خواهرخوانده‌های غریب در رشت
۱۳۹۵/۰۱/۲۵ ۰۷:۴۵ چاپ
گیل نگاه:روز سه شنبه شهردار رشت با شهردار شهر شوابیش هال آلمان قراردادخواهرخواندگی بست تا تعداد خواهرخوانده های رشت را به عدد 7 برساند. پیش از این رشت با 6 شهر دنیا قرارداد خواهر خواندگی داشت. قراردادی که بسیاری از شهرهای دنیا می بندند و تمایل دارند در راستای مبادلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با شهرهای خواهرخوانده همکاری کنند. بسیاری از شهرهای کشور مانند تهران، اصفهان، گرگان و ... با شهرهای مختلفی از دنیا قرارداد خواهرخواندگی دارند و دلیل این قراردادها یا پیشینه تاریخی فرهنگی  و وجه تشابه مشترک است و یا اینکه شهرداران دو شهر در رویدادی با یکدیگر آشنا و طی آن تفاهمنامه ای را امضاء می کنند که نیت آن ها اهداف اجتماعی و شهری است. به عقید برخی کارشناسان، چون پیوند خواهرخواندگی بین 2 شهر از 2 کشور مختلف برقرار می شود، این پیوند جنبه بین المللی دارد؛ و اینگونه نیست که تمام بار روابط اجتماعی و اقتصادی متوجه مدیریت شهری باشد. بنابراین لازم است برای تقویب دیپلماسی کشور، دولت و مجلس هم به کمک مدیریت شهری آمده و از پیوندهای خواهرخواندگی بین شهرها حمایت کنند. استقبال از گسترش تعاملات با خواهرخوانده ها به عقیده کارشناسان شهری و صاحب نظران عرصه بین الملل، پیوند خواهرخواندگی بین شهرها می تواند آثار مثبتی برای 2 شهر به ارمغان آورد که مهم ترین آن بالا رفتن کیفیت زندگی در آن شهرها و بهبود وضع ارائه خدمات شهری در ابعاد مختلف است که همگی در نهایت به نفع شهروندان آن شهر خواهد بود، البته به شرط این که زیرساخت های لازم آماده باشد و مسئولان شهری هم بتوانند از پیوند خواهرخواندگی نهایت بهره را ببرند. در همین زمینه شهردار رشت اخیراً در دیدار با سرکنسول روسیه در رشت، با تاکید بر تعمیق روابط فرهنگی دو کشور تاکید کرده بود که با توجه به همکاری سازمان های مردم نهاد با شهرداری رشت و گسترش این تعاملات با کشور روسیه، می توان در تبادل اشتراکات فرهنگی با نگاه تخصصی بهتر از گذشته گام برداشت. دکتر «محمدعلی ثابت قدم» با اشاره به خواهرخواندگی رشت و آستاراخان، از نامگذاری خیابانی جدید به نام آستاراخان در آینده ای نزدیک خبر داد و بیان کرد که از آنجاییکه آستارا خان خواهر خوانده شهر رشت است، این اقدام می تواند در بسط و گسترش تعاملات فرهنگی و اجتماعی نقش به سزایی داشته باشد سابق بر این هم، شهردار فعلی رشت، در دور اول مدیریت خود بر کرسی شهرداری رشت، طی دیداری با سرکنسول ترکیه به خواهرخواندگی رشت و ترابوزان ترکیه اشاره کرد و بر روابط بیشتر ان دو شهر در زمینه توانمندی های اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ،صنعتی ، کشاورزی و گردشگری تاکید کرده بود. این موضوع گواه آن است که در رشت هم چنین تمایلی برایا رتباط بیشتر با خواهرخوانده های همسایه وجود دراد منتهی لازم است که برخی نهادهای دولتی و مردمی هم به صحنه بیایند و به تقویت این ارتباطات کمک کنند. هنوز زیرساخت لازم وجود ندارد در همین زمینه عضو شورای شهر رشت می گوید: بحث خواهرخواندگی همواره برای شهرهای دنیا موضوعی جذاب بوده است. در واقع با امضای تفاهمنامه خواهرخواندگی تبادلات مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی بین دو شهر اتفاق می افتد که منافعی را برای شهرهای مورد نظر و شهروندان آنها به دنبال خواهد داشت. رضا-رسولی-متن«رضا رسولی» بیان می کند: رشت با شهرهایی مثل آستاراخان یا ترابوزان خواهرخواندگی دارد، اما اگر دقت کنید تاکنون از قبل این خواهرخواندگی خروجی دریافت نکرده است. یعنی هیچ اقدامی برای ارتباطات دو جانبه انجام نشده است. اگر بخواهیم علتش را بررسی کنیم دلیلش عدم توفیق خود خواهر خواندگی نیست. عقد تفاهمنامه همه ماجرا نیست، بلکه باید یک شهر بلوغ لازم را برای تبادلات فرهنگی داشته باشد. در غیر این صورت این قراردادها شبیه مانور تبلیغاتی است. وی در خصوص بلوغی که از آن نام می برد، توضیح می دهد: بلوغی که از جنس فرهنگی باشد، زیرساخت های شهری و گردشگری در آن موجود باشد و بتواند این رویکرد و پیشرفت را با دیگر شهرها سهیم باشد. درست است که رشت پیشینه فرهنگی و اجتماعی بالایی دارد اما به دلیل اینکه زیرساخت های اقتصادی و گردشگری آن مهیا نیست، نمی توانیم رشت را به عنوان یک برند به کشور و دنیا معرفی کنیم و در قالب خواهر خواندگی بده بستان مختلف داشته باشیم. فقدان رویدادهای فرهنگی در رشت رسولی اضافه می کند: البته به جز المان ها و نمادهای مختلف شهری، فقدان جشنواره های سالانه در حوزه هنر و گردشگری و ... هم در رشت احساس می شود. به نوعی که اگر این نمادها بودند می توانستیم مثلا از آستاراخان گردشگر جذب کنیم. اما متاسفانه آن پتانسیل وجود ندارد. این عضو شورای شهر رشت بیان می کند: مثلا برای روز رشت که در شورای شهر رشت هم تصویب شده، می توانیم به مدت یک هفته برنامه های متنوعی داشته باشیم و در آن یکسری رخدادهای ملی و بین المللی لحاظ شود تا ایجاد جذابیت کند، و از شهروندان شهرهای خواهرخوانده دعوت کنیم تا از مزایای این رخداد فرهنگی استفاده کنند. وی می افزاید: انجام پروژه هایی مثل پیاده راه فرهنگی در رشت می تواند زمینه خوبی برای این مبادلات فرهنگی و شهری و تجاری بین شهرها باشد. حداقل ما 6 ماه زمان نیاز داریم که بتوانیم به بخشی از آن زیرساخت ها برسیم. در غیر این صورت از این تفاهمنامه های خواهرخواندگی چیزی به جز کاغذ، زمینه اجرایی و اتفاق فرهنگی اجتماعی رخ نخواهد داد. رسولی اضافه می کند: رشت پتانسیل بالایی دارد مثلا جشنواره هایی به طور سالانه در زمینه گل و گیاه، یا مد و لباس برگزار کند. امیدوارم اشتراکات فرهنگی رشت و خواهرخوانده هایی که دارد موجب ارتباطات بیشتر شهروندان دو کشور و شهر و در نتیجه مبادلات تجاری و اقتصادی شود. هدف صرفا یک قرارداد نیست در ادامه یک کارشناس امور شهری بیان کرد: برای واکاوی یک موضوع، اول بهتراست  از موضوع یک تعریف علمی ارایه بدهیم و سپس تاریخچه این موضوع را هم مطالعه کنیم. خواهرخواندگی قراردادی است که بین سران مملکتی یا سران دو شهر برای ایجاد همبستگی و اتحاد بیشتر انسانی و فرهنگی بسته می شود. کیوان بهمنش که کارشناس حوزه سیستم مدیریت کیفیت  iso است در ادامه بیان کرد: بعداز انقلاب در سال ۷۳ برای نخستین بار تهران با بیشکک پایتخت قرقیزستان خواهر خوانده شد. این اتفاق در شهر زیبا و اما محروم رشت هم، با شهرهای مسکو، ترابوزان، کوتائیسی گرجستان، قازان روسیه ، ناحیه رشت تاجیکستان، مولتان پاکستان و آستاراخان روسیه بسته شد . وی می گوید: برای اینکه واکاوی کنیم که این پیمان خواهر خواندگی در شهر رشت توانسته به اهداف ناشی از این نوع قراردادها دست پیدا کنه یا نه، اول باید هدف از این نوع پیمانها را خوب بدانیم . زیرا هدف اصلی از این قرارداد هم پیوند و اتحاد بین شهروندان دو شهری است که دارای منافع مشترک هستند. مفاد قراردادهای خواهرخواندگی هم شامل موضوعات فرهنگی اقتصادی و بازرگانی و اخیرا ورزشی را شامل می شود. اما در رشت ممکن است خیلی از شهروندان ندانند که این شهر با کدامیک از شهرها و به چه دلیلی پیمان قرارداد خواهرخواندگی دارد . توجه به اشتراکات فرهنگی دو شهر و ثبات مدیریت شهری کیوان-بهمنش1کیوان بهمنش در ادامه برای بررسی اینکه در این زمینه شهرداری رشت توانسته است موفق باشد یا خیر؟، می گوید: باید موضوع را از دو جنبه مورد بررسی قرار بدهیم. نخست اینکه، واقعا منافع مشترک ما با شهری مثل مولتان پاکستان چه بوده که شهردار وقت نسبت به خواهرخواندگی با این شهر اقدام کرده است؟ بعد بیاییم بررسی کنیم که آیا موفق برای رسیدن به اهداف مورد نظر موفق بوده ایم یا خیر؟ به نظر می رسد بررسی یک پدیده که در اساس آن ابهام وجود دارد، و از اصل بر فرض اشتباه بنیان نهاده شده، کاری بی فایده است. ضمن اینکه هیچ سندی هم در این زمینه وجود ندارد که به صورت بنیادی بتوانیم مطالعه کنیم که مثلا منافع مشترک ما و شهر مولتان پاکستان چه بوده است و تنها به نظر می رسد یک امر تبلیغاتی صرف در زمان خود بوده است و بس  !بنابراین شهرداری رشت باید مدنظر داشته باشد که قبل از انعقاد هر پیمانی به ویژگی های مشترک دو شهر توجه کند تا بر اساس اشتراکات یادشده بتواند اهداف خود را به پیش برد وی در ادامه توضیحات خود می گوید: دوم اینکه این نوع قراردادها، تابعی از ثبات مدیریتی هستند! در حالیکه رشت هیچ ایامی از ثبات مدیریت شهری برخوردار نبوده است، آیا می شود به واکاوی موفقیت و یا عدم موفقیت پیمانهای این چنینی ورود کنیم؟ چون هیچ زمانی ما شهرداری نداشته ایم که بخواهد به مدت چند سال زمان داشته باشد تا برنامه های مختلف از جمله همکاری با شهرهای خواهر خوانده را پی بگیرد و اگر هم شهردار اقدام به این کار کرده، نفر بعدی برنامه های مدیرقبلی را ادامه نمی داده است. این کارشناس حوزه مدیریت کیفیت بیان می کند: بنابراین تا زمانی که مدیران ارشد استان و نمایندگان پارلمان شهری به ایجاد زمینه برای ثبات مدیریت شهری اقدام نکنند اصولا هیچ عایدی از این نوع طرح ها -خواهرخواندگی- نخواهیم داشت . چرایی عدم خواهرخواندگی با شهر هانوفر آلمان بهمنش تاکید می کند: به عنوان یک شهروند، اصولا موافق ایجاد هر نوع ارتباط و پیمان این چنینی هستم به شرطی که 3 شرط اصلی آن فراهم باشد. یعنی اولا در پیمان های خواهرخواندگی با سایر شهرهای کشورهای دیگر، تعریف درست و صحیح از منافع و سلایق و ویژگیهای مشترک داشته باشد. دوما همگی باید برای ایجاد ثبات مدیریت شهری،  و منافع حاصل از آن تلاش کنیم. از من شهروند گرفته تا شورا و سایر مدیران ارشد استان . سوما هم اینکه از این پیمانها تنها بهره تبلیغاتی و انتخاباتی نبریم و به معنای واقعی کلمه برای آنها برنامه اقدام داشته باشیم. پیمان خواهر خواندگی قطعاً در تغییر سطح فرهنگی و اقتصادی 2 شهر خواهر خوانده نقش به سزایی دارد که هر ساله با برگزاری مسابقه ها و جشنواره ها و نمایشگاه های مختلف فرهنگی، ورزشی و حتی تجاری و اقتصادی، می توانیم به پیشبرد اهدافمان کمک کنیم که این پیمان منحصر به انعقاد قرارداد و یا نامگذاری یک خیابان به نام دو شهر نباشد . بهمنش تاکید می کند: در خصوص شرط اول که ذکر شد، لازم است بگویم،که زمزمه پیمان خواهرخواندگی با شهر هانوفر آلمان در سال 91 که توسط نایب رییس وقت شورای شهر آن زمان مطرح شده بود، می توانست اتفاق بسیار خوبی باشد. چرا که هم از نظر وِیژگی جغرافیایی و سلایق مردمان 2 شهر و هم وجود یکی از نخبگان گیلانی در شهر هانوفر آلمان به نام دکتر «مجید سمعیی»، می توانست مزیت خوبی برای شهرمان باشد که دلیل چرایی اتفاق نیافتادن آن بر بنده پوشیده است. امیدوارم شهردار خوش فکر ما دکتر ثابت قدم مجددا این طرح را جاری کنند.  
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code