تبیین منطقی یک موضع؛
۱۳۹۵/۰۳/۰۱ ۰۷:۳۴ چاپ
 علیرضا سرخوش در زندگی شخصی و اجتماعی، رخدادهای تلخ و شیرین زیادی اتفاق می افتد که از مناظر مختلف با اهمیت تلقی می شوند اما تحلیل چرایی این حوادث اعم از مثبت و یا منفی، اهمیت فراوانی دارد . آن چه مهم ، به نظر می رسد این است که آفت سوگیری و افراط و تفریط در تحلیل ، همواره مانع بنیادی برای درک حقایق است . گو این که کسانی هستند که از هر موضع و موضوعی ، برای انتقام از دیگران ، بهره می برند و سقوط داماش و ملوان که دارای شخصیت حقوقی مستقلی هستند ، یکی از این مسایل است که مدیرکل جوان و قهرمان ملی اداره کل ورزش و جوانان را آماج حملات و کنایه های نیش دار خود قرارداده است . نگارنده در این یادداشت تلاش دارد که از موضع بی طرفی، کنش های چند رسانه را که با یادداشت های خود مدیرکل ورزش و جوانان را نواخته اند، واکاوی نماید و انتظار دارد که این جستار بسترهای مناسب را برای گشایش فضای گفت و تعامل در حوزه ورزش و رسانه ، فراهم نماید . ۱- انتظارات در چارچوب وظایف قانونی : وقتی از یک نهادی انتقادی مطرح می شود حتما باید توجه داشت که این انتقادات در محدوده وظایف و ماموریت های قانونی آن نهاد، انجام گیرد . این پرسش وجود دارد که آیا انتقادات و یا ایجاد انتظارات شایبه برانگیز علیه استاد راهنما در ماموریت های قانونی اداره کل ورزش و جوانان، جایگاهی دارد یا خیر ؟ در پاسخ به این پرسش ، وظایف آن اداره کل را در حوزه ورزش با هم مرور می کینم : توسعه و تعمیم ورزش و پرورش نیروی بدنی و تقویت روحیه سالم در افراد ، تعلیم و تربیت داوران و مربیان ورزش ، همگانی کردن ورزش، تعمیم ورزش در روستاها و مناطق عشایری، ارتقاء سطح ورزش قهرمانی، ارتقاء سطح ورزش حرفه ای با رویکرد اقتصادی، تأسیس، تجهیز و اداره ورزشگاه ها و سایر مراکز ورزشی، تدوین شاخص های مربوط به صدور و لغو پروانه باشگاه ها و تعیین صلاحیت اخلاقی مدیران مراکز ورزشی … نظارت بر فعالیت های آنها، هدایت و حمایت فدراسیون ها و هیئت های ورزشی ، بازرسی امور فنی مربوط به ورزش و تربیت بدنی در مدارس، دانشگاه ها، آموزشگاه های عالی و سایر دستگاه های اجرایی، ایجاد بستری مناسب جهت برقراری ارتباط واحدهای تحت پوشش سازمان با مراکز بین المللی تخصصی علمی ـ ورزشی … فراهم نمودن تمهیدات لازم برای تقویت مشارکت بخش غیر دولتی و تحکیم نهضت داوطلبی در فعالیت های ورزشی . چنان که روشن است استاد رهنما بر اساس آن چه نویسنده محترم یادداشت ، باید بداند که اتفاقا راهنما هم درد سقوط دارد و هم مسئولیت ارتقا سطح ورزش حرفه ای !؟ او از این که می بیند یک تیم پر طرفداری چون سقوط می کند حتما ناراحت می شود و جز ابراز همدردی ، چه می تواند بگوید اما تووسعه ورزش حرفه ای مبرم ترین وظیفه قانونی اوست . ۲- ضرورت تفکیک مسئولیت های اداره کل و هیئت های ورزشی : یاداشت نویس محترم« وقتی مسعود رهنما بدون «غم» سقوط وارد فاز «ورزش حرفه ای» می شود! » باید بداند که نباید انتظارات خود را از هیئت های ورزشی را به اداره کل ورزش و جوانان احاله دهد و بهتر است به نقش و جایگاه اداره کل در مجامع انتخاب روسای هیئت های ورزشی توجه کند . ایشان باید بداند در حال حاضر ۴۶ هیئت ورزشی در استان فعالیت دارند و قاعدتا این هیئت ها ، مسئولیت راهبری تخصصی ورزش را در حوزه های مختلف به عهده دارند . هیئت های ورزشی، نهادهای واسط بین جامعه (به ویژه ورزشکاران) و دولت ( ورزش و جوانان) هستند و اراده وزارت ورزش و جوانان از طریق هیئت های ورزشی در جامعه، اعمال و اجرا می گردد ؛ بنابر این،کارایی هیئت ها ، امری بسیار مهم است و اگر هیئتی در برنامه های اجرایی خود موفق نباشد ، باید از طریق مجمع مربوطه ، اقدام کرد و فرایند آن به گونه ای است که اداره کل ورزش ، نقش ناچیزی دارد . آیا مفهوم لمپنیسم رسانه ای که استاد راهنما در مصاحبه خود بکار بردند ، چیزی جز ، از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن های غیر منطقی و فضای سازی احساسی نیست؟ ضرورت تفکیک کارکرد اداره کل ورزش از باشگاه های ورزشی : یاداشت نویس محترم« وقتی مسعود رهنما بدون «غم» سقوط وارد فاز «ورزش حرفه ای» می شود !» به همان اندازه که در تفکیک موضوعی و قانونی بین وظایف اداره کل ورزش و هیئت ها به خطار رفته است در حوزه وظایف باشگاه ها هم دچار خطای جدی گردیده است . در تعریف باشگاه آمده است : باشگاه فوتبال به مجموعه ای ورزشی گفته می شود که بر اساس مقررات و معیار های وزارت ورزش و جوانان اداره شده و در اداره ثبت شرکت ها نیز به ثبت رسیده و عضویت فدراسیون و سازمان لیگ حرفه ای فوتبال را نیز پذیرفته باشد؛ بنابر این ، صرف نظر از این که باشگاه فوتبالی خصوصی است و یا دولتی است ، این نکته باید مورد دقت قرار گیرد که باشگاه ها، دارای وظایف مشخص اند و هیچ باشگاهی نمی تواند ناتوانی خود را به دیگری منتسب کند . این که در کشور ما باشگاه های فوتبال بیشتر ماهیت ورزشی داشته و اهداف تجاری کمتر مورد توجه قرار میگیرد و یا تا زمانی که به فوتبال به عنوان کسب و کار نگریسته نشود باشگاه ها درآمد زا نخواهند شد و فوتبال ما پیشرفتی نخواهد کرد … بحث جداگانه ای را طلب می کند اما آن چه نگارنده علاقمند است ، بگوید این است که ضعف باشگاه ها در حوزه هدف گذاری ، سیاست گذاری ، برنامه ریزی ، مدیریتی ، اقتصادی و فنی ربطی به اداره کل ورزش و جوانان ندارد و به همین دلیل باید از اطلاق عنوان پوپولیسم و لمپنیسم از سوی استاد راهنما به کسانی که به جامعه و افکار عمومی ، علایم غلط می دهند، دفاع کرد . و مخلص کلام این که : نه تنها مسئول ورزش استان بلکه مسئوولان و مردم و نمایندگان مجلس ، از سقوط داماش و ملوان، اظهار نگرانی و در عین حال از صعود سپیدرود ، پیام تبریک فرستادند و این موضوعی کاملا بدیهی و روشن است که به وفور در زندگی اجتماعی مان با آن مواجه ایم همانند مرگ و زندگی و … ۳۰ درصد مالکیت ملوان متعلق به نیروی دریایی و ۷۰ درصد آن از سوی مالک به شورای شهر انزلی هبه شده است. داماش هم یک باشگاه خصوصی است و دارای وضعیت حقوقی مشخص ؛ مالک ، مدیرعامل و سرپرست و… دارد ؛ اما آیا استاندار محترم گیلان و استاد راهنما و شورای شهر بیش از داماش و ملوان به سپیدرود کمک کردند ؟ آیا اگر آقای راهنما بگوید که در صعود سپیدرود نقش داشته (چون صعود کرده) و در عین حال در سقوط داماش نقش نداشته، سخن غیر منطقی گفته است؟ طبیعی است که در یک شرایط مساوی به دو تیم سپیدرود و داماش کمک های مادی و معنوی صورت گرفته است، یکی سقوط می کند و آن دیگری صعود . یکی تشکر می کند و دیگر زمین و زمان را محکوم می کند و … در چنین شرایطی آیا این گزاره منطقی که اداره کل ورزش و جوانان در سقوط نقشی نداشته و در صعود مشارکت داشته ، نادرست است ؟ به نظر می رسد نویسنده یادداشت مذکور دچار تعمدی مغالطه شده است؛ زیرا، مقدمات خیلی ساده و پوست کنده ، بی ارتباط با نتیجه هستند و عامدانه بعنوان ابزاری انتخاب شده اند تا باورهای خواننده راجابجا نمایند. استدلال پوپولیستی، ابزاری برای هر تبلیغاتچی و عوام فریب است تا با تهیج و تحریک به نتایج مورد نظر خود دست یافته و آنها را بعنوان یک نتیجه منطقی به مخاطب بقبولاند. تاکید می کنم ، این عمل مغالطه آمیز و پوپولیستی است و چون به جای کار پر زحمت ارائه شواهد و استدلال خردمندانه از زبان قلم به تحریک غیرت و هواداری، هیجان، خشم، یا نفرت، پرداخته شده است ، مستحق عنوان لمپنیسم نیز می باشد. گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تأیید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code