صف آرایی مخالفان و موافقان سدسازی در ایران پشت سد شفارود:
۱۳۹۳/۱۲/۰۵ ۰۷:۲۳ چاپ

به گزارش گیل نگاه: همه  چیز از یک گفت و گوی کوچک شروع شد. گفت و گوی خبرنگار روزنامه شهروند با دکتر محمدعلی کیخا ، معاون سازمان محیط زیست ایران. وقتی که معاون بالاترین مقام زیست محیطی ایران به انزلی آمد تا در روز جهانی تالاب ها از خطر خشکیدگی تالاب انزلی بگوید، در پاسخ به سوال خبرنگار، گریزی هم زد به سد شفارود و قاطعانه اعلام کرد که ساختن این سد غیرقانونی است و جلویش را خواهد گرفت. او مدافعان ساخت سد شفارود را متهم به دشمنی با محیط زیست کرد و از مسوولان دولت یازدهم خواست که همانند رییس جمهور برای مسایل زیست محیطی اهمیت قایل شوند. این سخنان سریعا با واکنش محمدعلی نجفی، استاندار گیلان روبه رو شد که از ادامه ساخت سد شفارود دفاع کرد و بعد از اعلام خبر جذب فاینانس شش میلیاردی چینی برای ساخت سد، با بیان این که دیدگاه محیط زیست درباره سد شفارود سنجیده و قابل حمایت نیست، گفت: بعد از دریافت مجوزها و تامین منابع ارزی و دریافت قرارداد خارجی محیط زیست جلوی احداث این سد را می گیرد. استاندار پاسخی هم برای کیخا داشت آنجا که اشاره کرد: «من خودم بیش از هرکسی دلسوز محیط زیست هستم» اما سخنان استاندار بار دیگر واکنش کیخا را در پی داشت و خطاب به نجفی اظهار داشت: «هرکس که پیشرفت غیرقانونی پروژه را بخواهد دلسوز محیط زیست نیست» این مقام ارشد سازمان محیط زیست سپس تاکید کرد: «توقف پروژه و پرداخت جریمه بهتر از ضررهای هنگفت در آینده است».

در این بین، برخی از حامیان ساخت سد شفارود خبرنگاران را متهم به بزرگ نمایی و تسویه حساب با نمایندگان دولت در استان کردند. از آن طرف هم بودند کسانی که قضاوت خود درباره سد شفارود را فارغ از مسایل سیاسی می دانستند و توسعه بدون ارزیابی محیط زیستی را تخریب عنوان می کردند. حتی پای معاون وزیر کار هم به ماجرا باز شد و احمد میدری گفت: «سد سازی جز نابودی کشاورزی و افزایش آمار بیکاری نتیجه ای نداشت». موضوع سد شفارود دو طرفه شده بود. موافقان ساخت سد و مخالفان ساخت سد. اما در بحث رسانه ای در طرف موافقین، فقط استاندار گیلان بود که یک تنه ظاهرا می بایست جور همه را می کشید و به انتقادات ساخت سد واکنش نشان می داد. اما در طرف مخالفان ساخت سد از سازمان محیط زیست گرفته تا معاونت وزارت کار و بعضی از روزنامه نگاران گیلان قرار داشتند. بماند که بعضی از سایت های اصولگرای مخالف دولت، از این قضیه استفاده کرده و بدون این که پاسخ دهند که چرا وقتی دولت اصولگرای قبلی از ساخت این سد حمایت کرد هیچ واکنشی نشان ندادند؟ اینک یکسره از استاندار دولت روحانی انتقاد می کنند. اما بودند کسانی که فارغ از مسایل سیاسی به این مساله پرداختند. بابک مهدیزاده یکی از روزنامه نگاران گیلانی در یادداشتی در سایت خبری و تحلیلی «شمال ما» خطاب به استاندار گیلان، فعالان محیط زیست و روزنامه نگاران محلی خواست که با نگاهی توسعه محور به قضیه سد شفارود وارد شوند و بی تفاوتی، نفع شخصی و مسایل سیاسی را برای توسعه استان مضر خواند اما در آن طرف قضیه بعضی از پایگاه های خبری و خبرنگارانی بودند که فکر می کردند پرداختن به سد شفارود فقط توطئه ای علیه استاندار گیلان است. در این فضای ردوبدل پاسخ ها بود که مسوول روابط عمومی آب منطقه ای گیلان، در سایت خود یادداشتی در نفع سدسازی نوشت و از خوبی های سدشفارود گفت که مناسب حال کشاورزان و انباشت و تامین آب است. این مطلب همان دقایق در خروجی خبرگزاری ایسنا قرار گرفت اما بعد از گذشت چند ساعت از این سایت برداشته شد. اما چند روز بعد اظهارات و هشدارهای یک کارشناس برجسته محیط زیست، کفه ترازو را به سمت مخالفان سد شفارود بازهم سنگین تر کرد. دکتر حسین آخانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران که دکترای گیاه شناسی را از دانشگاه مونیخ آلمان اخذ کرده، با اشاره به پدیده ریزگردها در اهواز و زاگرس به اهالی استان های گیلان و مازندران هشدار داد که در سال های آینده این پدیده به سراغ آنها هم خواهد آمد. دلیل این هشدار هم ساخت بی رویه سد در دو استان شمالی ایران است. آخانی با مقایسه ساختن سدهایی مانند سد شفارود با سدهایی که در منطقه زاگرس زده شد گفت: «ساختن بی رویه سد در منطقه زاگرس باعث شد که شریان های حیاتی طبیعت قطع شود و گیاهان رشد نکنند و درختان خشک شوند و جنگل تبدیل به بیابان شود و خاک بیابان به صورت ریزگرد به شهرها هجوم آورد تا طبیعت انتقامش را از انسان ها بگیرد. حال این اتفاق در سال های آینده برای شهرهای واقع در منطقه البرز هم خواهد افتاد، چون سدهایی مانند شفارود باعث بیابانی شدن جنگل های سرسبز شمال ایران خواهند شد».

درحالی که به نظر می رسید اظهارات یک کارشناس معروف و برجسته کشور در ایامی که پدیده ریزگردها نگرانی اول کشور است آب پاکی را روی دستان موافقان ساخت سد شفارود ریخته باشد، بازهم بیانیه ای از سوی روابط عمومی آب منطقه ای گیلان خبرساز شد. روابط عمومی این اداره که تاکنون ورود جدی به قضیه نکرده بود و حتی به یاری استاندار در دفاع از سد شفارود هم نیامده بود، در بیانیه خود به جای این که بیشتر دفاع علمی از ساخت سد داشته باشد، از پایگاه های خبری بدون مجوز انتقاد کرد که احداث سدهای بزرگ در گیلان را زیر سوال برده اند. این روابط عمومی ادعا کرد که سد شفارود ارزیابی زیست محیطی دارد و از وجود تفاهم نامه ای مابین وزارت نیرو و سازمان محیط زیست خبر داد که شرایط ادامه ساخت سد را در آن ذکر شده بود. ورود روابط عمومی اداره آب، انتقادات را از استاندار گیلان کاهش داد. سایت شمال ما نیز که خود منتقد اصلی ساخت سد بود در یاداشتی با عنوان «استاندار پاسخگو و مدیران نقد گریز» نوشت: «احساس مسوولیت و پاسخگو بودن دکتر نجفی ستودنی ست اما زیبنده استانی مثل گیلان نیست که مدیران کل و مسوولین رده متوسط و پایین، خود را فراتر از رسانه ها و افکار عمومی بدانند». سایت گیل خبر هم با نوشتن یادداشتی دفاع جانانه ای از استاندار گیلان کرد: «مباحث زیست محیطی، هجمه های ناصواب سیاسی و جناحی عده ای امتحان پس داده در سا ل های اخیر و پاسخگوی عملکرد غیر منطقی برخی مدیران بعضا ضعیف و ناکارآمد استانی باشد. برخی از دوستان مدیر در حوزه های مختلف استان اعم از کشاورزی، صنعت، گردشگری محیط زیست سیاسی و  باید بپذیرند که مانند آن روزهایی که شب و روز به دنبال ماندن و یا تکیه زدن بر کرسی های مدیریت به هر دری می زدند و خود را شیفته خدمت به مردم نشان می دادند، در جغرافیایی کاری و حفظ موقعیت مدیریتی خود، حتی حاضر به پاسخگویی در حداقل ترین حالت ها نیستند. به نظر می رسد آنان در تلاشند تا دکتر محمدعلی نجفی، استاندار گیلان را به هر قیمتی هزینه کارکردهای ناصواب، ضعیف و عافیت طلبانه و بعضا جناحی خود کنند».

بعد از نوشتن این مطالب بود که استاندار گیلان درجلسه شورای حفاظت از منابع آب گیلان در سخنانی درباره سد شفارود که تعدیل شده تر نسبت به واکنش های قبلی او بود، گفت: باید مشکلات سد شفارود با همکاری وزارت نیرو و محیط زیست حل شود. تا اینجای کار ظاهرا این جمله آبی بود بر آتش شعله ور شده موافقان و مخالفان سد شفارود. اما حقیقت آن است که موافقان و مخالفان سدسازی در کل ایران، در مقابل هم صف کشیده اند. موافقان می گویند که به خاطر حمایت دولت قبلی از سدشفارود بخشی از این سد ساخته شده و هزینه زیادی صرفش شده و در صورت توقفش باید خسارت زیادی به شرکت پیمانکار پرداخته شود و مخالفان هم با اعتقاد به این که «جلوی ضرر را هرجا که بگیری منفعت است»  اذعان دارند که پرداخت جریمه سنگین بهتر از تقبل ضررهای بیشتر و غیرقابل جبران، مشابه خشک شدن دریاچه ارومیه در آینده نزدیک است.  موافقان، سد را نماد توسعه می دانند و مخالفان برعکس آن را ضدتوسعه و مغایر با موازین توسعه پایدار و محیط زیست می خوانند. موافقان راهکار را در کاشت درختان جدید به جای درختان قدیمی معرفی می کنند و مخالفان می گویند که قطع درختان باستانی هیرکانی که آخرین بازمانده های این گونه در جهان هستند و کاشت درختان جدید، موجب برهم خوردن اکوسیستم منطقه می شود و همچنین نسبت به فروش بالای درختان قطع شده نیز هشدار می دهند. موافقان معتقدند که سدشفارود درجهت تامین آب کشاورزی است و مخالفان اعتقاد دارند که سدسازی موجب از بین بردن سفره های زیر زمینی و خشکسالی بیشتر می شود. موافقان اصرار دارند که ساختن سد موجب افزایش اشتغال در منطقه می شود و مخالفان تاکید دارند که سدسازی موجب از بین رفتن منطقه، خشک شدن تالاب ها و رودخانه ها و کوچ ناگزیر جوامع محلی وابسته به آب می شود. به نظر می رسد موافقان سدسازی تاکیدشان بر باور قدیمی «سد نماد توسعه» است؛ اما مخالفان تاکیداتشان بیشتر بر مستندات علمی و یافته های جدید علم توسعه، مبتنی بر محیط زیست است. اما اگرچه کفه علمی مخالفان سنگین تر است اما نفوذ و قدرت موافقان سدسازی ظاهرا کفه ترازو را برابر کرده است. حال باید دید زور کدام طیف بر آن یکی می چربد. آنها که می خواهند روال سالیان گذشته در ایران را ادامه دهند و سد بسازند و آن را جزو آمار پروژه های توسعه ای قلمداد کنند یا آنها که براساس مستندات علمی و تجربه کشورهای پیشرفته و تجربه تلخ دریاچه ارومیه و تالاب بختگان و دریاچه هامون و کمبود آب در شهرهای بزرگ ناشی از تبخیر آب های جمع شده پشت سدها، مخالف سدسازی های بیشتر هستند. باید دید این بار در ایران کدامیک برنده است: عمل یا علم؟

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code