۱۳۹۴/۰۳/۳۰ ۰۸:۵۹ چاپ
[caption id="attachment_3774" align="alignnone" width="179"]فخرالسادات محتشمی پور * فخرالسادات محتشمی پور *[/caption] به نام خدایی که قریب است و اجابت کننده داعیان آن گاه که او را بخوانند. چهلم مردان و زنانی که آئینه صدق و صفایند و مظهر مهر و رحمت«الله»، می آید و می رود... چلّه ها ما را به خود می آورند، در پی به صدادرآمدن بانگ رفتن. هنوز انّالله را خوب درک نکرده، انّاالیه راجعون را پیش رو داریم و کاش عبرت بگیریم... . آسمان علم و فرهنگ و ادب ایران هر شب ستاره ای را از دست می دهد؛ ستاره هایی که شهاب گون با سرعتی ماورای تصور، آخرین مسیر را درمی نوردند و آخرین انوار را به عالم هبه می کنند و می روند... . حال نوبت چلّه استاد فقید ما، مرد علم و ادب و تقوی، دکتر صادق آئینه وند است. ٤٠ روز است که رفته و هنوز باور رفتن و فراقش در یادها نمی گنجد. دوست داریم نبودنش را یک سفر کوتاه یا حتی بلند بدانیم. شاید یک فرصت مطالعاتی دیگر یا مأموریتی برای ترویج فرهنگ ایران زمین در گوشه ای دیگر از این کره خاکی به او واگذار شده است. دوست داریم غیبتش را نادیده بگیریم در اشتیاق بازگشتی که بازهم ارمغانی از گوهر دانش و یافته هایی جدید از تاریخ اسلام را همراه خواهد داشت، بمانیم. دکتر آئینه وند استادی بود که خیل شاگردانش الزاما پشت نیمکت های مکتب و مدرسه و دانشگاه از او نیاموخته اند. معلمی، خصیصه منحصربه فرد او بود که نه تنها در کلاس درس، بلکه در هر مجلس و محفل و در هرجا و مکان، می شد از او آموخت. کلامش حتی اگر به ظاهر تکراری می نمود، نکته ای تازه و مفهومی عمیق در خود مستتر داشت و مخاطبان او از هر گروه و دسته و در هر جایگاه، می توانستند به تناسب وسع و توان خود از آن برداشت کنند بی آنکه مزدی و منتی طلب شود و عملش بیش از کلام برای همه معاصرانش آموزندگی داشت. استاد ما مظهر فروتنی بود و این ویژگی غنیمتی است که چون درّ در زمانه ما کمیاب است. در زمانه ای که فقط قدرت و ثروت و منزلت مایه مباهات آدم ها نیست، بلکه بسیار کسان دانش خود را دست مایه فخرفروشی و بزرگ نمایی شان کرده اند. او که در دوره های مختلف زندگی می توانست در مسند و مقام هایی قرار گیرد که دیگران برای دستیابی به آن، بسیار تلاش می کنند، به خوبی درس تاریخش را پس داد و با پشت پازدن به همه مظاهر قدرت و ثروت و حتی اعتبار و منزلت، کرسی معلمی را از تمامی مسندهای عالم برتر دانست و در هر زمان و مکان، سوالی را بی پاسخ نگذاشت و درخواست کمکی را نادیده و ناشنیده نگرفت. به باور نگارنده، دکتر صادق آئینه وند در «تاریخ اسلام» علامه است. آری او بسیار می دانست و برای دسترسی به دانش بیشتر، در منابع و مآخذ، بسیار غور و تفحص می کرد. برای من که با ایشان قبل از رابطه شاگرد و استادی، ارتباط خانوادگی داشته ام، تنها چهره ماندگار در ذهنم، آئینه وند در کسوت معلمی نیست، بلکه چهره ماندنی تر از او، همان پژوهشگر جویای حقیقت است که هر پرسش از جانب نسل جدید دانشجویان، او را فروتنانه و مسئولانه به سوی کتابخانه تخصصی ارزشمندش می کشاند تا مبادا سؤالی بی پاسخ بماند.به قول عزیزی که رابطه دوستی اش با استاد تاریخ ما هیچ گاه مطالبه گرانه نبوده است، کاش دکتر آئینه وند همه آنچه را که از تاریخ اسلام به ویژه صدر اسلام دریافته بود، نگاشته باشد و خدا کند اگر آنها را ننگاشته، لااقل به امانت نزد کسانش باقی گذاشته باشد تا در زمان مقتضی به رشته تحریر درآید و بازهم راهگشا باشد. افسوس افسوس که همیشه زود دیر می شود... . * عضو مؤسس و مسئول گروه ارتباطات انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code