[caption id="attachment_1410" align="alignnone" width="177"]احمد شیرزاد * احمد شیرزاد *[/caption] چرا حسن روحانی، منتخب اکثریت مردم در انتخابات ٢٤ خرداد لقب گرفت؟ مردم ایران از ابتدای انقلاب تا قبل از سال ٩٢، حدود سه دهه را پشت سر گذاشتند که رهبران سیاسی جناح ها، موج احساسات توده های مردم را دریافت می کردند؛ احساسات منفی و مثبت. در دوران اصلاحات هم شاهد یک موج سیاسی و علاقه مندی و دلبستگی شدید بین مردم نسبت به رئیس جمهور دوران اصلاحات بودیم. در دوران احمدی نژاد هم نوعی دلبستگی در پایگاه طرفداران وی وجود داشت که پس از مدتی تغییر کرد و بخش دیگر جامعه، موج دلزدگی نسبت به وی را ابراز می کردند. این روند نسبت به اغلب چهره ها و رهبران سیاسی وجود داشته است. هنوز هم امواجی از این دست را در گوشه های مختلف جامعه نسبت به شخصیت های سیاسی انگشت شماری می توان دید. اما انتخاب حسن روحانی از این قاعده پیروی نمی کند. به بیان دیگر، نتیجه انتخابات ٢٤ خرداد ٩٢ محصول متفاوت شدن نگاه جامعه است. اگر در آن مقطع، امواج مردم پای صندوق های رأی رفتند و با آرای قابل توجه در همان مرحله نخست، تکلیف مسافر پاستور را روشن کردند، اگر فاصله قابل توجه دکتر روحانی با دیگر رقبا مشاهده شد، نه به دلیل امواج دلبستگی و «کاریزما» که به دلیل منطق و استدلالی بود که پشت سر حرکت جامعه وجود داشت. مبنای رفتار بسیاری از افراد و چهره ها که صادقانه از دولت حمایت می کنند، شیفتگی و جذابیت زیاد رئیس جمهور نیست. اصولا ایشان در زمان انتخابات هم در چنین موضعی نبود و فاصله میان ظهور و درخشش ستاره اقبال روحانی از روزی که هنوز جامعه نمی دانست پشت سر چه کسی قرار بگیرد، سه هفته بیشتر به طول نینجامید. در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری، به دلیل قرارنگرفتن نام رئیس مجمع تشخیص مصلحت در میان هشت کاندیدای نهایی، موجی از نگرانی در میان بخش هایی از جامعه پدید آمد، اما ظرف چند روز با عقلانیت و محاسبه گری فعالان سیاسی منتقد و مردم، این فضا خنثی شد. جامعه، تمرکز بر دو کاندیدای قابل حمایت باقی مانده، یعنی دکتر عارف و دکتر روحانی، را انتخاب کرد؛ چراکه فرصت مناقشه بر سر رد صلاحیت ها وجود نداشت. براساس همین رویدادهاست که اتفاقات خرداد ٩٢ را بسیارظریف و دقیق می دانم. اصولا آقای روحانی زمانی برای گرفتن عکس های جذاب، نطق های آتشین و کارناوال های انتخاباتی پرجاذبه برای جذب جوانان و اقشار مختلف نداشت؛ اگرچه در حد توان، به سفر انتخاباتی رفت. فرصت بسیار محدود بود و جامعه باید تصمیم می گرفت که با شرایط موجود چه کند؟ آقای روحانی چهره خطابه گر و سخنور مسحور کننده ای نیست. در تاریخ کشورهای مختلف سخنرانی های مسحورکننده و میخکوب کننده رهبران سیاسی چون فیدل کاسترو، شخصیت های انقلاب اکتبر شوروی، «مائو» در چین و برخی بزرگان انقلاب خودمان را شنیده ایم. دکتر روحانی به دنبال این شیوه نبوده و نیست و برهمین اساس است که نقطه مثبت رفتار جامعه موردتأکید این نوشتار است که این بار پشت سر کسی قرار نگرفت که مخالفان، دلیل اقبال جامعه به او را چهره زیبا، فن بیان یا کاریزما بدانند.  پس چه چیزی مردم را پای صندوق های رأی کشاند؟ نخست آنکه مردم و فعالان سیاسی، همه راه های دیگر را تجربه کرده بودند. دوم، رایحه ای که از دولت آینده روحانی به مشام می رسید، رایحه «عقلانیت» بود. مردم احساس کردند او «دولت عقل» را تا حد امکان بنا خواهد کرد و چهره های باتجربه و متخصص را برای حل معضلات پدیدآمده، به کار خواهد گرفت. اصلاح طلبان نیز وقتی بر سر دوراهی ای قرار گرفتند که یک سوی آن دکتر عارف -یار قدیمی اصلاح طلبان- قرار داشت و طرف دیگر کاندیدایی که وابستگی به این جریان نداشت، به همان مشی جامعه تأسی کردند. اگر قرار بر غلبه امواج احساسات بود، حتما نظر همه به سوی دکتر عارف می چرخید که دارای تبار اطلاح طلبی بود. فراموش نکنیم بدنه اصلاح طلب جامعه، پایگاه اصلی رأی روحانی به شمار می رود و این اتفاق زمانی رخ داد که اصلاح طلبان حاضر شدند از دوست کاملا قابل اعتماد خود، یعنی دکتر عارف، برای ایجاد اجماع بگذرند و به سمت کاندیدایی بروند که درمجموع و براساس محاسبات مختلف، در مقطع فعلی می توانست اثرگذاری بیشتری داشته باشد. این شیوه عمل که با گذشت مثال زدنی معاون اول رئیس جمهور دوران اصلاحات عملی شد و فاز تحول اجتماعی را باید قدر شناخت و برای تداوم آن تلاش کرد. باید از دل دادگی های شورانگیز اما مقطعی، برای همیشه عبور کرد و براساس منافع و مصالح ملی و تدبیر و عقلانیت، مسیر را طی کرد. البته در جوامع، همواره امکان بازگشت به مدل های گذشته وجود دارد اما باید برای نهادینه شدن عقلانیت اجتماعی تلاش کرد. چه بسیار احساسات و شوق هایی که همه بعد از مدتی به عکس خود تبدیل شد و به سرعت، جای خود را به یأس داد. نگارنده این دوره را دوره محاسبه محوری حتی در پایین ترین سطوح جامعه نامگذاری می کنم. دو سال از دولت روحانی گذشته است. می توان میان آنچه به دست آورده ایم و آنچه هنوز به دست نیامده، دست به محاسبه زد. کارنامه دولت درمجموع کارنامه مثبتی است؛ اگرچه اتفاقاتی بود که می توانست رخ دهد، اما باید به آن به عنوان ایده آل ها نگریست. همین واقع بینی به ما و مردم می گوید به دنبال کسی نباشیم که وعده برآورده شدن دوساله همه شعارها را می دهد، بلکه حمایت خود را پشت سر فردی جمع کنیم که در حال برداشتن قدم های عملی – هرچند با تأمل و محاسبه- است. دولت مسیر دشواری برای ترمیم کاستی ها و نواقص ایجادشده در دولت احمدی نژاد در پیش دارد و برهمین اساس، نیازمند برداشتن گام های بلندتر و سریع تر است؛ سرعت امروز دولت، باید افزایش یابد.   *استاد دانشگاه و فعال سیاسی
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code