به گزارش گیل نگاه: یکسال گذشت… گویی دیروز بود که به مناسبت روز جوان عده ای از جوانان فعال استان در عرصه های سیاسی و اجتماعی به دعوت استانداری گیلان برای بزرگداشت روز جوان در سالن الغدیر استانداری گرد هم آمدند و به همراه استاندار و مدیران ارشد او یادآور این مطلب شدند که بخش اعظمی از جامعه جوان ایرانی را تشکیل میدهند. هنوز شور و شوق جوانان حاضر در آن جلسه در خاطر حاضرین هست، جلسه ای که بارقه امید را در دل جوانان گیلانی حامی سیاستهای دولت تدبیر و امید زنده کرد و ارج نهادن به جایگاه جوانان را بعد از سالها نوید میداد. در آن جلسه دکتر نجفی در بین حضار طی ابلاغی از مدیران ارشد خود خواست تا در اسرع وقت از جوانان فعال و واجد شرایط استان با عنوان مشاوران جوان در دستگاههای اجرایی و ادارات کل استفاده گردد. یکسال از ابلاغ استاندار گیلان در این خصوص میگذرد، اما امروز آنچه بعد از گذشت یکسال شاهد آن هستیم بکارگیری عده بسیار قلیلی از جوانان و مجاهدین شنبه تنها در برخی از ادارات است قلتی که بخش اعظمی از آن با ارتباطات سببی و نسبی سیاسیون استان رقم خورد و در بسیاری از موارد مدیران کل ادارات و عوامل منصوب دولت در استان یا به این امر گردن ننهادند و به ابلاع و دستورات استانداری اهمیت ندادند و یا برخلاف دستور استاندار مبنی بر عدم معرفی افراد از ادارات و الویت قرار دادن معرفی نامه های استانداری، فرصت را غنیمت شمرده و راسا اقدام به انتخاب مشاور نمودند! در مواردی برخی از مدیران کل حتی حاضر به ملاقات شخص معرفی شده نشدند و برخی دیگر نامه معرفی استانداری را از سر بازکردن این جوانان محسوب کردند. به هرحال آنچه امروز از مثنوی مشاوران جوان باقی مانده سرخوردگی برخی از جوانان و دلسردی مجدد آنان از سهیم بودن در رشد و توسعه استان است، کویی تاریخ چیزی جز تکرار سلسله وار وقایع و اشتباهات نیست و ظاهرا مدعیان استفاده از تجربه گذشتگان در هر دوره به همان راهی می روند که اسلافشان طی نمودند. به راستی دولت تدبیر و امید در طول یکسال و اندی گذشته جهت کادرسازی و استفاده از نیروهای جوان، خوشفکر و پویا چه کرده است؟! دولتی که با شور و نشاط مجدد جوانان و بی توجهی آنان به شعارهای مغرضین مبنی بر عدم مشارکت در انتخابات در سال ۹۲ با قدرت تمام به عرصه انتخابات وارد شدند و آنچه در کف داشتند برای پیروزی شیخ دیپلمات و تفکر حامی او در طبق اخلاص گذاشتند ناباورانه در دوسال گذشته شاهد این امر بودند که شعار این دولت در استفاده از تجربه گرایی به مرزی رسید که قریب به اتفاق بازنشستگان همفکر و غیر همفکر خود در اعصار گذشته را در راس امور بکار بست و جوانانی را که میتوانستند به واسطه نعمت برنایی خود در فعالیت های اجرایی پویاتر باشند و از تجربه با خردان بازنشسته یا در شرف بازنشستگی استفاده کنند با معرفی نامه هایی چون مشاور جوان در راهروی ادارات به کار گمارد!!! البته با نگاهی گذرا به روند عملکرد دولت اصلاحات به راحتی می توان دریافت که این رفتار در اعصار گذشته نیز مسبوق به سابقه بوده و بخش اعظمی از شکست سنگین جریان اصلاحات در انتخابات خرداد ۸۴ و به طبع آن در انتخابات مجلس ۸۷ به واسطه عدم کادرسازی دولت اصلاحات در آن بازه زمانی بود. اشتباه فاحشی که جریان مخالف از آن پند گرفت و در این راستا دولت مهرپرور تمامی ظرفیت خود را در بکارگیری نیروهای همفکر جوان خود بکار بست تا جایی که در زمان انتقال قدرت به دولت یازدهم ظرفیتی باقی نمانده بود! شاید بتوان مشکلات عدیده باقی مانده از دولت نهم و دهم و نابسامانی های ایجاد شده در تمامی حوزه های کلان کشور را توجیهی برای دغدغه های دولت یازدهم در بکار بستن مدیران باتجربه و قدیمی محسوب کرد اما به زعم نویسنده این به تنهایی نمی تواند دلیلی قانع کننده بر عدم بکارگیری نیروهای جوان در دولت دکتر روحانی باشد و عدم توجه به لزوم کادرسازی و حمایت از نیروهای جوان شکستی به مراتب سنگین تر از شکست انتخابات سال ۸۴ را برای دولت تدبیر رقم خواهد زد. با نمونه قرار دادن استان گیلان به عنوان ملموس ترین نقطه قابل استناد در این بحث و تعمیم آن به شرایط سایر استانهای کشور از نظر استفاده از نیروهای غیر همفکر در بدنه اجرایی دولت و در شرایطی که انتخابات تعیین کننده مجلس در سال جاری پیش روست به راحتی می توان آینده مبهم دولت در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ را پیش بینی کرد. در پایان باید دید دولت یازدهم فارغ از میزان استفاده از نیروهای جوان با بکارگیری مدیرانی که قدرت اجرا و قاطعیت در عمل دارند میتواند از پس کارزار انتخابات سال جاری و به طبع آن تثبیت خود برای چهار سال دوم برآید؟!
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code