[caption id="attachment_356" align="alignright" width="127"]سام سکوتی بداغ سام سکوتی بداغ[/caption]
آنان که انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری را در خاطر دارند ،حتما در لا به لای خاطرات قشنگ خود، این لکه مبهم آن روزها و روشن امروز که دولت وقت از آقای ناطق حمایت خواهد کرد را در خار خار ذهن خود می توانند جستجو کنند.
روزهای منتهی به خرداد ۷۶ برای نسل ما که تازه داشت با سید عبا شکلاتی الفبای سیاست را هجی می کرد و تاتی تاتی سیاسی را آغازه کرده بود، فقط خاطره است و هیچ خطری از هیچ جناح و دسته ای را نمی دیدیم و سوال های آقای نهاوندیان و پاسخ های مستدل و شیرین یکی از نامزدها قند در دلمان آب می کرد و نتیجه آن لبخندها و متانت شد، رأی بیش از بیست میلیون از مردم کشور عزیزمان در سبد سید ممنوع النام.
اما روی سخنم نه با همچون خودی که آن روزها هرگز پیش بینی هشت سال فطرت را نمی کرد و نه فعالان سیاسی که در صحبت هایش دقت نکردند نیست، که اگر التفاتی بود، امروز وضع ما این نبود و خود ایشان را که ندای آزادی می دادند، حتی از بردن نام هم محروم نمی دیدیم. روی سخنم در این نوشته با همچون خودم است که نسبت به رئیس جمهور وقت خوش بین نبودیم و یکی از نگرانی های بزرگ ما ( می نویسیم خاتمی می خوانند هاشمی بود) که آن روزها به دلیل شادی و هیجان پس از پیروزی به فکر برگشت مجدد به قبل از پیروزی نبودم تا حتی اگر شده در دل خود از آقای هاشمی پوزش بخواهم که انتخابات را به بهترین شکل ممکن برگزار کرد و حق الناس را در عمل اثبات کرد که برایش اهمیت داشت.
ما نباید فردی را آنقدر بزرگ کنیم که نشود نقدش کرد و خود همین موضوع، یکی از تلاش های آقای ممنوع النام بود که کیش شخصیت را کنار بگذارید و با عملکرد افراد در مورد آنها قضاوت کنید و آقای هاشمی یا هر سیاستمدار دیگری امکان اینکه حتی خودشان از تمامی تصمیمات خود در تمامی برهه ها دفاع کنند را ندارند. اما وقتی به گذشته بر می گردیم شخصا از نوع نگاه خود نسبت به ایشان دل چرکین هستم و اقرار می کنم در کنار تغییر ایشان، خودم هم خیلی منصف نبودم!
رئیس جمهوری که در خاطرات خود می گوید : من آقای ممنوع النام را نیاوردم، کاری که من کردم این بود که مانع نشاط سیاسی نشدم، بعدها تندروها از من انتقاد کردند که هاشمی جلوی تقلب را گرفت و راست هم می گفتند زیرا من در زمان انتخابات اعلام کردم کوچکترین تخلفی مجازات شدیدی خواهد داشت.
امروز که باز هم چرخش روزگار بر روزی سوار شده است که ملت حادثه زیبایی را آن روز رقم زدند، بد نیست بگوییم و اعتراف کنیم که نقش آیت الله هاشمی در رقم خوردن آن روزهای شیرین غیر قابل انکار بود و امروز هم ایشان در دل مردم به حیات سیاسی خود ادامه می دهند، با تکرار مجدد این نکته که شخص سید ممنوع النام ، یکی از تلاش هایش توجه جوانان به همین بت سازیها از افراد و از جمله خودش بود !!!
گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code