گیل نگاه: سریال گذر از رنج ها تا ماه پایانی سال در شبکه یک سیما روی آنتن می رفت که بیشتر از آنکه رنج های تمام شده را ببینیم، خود آغازگر رنج بزرگتری برای استان های شمالی می تواند باشد. مدیران صدا و سیما و خصوصا شبکه یک یا به این نکته واقف نبودند و یا برایشان اهمیتی نداشت که بنده بیشتر عدم وقوف را دلیل بر پخش آن از شبکه سراسری می دانم. به عنوان بیننده عادی این سریال فکر می کنم که در بیشتر قسمت های پخش شده دارای ریتم تندی بود که اگر یک قسمت را از دست می دادی، فهم ادامه داستان را سخت می کرد و ادبیات شعارگونه دنیا و حمید نیز کمی توی ذوق می زد. محوریت دنیا در فیلمنامه به عنوان یک زن، از نکات مثبت این سریال بود که نشان می دهد زنان جامعه ما می توانند به تنهایی بار یک زندگی را به دوش بکشند و همانطور که در فیلم نشان داده شده است دنیا علاوه بر دنیای همسر و فرزند خود بودن، دنیای چندین نفر دیگر را هم ساخت و نویسنده داستان ظرافت کار خود را در انتخاب نام دنیا به زیبایی در کار آورد. اما هدف از این سطور اشاره به موضوعی است که گویا مدیران شبکه چندان به آن توجه نداشته اند و یا حداقل زمان مناسبی برای پخش آن در نظر نگرفته اند و آن مناظر و تصاویر لوکیشن های فیلم برداری بود که توسط کارگردان انتخاب شده بود که می تواند آغازگر رنج هایی جدید برای کشور و خصوصا مردم مناطق شمالی باشد. بنده که خود ساکن شمال کشور هستم، با دیدن مناظر زیبای انتخاب شده توسط کارگردان، هوس داشتن خانه در کنار آن درخت کنار جوی آبی را دارم که دنیا با همسرش خلوت کرده بودند! سالها پیش که سریالی در یکی ازشبکه های سراسری بر روی آنتن رفت، برخلاف عادت مألوف ما ایرانی ها تا پایان منتظر ماندم تا تیتراژ پایانی سریال تمام شود و بتوانم لوکیشن فیلم برداری را از تیتراژ بخوانم و از نزدیک ببینم که همچون کارت پستال های برگرفته شده از طبیعت زیبا بودند و هر بیننده ای را مسحور معجزات خداوند در طبیعت می کرد. حال در نظر بگیرید آنانی که در مناطق کویری و خشک زندگی می کنند و در پایان سال که برنامه سفر به شمال جزء لاینفک زندگی بیشتر مردم آن مناطق است و زمین های کشاورزی که قوت روزانه مردم منطقه و کشور را تولید می کند و مردمی که سالهاست برنج را با رنجی مضاعف تولید می کنند در معرض پیشنهاد وسوسه انگیز مالی قرار می گیرند که در کوتاه مدت، معامله کم سودی نیست! کاش مدیران صدا و سیما در انتخاب و زمان پخش این نوع از سریال ها رعایت مردم شمال کشور را هم می کردند که چند سالی است در یک معامله نابرابر، زمین های کشاورزی را به مسافران به قیمت ناچیز می فروشند. اگر چه کارگردان در کنار ضعف هایی که در کار وجود داشت، شغل مناسبی برای دنیا انتخاب کرده بود و پرداختن به صنایع دستی مردم شمال کشور هم از نقاط قوت سریالی بود که دنیا خیلی در آن رنج نکشید. این سریال بیشتر از آنکه یک درام تاریخی باشد، یک درام معاصر و روز بود که مدیران استان های شمالی مدتهاست سعی بر توقف تغییر کاربری مزارع کشاورزی دارند.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code