یادبود سعید صدیق شاعر و منتقد گیلانی در رشت برگزار شد:
چاپ
گیل نگاه/ سارا قنبرنیا: روزِ اول ماه بهمن است، ماه تلاطم در تاریخ معاصرِ ایران. هوا گرفته است و نوید باران می دهد، بارانی که از سرِ غروب نم نم می بارد. هوا گرفته است و جمع کثیری از اهالی ادبیات گیلان زمین، آمده اند تا یادِ شاعر و منتقدی تازه درگذشته را گرامی بدارند، «سعید صدیق» را که روزِ یکشنبه هفته جاری به خاک سپرده شد، در پنجاه و سه سالگی، زمانی که برای مُردن و نبودن زود است و کارهای نکرده ای می ماند، مرگ اما خبر نمی کند، قلبِ صدیق هم ایستاد. روزِ آغازین بهمن ماه است، ماهِ انقلاب که به تعبیر دکتر «محمدرضا روحانی» شاعر و استاد دانشگاه، یکی از سخنرانانِ مجلس امروز: «سعید صدیق یکی از برآمدگانِ انقلاب بود، از نسلی که جهان را عاشقانه می دید و شعر را زندگی می کرد». ( گزارش تصویری ) مراسم یادبود، به همت خانواده شاعر و جمعی از دوستانش، در تالار «دیدار»، ابتدای جاده رشت به انزلی برپا شده بود، مراسمی در محفلی پُر جمعیت، چونان که صندلی های تالار پر شده بود و جمعیتی هم تمام مراسم را سرپا نظاره گر بودند، مجلسی برای گرامی داشت یاد و خاطره شاعر از دست رفته. ساعت سه و نیم بعدازظهر، با نوای فلوت نقی جلالی و آواز آقای روحانی مراسم آغاز شد، آوازی و بعد، تصنیف «گل پونه ها» ی زنده یاد ایرج بسطامی که انگار نوای بدرقه ی هر عزیز از دست رفته ای می تواند باشد این تصنیف. رفته رفته به جمعیت حاضران افزوده می شد، برادر شاعر و جمعی از دوستان نزدیک از کنار در ورودی میزبان آمدگان بودند.   زبان فرهنگ مدار سعید صدیق سعید صدیق یادبود (5) پس از آواز و نوای فلوت، مجری برنامه اسماعیل حبیبی شاعر و از دوستان سعید صدیق با یادی از از و قرائت شعری از اولین سخنران مراسم، حافظ موسوی شاعر، منتقد و سردبیر سابق مجله کارنامه و دبیر جایزه ای با همین عنوان در ابتدای دهه هشتاد دعوت کرد تا از سعید صدیق بگوید و از شعرش. صدیق در سومین دوره جایزه کارنامه با مجموعه شعر «من آسمان خودم را سروده ام» موفق به کسب این جایزه شده بود، موسوی پس از خواندن شعری از کتاب «بی پناهی وطن نداردِ» صدیق، از داوری آن دوره جایزه گفت و اینکه داوران، از منوچهر آتشی و نازنین نظام شهیدی گرفته تا عنایت سمیعی و شاپور جورکش همگی بر این نظر بودند که صدیق با شعرهای روان و خواندنی اش شایسته کسب این جایزه است. موسوی از سال های آشنایی با صدیق گفت و ارتباط دورادوری که همیشه با او داشت و از آن به عنوان ارتباطی «زیرپوستی» یاد کرد: «می دانم که سعید یادداشت ها و شعر های چاپ نشده زیادی دارد، حتی یک بار هم آمده بود به دفتر نشر آهنگ دیگر، زمانی که هنوز دایر بود و ما کار می کردیم، از مقاله هایش گفت و من خواستم که جمع و جورشان کند تا چاپ شوند، قولی داد اما رفت دیگر خبری نشد، حالا من از دوستان و خانواده اش می خواهم که همت کنند و آن ها را به چاپ برسانند، مطمئن هستم که شعرهای خواندنی و مقالات دقیقی دارد که باید خوانده شوند.» موسوی صحبتش را درباره نثر و شعر صدیق این گونه ادامه داد: «ویژگی اساسی آثار او فرهنگ مداری و استفاده از زبانی است که ریشه در سنت و ادبیات دارد، زبانی که در عین حال ساده و روان است و خواننده را پَس نمی زند.» پس از پایان سخنرانی حافظ موسوی، نوبت به پخش کلیپی رسید که دربرگیرنده عکس های سعید صدیق بود، عکس هایی از دوران کودکی تا مرگ، در کنار دوستان، خانواده و بزرگ ترین چهره های ادبی معاصر، از احمد شاملو گرفته تا بیژن نجدی، غزاله علیزاده، نصرت رحمانی، مجید دانش آراسته، و.... چهره هایی آشنا در عکس ها دیده می شدند که در سالن هم حضور داشتند، بعضی سر هاشان را میان دست ها گرفته بودند و آرام آرام می گریستند، در غیبت دوستی که حالا از او فقط همین عکس ها به جا مانده است.   مویه ای برای سعید سعید صدیق یادبود (9) در ادامه برنامه، مجری از «م. موید» خواست تا بیاید و شعری بخواند به یاد صدیق. اواسط دهه هشتاد، حامد اریب مستنی ساخته بود از زندگی شعری م. موید و سعید صدیق منتقدی بود که در آن مستند از ارزش و اهمیت شعر موید گفته بود، شعر موید از سوی صدیق، بار ها و بار ها مورد ستایش قرار گرفته بود و حالا موید آمده بود تا مویه اش را در مرگِ صدیق، با حاضران در میان بگذارد: «در آمد و شدِ موج/ تنها دو بار پروانه داشتم بگویم/ سعید سعید». وقتی که موید شعری می خواند، بغضش گرفته بود و شعرش، اشک بعضی حاضران را درآورد.   هزینه هایی که صرف هنر نمی شود سعید صدیق یادبود (3) سخنران بعدی مراسم، دکتر محمدرضا روحانی شاعر و استاد دانشگاه بود. روحانی از بیش از دو دهه دوستیِ ادبی با صدیق گفت و مکث های فراوانش خبر از بغض هایی فروخورده می داد که در غیبت دوست می رفت تا به گریه تبدیل شوند. از دیدارهای گاه به گاهش در دانشگاه علوم پایه و بعد خانه سعید صدیق گفت و شعرهایی که صدیق برایش می خواند. در ادامه پیام تسلیت هیات مدیره خانه فرهنگ گیلان توسط مجری مراسم خوانده، و به دوستان و خانواده وی تسلیت گفته شد. احمد قربان زاده آخرین سخنران این برنامه بود، شاعری که از سال های دور رفاقتی با صدیق داشت. قربان زاده صحبتش را با گلایه آغاز کرد: «چند نفرِ شما پیش از اینکه بیایید اینجا شعرهای سعید را خوانده بودید؟ کدامتان در کتابخانه هاتان کتاب های سعید را داشتید؟ هنرمند پناهی ندارد، بی پناه و غریب است انگار. میزان هزینه ای که امروزه صرف استفاده از تکنولوژی می شود، قابل مقایسه با میزان هزینه ای که برای هنر می شود، نیست؛ باید بیشتر به هنر توجه کنیم، مزد هنرمند همین توجه مردم است». قربان زاده در ادامه شعر بلندی با عنوان «وطنم» را خواند و تقدیمش کرد به سعید صدیق، شاعری که «دنیا را خانه خود می دانست.» یادبود سعید صدیق با پخش کلیپی ساخته حامد اریب که در آن بخشی از نظراتش درباره هنر، ادبیات و سینما منعکس بود، ادامه پیدا کرد، صحبت های شورانگیز صدیق نشانگر عشق او به هنر و ادبیات بود، شاعری که شعر را زندگی می کرد. سپس حامد پور شعبان، شاعر و موسیقی دان، پشت تریبون آمد و شعری به یاد صدیق خواند و پس از او مهدی ریحانی شاعر و یکی از صمیمی ترین دوستان سعید صدیق به عنوان آخرین نفر پشت تریبون آمد و مرثیه ای به یاد سعید خواند، یا صدایی بغض آلود در غیاب دوست. سعید صدیق یادبود (14) مراسم یادبود، با خواندن پیامی از طرف اعضای خانواده صدیق به پایان رسید، در این پیام از همه دوستانی که در طول زندگی با او همراه بودند و کسانی که یاد او را در این چند گرامی داشتند، قدردانی شد. تکمله؛ کلمه تمام نمی شود یک نفر کم است، یک شاعر و چند کلمه. «سعید صدیق» در خاک پذیرنده آرام گرفته و بی قراری اش تمام شده. اما ذات شعر و کلمه، نفر به نفر تکثیر می شود، از صدیق به شاعر فردای این زبان.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code