در پاسخ به یادداشت «ضرورت های پاسخگویی شهردار...»
چاپ
گیل نگاه/ یاسین آرام یک نویسنده دلسوز به مسایل کلان توسعه استان، همین چند روز پیش یادداشتی نوشته بود در پایگاه خبری گیل نگاه من باب «ضرورت پاسخگویی شهردار به مغایرت های اساسی طراحی و اجرای پروژه «میدان ـ شهر» مرکزی رشت...» و اشاره ای به یکی از اظهارات اخیر شهردار رشت کرده و سپس صغرا و کبرایی هایی از جنس بهانه هایی برای اظهار وجود خود نموده و بعد پرسشی اساسی [درباره افتتاح بازآفرینی بافت مرکزی ] را چاشنی نوشته کرده بود: «آیا مغایرتی بین طرحی که برای هزاران رشت وند کنجکاو، در بنرهایی در سطح شهر رشت به نمایش گذاردید با آنچه که توسط پیمانکار این پروژه [بازآفرینی بافت مرکزی] اجرا گردیده است نمی بینید؟» آنگاه چند نما از ماکت ابتدایی طرح بازآفرینی بافت مرکزی که از قضا شهرداری رشت آن را پیشتر به نمایش گذاشته به نوشته خود مزین کرد و با تصویر واقعی از بافت مرکزی شهر مقایسه کرده بود و سپس طرح سوالی ارائه داده که: «آیا اگر شما محصولی را سفارش می دادید و پس از تحویل آن محصول و بازگشایی بسته بندی آن، با محصولی دیگر مواجه می شدید، عکس العملتان چگونه بود؟ آیا سکوت می کردید؟» نویسنده سپس مسلسل وار گزاره های استفهامی ـ نامربوط به دغدغه های واقعی شهروندان و مشکلات واقعی شهر ـ ردیف کرده و بعد با وام گرفتن از نمونه ایی در ویترین مغازه ای از طراحی شکیل شکلات های یک قنادی در میلان ایتالیا نتیجه گرفته بود که شهردار با چنین خبطی ـ احیانا استفاده از مصالحه غیرعمرانی ـ نباید انتظار داشته باشد که فوج فوج مسافر و توریست برای دیدن این توانمندی به شهر ما هجوم آورند و پول خرج نمایند!؟ راقم این سطور هیچ تردیدی ندارد که چنین نویسنده ای دست کم بخشی از واقعیت را گفته است و احیانا نسبت به عواقب اینگونه طرح ها دلسوزی هایی دارد و نگران آینده شهر و شهروندان آن است. اما مسئله اصلی در آن یادداشت این است که نویسنده اتفاقا از مسئله اصلی غافل مانده است و نمی داند که وقتی از واژه "شهردار استراتژیست" سخن به میان می آورد عبارت "استراتژی" به معنای خود مسیر نیست بلکه انتخاب مسیر است. واقعیت این است که شهردار جدید که تواما عملیات عمرانی و اظهارات رسانه ای او گاه گاه با حاشیه هایی مواجه است یک تکنوکرات استراتژیست است و چنین شهرداری بر فرض آنکه چهار عملیات عمرانی موفق یا ناموفق مدیریت کرده باشد نقش اصلی خود را نمایندگی نمی کند، بلکه نقش واقعی او تعیین و طراحی استراتژی این شهر است. بنابراین مهم نیست که سطح و درجه عملیات عمرانی او از چه کیفیتی برخوردار باشد بلکه نقش اصلی او، انتخاب و طراحی مسیری است که او سکاندار آن است. نکته مهم دیگری که نویسنده عالما و عامدا بر آن چشم پوشی می کند این است که مجموع بلندپروازی های شهردار کنونی، حتی اگر بخشی از آن تحقق پیدا نکند و برخی به شکست منجر شود یک مزیت بزرگ دارد و آن اینکه او توانسته «ماهیت توسعه شهر» را دگرگون کند. به نوعی، با طرح نگاههای جدید بر نقش کالبدی شهر، ـ مستقیم و غیر مستقیم ـ نگاه شهروندان و نخبگان را نسبت به توسعه شهر تغییر دهد. فرض اینکه برخی از ایده های او برای تغییرات کالبدی شهر بیراهه یا گمراهه بوده باشد و در آینده نتایج خسارت باری را پدید آورد نامحتمل نیست اما او موفق شده است که "چگونه نگریستن" بر فضای شهری و نیز تغییرات آن را آگاهانه به شهروندان خود منتقل کند. یادمان باشد که شهرداران گذشته به رغم زحمات و تلاش های دلسوزانه، چندان هم دور از خطا نبوده اند اما فصل مشترک اغلب آنان الگوهای تکراری و نخ نمایی بوده که از دست هم کپی برداری می شده است. احیانا زیست و گذران زندگی نویسنده یادداشت، دور از شهر رشت و یا بدور از فضاهای واقعی شهری است. چه آنکه، اگر در فضای واقعی و مردمی این شهر حشر و نشر می داشت در می یافت که طی یک سال اخیر گفتمان شهری با دگردیسی جدی مواجه شده است. اغلب شهروندان نسبت به تغییرات کالبدی شهر حساسیت های خود را ـ موافق و مخالف ـ بروز داده اند و حتی داوطلبانه در نظر سنجی ها شرکت کرده اند. به ضرس قاطع می توان ادعا نمود که طی 38 سال پس از انقلاب، این دومین باری است ـ نخستین بار در دوره شهرداری هادی الماسی ـ که شهر پویایی و سرزندگی خود را بدست آورده است. قدر مسلم، ریشه این مشارکت و حضور مردم، بواسطه چشم اندازی است که نسبت به آینده پیدا کرده اند. چیزی که این جامعه بیش از هر چیز به آن نیاز داشت "چشم انداز" بود. افقی که بتوان سال های بعد را نیز نشانه گرفت. چون، در گذشته، کالبد شهر یک فضای موزاییکی پیدا کرده بود که امکان تغییر و دگرگونی در آن به هر علتی نیاز به غسل شهادت داشت. با اینهمه، نگرانی و دغدغه نویسنده اگر واقعا در جهت ارتقاء استاندارد شهری بوده باشد قابل تقدیر و امتنان است و باید بر همت او ارج نهاد والا طرح چنین مباحثی غیر ضرور در کنار غفلت از صدها معضل و چالش اصلی شهر که متولیان آن دچار خواب زمستانی شده اند و از قضا طی چند دهه گذشته منجر به خسارت های بی شمار، هزینه های سنگین و مهاجرت های گسترده ایی شده، بیشتر در بلبشوی جریان های مختلف اجتماعی ـ سیاسی که هر کدام منافع و مطامعی دارند بیش از آنکه دغدغه دلسوزی و همدلی نویسنده را بازتاب دهد بیشتر به صیادی در آب گل آلودی می ماند که برای رزرو نمودن صندلی در کرسی های سیاست و مدیریت شهری کاربرد دارد. بنابراین کوشش کنیم که پله های ترقی را نه از حیث تخریب و تحقیر بلندپایگان یک شهر که از راه ارج نهادن و قدر دانستن آثار آنان کسب کنیم. چه آنکه به قول فروغ "هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد." بایسته است نویسنده محترم، یک لانگ شاتی از نیازها و مطالبات معوقه این شهروندان طی چهار دهه اخیر را فهرست کرده و همه مدیران متولیان این شهر ـ از گذشته تاکنون ـ را در باسکولی قرارداده تا سهم شهردار کنونی و وزن این چند کاشی و بتن بدست آید. والا اگر مشکل و بهانه چیز دیگری است نباید همه را بر سر یک مدیر آوار کرد. گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تأیید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود. 
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code