۱۳۹۴/۰۳/۱۸ ۰۷:۲۳ چاپ
حامد طبیبی ١- قرارگرفتن دولت حسن روحانی در موضعی نابرابر در قبال تهاجمات را تا حدی می توان درست دانست. چنین فضایی به طورقطع، مولود ناخرسندی برخی جریانات از پدیده ای است که به انتخابات خرداد ٩٢ -که در آستانه دوسالگی آن قرار داریم- منجر شد. اصل این پدیده، اهمیتی به مراتب بیش از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم دارد؛ اینکه با وجود فراهم نبودن فضا برای دفاع از اتهامات ریزودرشتی که به منتقدان عملکرد هشت ساله اصولگرایان در دولت محمود احمدی نژاد نسبت داده شد، برخلاف همه آنچه در قبال رخدادهای آن مقطع تبلیغ و ترویج شد، باز هم اکثریت قریب به اتفاق جامعه در جریان «واقعیت»ها قرار داشت و جریان اطلاعات، راه خود را باز کرد. اگر جریانی خاص گمان می کرد تکه های پازل سیاسی را به گونه ای چیده که امکان حضور منتقدان و چهره های شاخص آنان فراهم نشود، اصلاح طلبان با برنامه، قدم به عرصه گذاشتند. همراهانی هم بودند و هستند که همچنان، شیوه به کارگرفته شده در آن مقطع را مناسب ندانسته اند. البته بیش و پیش از حمایت تأثیرگذار بزرگان اصلاحات از کاندیدایی که دارای توانمندی، شخصیت، کاریزما و... بود، درک همان «واقعیت» از جانب مردم بود که آنان را مجاب کرد با وجود ناخرسندی از شرایط سیاسی کشور در هشت سال دولت احمدی نژاد، به ویژه چهار سال دوم آن، به عرصه بیایند. این باور وجود داشت که اگر دولت بعد هم با همان «فرمان» دولت احمدی نژاد حرکت کند، مشخص نیست چه سرنوشتی در انتظار است. درست به همین دلیل است که اکنون همان جریان حامی دولت گذشته در پست های طنزی که به وسیله عقبه گسترده رسانه ای خود در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی- ارتباطی تحت موبایل پخش می کنند، روی این نقطه ضعف دست گذاشته اند که چرا همه چیز به گردن دولت قبل انداخته می شود؟! این در حالی است که رئیس جمهور و برخی چهره های ارشد دولت تأکید دارند برای جلوگیری از انتقال هرگونه نگرانی به مردم، حتی ١٠ درصد از مسائل گذشته نیز بیان نشده و استراتژی حسن روحانی هم «افشاگری» نیست. بااین حال بسیاری از نخبگان، فعالان مطبوعاتی، سیاسی، مسئولان سابق کشور و... در دوسالی که از عمر دولت می گذرد، اقدامات مثبت دستگاه اجرائی را برای مردم تبیین کرده اند. ٢- هفته گذشته معاون اول رئیس جمهور در سخنانی گلایه آمیز از افرادی سخن گفت که «دولت را تشویق به ورود می کردند و امروز سکوت کرده اند». جهانگیری صراحتا از تنهابودن دولت سخن گفت و از هجمه ها به قوه مجریه انتقاد کرد. اینکه منظور وزیر صنایع دولت اصلاحات از این افراد، چه کسانی بوده است مشخص نیست اما در اینجا باید حتما به نوعی تقسیم بندی دست زد. ممکن است افرادی توانمند یا حتی غیرتوانمند، تمنایی از دولت روحانی داشته یا تصویر رسیدن از نقطه «الف» به نقطه «ب» در این دولت را در ذهن پرورانده باشند؛ اما این اتفاق رخ نداده باشد. به همین دلیل امروز یا مهر سکوت بر لب نهاده یا منتقد برخی سیاست ها شده باشند؛ انتقاد نه از «حب» که از سر«بغض». حتما از این دست افراد در هر جریان و اردوگاه سیاسی ای یافت می شوند. اما تعداد اینها در جریان اصلاح طلب، بسیارناچیز است. اساسا منتقدان دولت احمدی نژاد و مشی اصولگرایان که آنها را «تحول خواه» می خوانم، بدون کمترین چشمداشتی و صرفا بر پایه صیانت از منافع ملی، هر نوع رویکرد توسعه گرا، علم محور که در آن تخصص و تعهد رعایت شده باشد را موردحمایت قرار می دهند. در این سال ها با وجود برخی نامهربانی ها رویکرد بسیاری از شخصیت ها و رسانه های مستقل بر پرهیز از هر نوع سهم خواهی قرار گرفته است. ٣- مشی اصلاح طلبی، «حمایت انتقادی» از هر شخص و دولت نزدیک به تفکر آنهاست. اصلاح طلبان حتما نمی خواهند به سرنوشت اصولگرایانی دچار شوند که ابتدا در سال ٨٤ برای ثبت «حق کشف» احمدی نژاد به نام خود، گوی سبقت را از یکدیگر ربوده بودند و باب نقد و نظارت بر دستگاه اجرائی را به کل و به جزء «تخته» کردند و وقتی هیچ دفاعی از آنچه کاشته بودند نداشتند، در انتخابات سال ٩٢ به عنوان اپوزیسیون دولت خودشان ظاهر شدند و تنور انتقادات را تا آنجا داغ کردند که تحمل ایستادن در برابر آن نباشد و مردم هم آن را «انتخاباتی» توصیف کنند. اگر اشکالی وجود داشته باشد، حتما بیان خواهد شد و معاون اول دولت یازدهم به عنوان یک چهره سیاسی متشخص اصلاح طلب، حتما خودش اولین منتقد خطاها بوده و «پست سازمانی» مانع بیان آن نخواهد شد. ٤- رئیس جمهور سال گذشته در دانشگاه شهید بهشتی از اساتید دانشگاه، نخبگان و فعالان سیاسی و صنفی خواست برای نشان دادن کاستی های مواضع افراد کم اطلاع، فعال شوند. امروز که از «سکوت» انتقاد می شود و سخن از «تنهاماندن» دولت یازدهم است، حتما باید پرسید ارکان دستگاه اجرائی از تهران تا دورافتاده ترین نقاط کشور، چقدر در این مسیر مورد درخواست حسن روحانی حرکت کرده اند؟ با وجود همه محدودیت های قابل درک، چقدر تریبون های عمومی در اختیار دولت، به اساتید دانشگاه و فعالان سیاسی تحول خواه تعلق گرفته است؟ حتی اگر نهادهایی خارج از دولت این امکان را فراهم نمی کنند، راه رایزنی که برای دستگاهی به وسعت قوه مجریه بسته نیست. حتما مصالح ملی، اهمیت مقطع سیاسی فعلی و حساسیت هایی که برخی از سر منافع و برخی از سر سوءتفاهم ایجاد شده است، موردتوجه تحول خواهان قرار دارد؛ پس می توان برای تریبون دادن به آنان کمی هزینه کرد. تصمیماتی که با معیشت مردم ارتباط مستقیم برقرار می کند، بهترین محمل برای فضاسازی و تسویه حساب با دولت و سوارشدن بر موج احساسی است که در اثر ضعف در اطلاع رسانی به جامعه ایجاد می شود. چاره این نوع مسائل را «قبل از وقوع» باید کرد. ضعف آشکار اطلاع رسانی دولت، رخوت در روابط عمومی ها به ویژه مسئولان روابط عمومی وزارتخانه ها، همه و همه به مهجوری دولت کمک خواهد کرد. اسحاق جهانگیری برای بسیاری از ما که دارای علاقه مندی های سیاسی و تجربه در این حوزه هستیم، به عنوان چهره ای شناخته می شود که به درستی این نقاط ضعف را تجزیه و تحلیل می کند. بااین حال این نگرانی وجود دارد که ختم شدن موضع گیری ها به سخنرانی و اظهارنظرهای یک سویه، «القای دانایی» کند. برگزاری نشست های خبری رسمی برای «شنیدن» به جای «سخن گفتن» یا دیدارهای مشورتی بیشتر با جوانان و موسپیدانی که آقای معاون اول و سایر اعضای دولت از توانمندی و دیدگاه های راهبردی آنان مطلع هستند، حتما به بهبود فضای موجود کمک خواهد کرد. مبادا که غفلت و بهانه نخ نماشده «مشغله های اجرائی»، به مخدوش شدن «ویترین دولت» و پاشیدن غبار بر کارکردهای مثبت آن برای زندگی بهتر ایرانیان منتج شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code