان بروند که به منزل حنانه آمدند که واقعا همه خوشحال شدند بعد از چند دقیقه من قطعه ای از دستگاه شور را نواختم و استاد قوامی هم خواند و بعد پدربزرگتان که بسیار زیبا تار می نواختند با یکدیگر نواختیم و استاد قوامی در دستگاه شور خواندند.خاطرات آن شب برای من بسیار به یادماندنی است. در این قسمت از استاد پرسیدم در بالا به پدر بزرگم اشاره کردید می خواهم بدانم تا چه حدی کار پدر بزرگم را پسندید و آیا به ایشان پیشنهاد کردید تا باز هم تار را به صورت جدی دنبال کنند؟ که استاد گفتند بله یک بار به خودشان گفتم و چند باری هم به شخص استاد قوامی گفتم ولی فکر کنم پدربزرگتان مریض احوال بودند و دیگه تار را کنار گذاشتند. خاطره دوم استاد هم مربوط به سال۱۳۴۵بود و حضور ویلون زن معروف یهودی منوهین در ایران بود:در این برنامه که استاد قوامی هم حضور داشتند ومنوهین از صدای استاد تعریف کردند ومن و منوهین با یکدیگر قطعه ای را نواختیم که بسیار مورد قبول مهمانان قرار گرفت. همایون خرم10 در ادامه از ایشان درباره میزان رضایت از کار هایشان پرسیدم که گفتند: جواب این سوال را باید مردم بدهند اما من همیشه همه توانم را گذاشته ام و می توانم بگویم کار هایم «برگ سبزی است، تحفه درویش» امیدوارم مردم آن ها را بپذیرند و دوستشان داشته باشند و بعد از من هم کار هایم شنیده شود.   به عنوان سوال آخر از استاد خرم پرسیدم در تنظیم نوشته هایتان آیا مجبور به بازنویسی هم می شدید؟ که گفت:بله من در تنظیم و نوشت هایم بسیار وسواس شدیدی دارم. شاید مواقعی پیش می آمد که ۳۰ تا ۱۰۰ ورق می نوشتم اما از آن ها رازی نبودم و پاره اش می کردم و دوباره آن را می نوشتم و آنقدر این کار را تکرار می کردم تا آن چیزی که دلخواهم بود به دست بیاید. چون اگر غیر از این می شد دیگر همایون خرم معنی نداشت.  

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code