محسن-جلالی گیل نگاه/محسن جلالی طبیعت و انسان همزاد هم هستند، نه انسان و نه طبیعت را نمی توان جدای از دیگری تصور کرد. طبیعت مام انسان و مادر او و دامن طبیعت ، آستان زندگی انسان است. طبیعت با تغییرات خود، با گرما و سرما ، با باد و باران ، با آفتاب سوزان و زمین داغ، با کوه های بلند و دست های وسیع، یا اقیانوس های پر آب و یا کویر های تشنه، با همه چشم نوازی های خود ، دامان مادر گونه خود را برای پرورش انسان بکار گرفته و او را بزرگ می نماید و انسان این موجود تاثیر پذیر، پتانسیل هایش با مقتضیات مام طبیعت یکی پس از دیگری شکوفا و قوه های شخصیتش را شکل می دهد. داستان انسان و طبیعت در درازنای تاریخ ، در میان همه ملتها و اقوام ، داستان مهر و محبت ، داستان دلداده و دل دادگی است و این رابطه مقدس هر روز بیشتر از قبل اهمیت و عمق و تقدس می یابد. زمین دامن گستر بزرگ ، مهد دانه و جایگاه رشد نباتات و زیست جانداران است. آب از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است. آب طعم و مزه زندگی است ، مایه حیات و نشانه پاکی است. سبزی سبزه ها ، درختان و هر آن چه می تواند نشان تغییر و تحول باشد هم یادآور تغییر است و هم نشانه آغاز، اغاز شدن. و در این میان بهار فصل نشاط ، فصل همه زیبائیها ، فصل آواز دلنشین و جان بخش بلبلان و صدای موزون و جان نواز رودهای جاری در دامن طبیعت است که جامه حیات را به جان انسان می پوشاند. طبیعت سهم مهم و غیر قابل وصفی در زندگی انسان دارد. هم در روال زندگی عادی ما و هم آن زمانی که نیاز به تجدید قوا و درمان روان داریم.تماشای طبیعت روح را جلاء ، چهره را روشن و بشاش و گردش در آن جسم را سالم و تندرست می کند. انسان از آغاز خلقت با طبیعت در تماس بوده است و در دوران های مختلف از آن ترسیده، با او همراه بوده و گاهی هم دست دوستی با آن داده و گاه هم بر آن غلبه کرده است. هیچ کتاب مدونی درباره «ارتباط انسان و طبیعت» موجود نیست، اما در هریک از دو موضوع انسان و طبیعت، کتاب های بسیار و بحث های فراوانی بوده است. طبیعت با همه ی زیبائیهایش و با همه هولناکی هایش همواره بر انسان تاثیر گذاشته و یا آز ان تاثیر پذیرفته است. گاه انسان بر طبیعت و گاه طبیعت بر انسان غلبه کرده است. اما در لابلای تاریخ پر درگیری انسان و طبیعت این انسان بود که هر روز بیشتر از قبل ضرر می کرد و عرصه را بر خود تنگتر می دید. انسان ، انسان سلطان همه مخلوقات ، انسان باهوش و متفکر ، خسته از همه ی جدالهای سختش با طبیعت دریافت که نمی تواند با اتکای بر همه فناوری های پیشرفته اش، با اتکا بر همه دستاوردهای علم و صنعت بی تفاوت از کنار مرگ تدریجی مادر طبیعت گذر کند. انسان دریافت که مرگ تدریجی طبیعت کم کم او را هم به زیر خواهد کشید و زندگی را برای او نا امن تر خواهد کرد. و اینک انسان بنا را بر تغییر گذاشته است .انسانی که قطار تمدن ، پیشرفت و فناوری را راه انداخته و با مرگ هر درخت و جاری کردن فاضلابهای صنعتی در رگ های طبیعت خود را به پیشرفت نزدیکتر می دید به مرز توبه رسید. آنها که راه سخت و طولانی مرگ تدریجی طبیعت را در پیشرفت خود نظاره گر بودند به یکباره دریافتند که باید هشیارتر از قبل به طبیعت بنگرند و درمان خرابیهایشان در دل طبیعت را سریع آغاز کنند. اینک در همه کشورها ، نهضت سبز حمایت از طبیعت اغاز شده است. امروز هر گام برای بدریخت کردن طبیعت یا صدمه زدن به طبیعت کار زشت و مدمومی است. امروز گام ها و همگرایی ها برای نجات طبیعت از آلودگیها هر روز بیشتر از روز قبل خود را نشان می دهد و برنامه های گروهی برای پاک کردن و زدودن ناپاکیها از دامان مام طبیعت نشانه ی این انگیزه بزرگ است. فردا روز طبیعت است و ایرانیان طبیعت دوست در دامان طبیعت دست مهر و مهربانی طبیعت را بر سر خود و زندگی خود حس می کنند. در این روز همه دست در دست هم زیبائیهای طبیعت را می ستایند و هیچگاه هیچ پدیده ای نتوانسته است در دامان طبیعت رفتن را از ملت نوروز و بهار بگیرد. سفره هایی که فردا در دامن طبیعت پهن می کنیم دست دعای ما است برای گرفتن برکت بیشتر از زمین .حضور ما در دامن طبیعت یعنی احترام ما در طول دوران به مام طبیعت و آشتی کردن با همه زیبائیهای بهار . در این روز به فرزندانمان می آموزیم احترانم به طبیعت را در کنار لذت با هم بودن و در دامن طبیعت بودن سبزه ها را گره می زنیم و با سپردن آنها به رودهای جاری به دامان طبیعت بر می گردانیم تا نماد الفت و دوستی ما با طبیعت باشد ،تاکیدی بر حیاتی که با آب در رگهای زمین جاری می شود. قرن ها است که در یک حرکت نمادین این روز را گرامی می داریم، بیائیم فردا که بار دیگر به دامن طبیعت می رویم قدری به دور دست ها ، به کوه ها و دشت ها، به بلندیها و پستی ها نگاه کنیم و با خود بیاندیشیم که آیا با طبیعت شایسته برخورد کرده ایم یا نه...

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code