حاشیه‌ای بر اتفاقات رخ داده انتخابات مجلس در رشت:
۱۳۹۵/۰۳/۰۲ ۲۲:۰۵ چاپ
محمد کهنسال گیل نگاه/ محمد کهنسال نودهی*   در آخرین روزهای قبل از دور دوم انتخابات در زمینه حمایت رسمی برخی اصلاح طلبان از کاندیداهای اصولگرای رشت  اتفاقاتی رخ داد و پس از آن در برخی جلسات، سایت های استانی و بیش از آن در فضای تلگرام بحث هایی درگرفت که بنده هم به عنوان یک فعال سیاسی لازم دیدم نظر خود را به استحضار دوستان برسانم اما پیش از ورود به بحث شایسته است نکات زیر را اعلام نمایم: *بنده در دور اول به خاطر شرایط نامناسب کاندیداهای حامی دولت در انزلی (که به دلیل ضعف عملکرد حامیان دولت در شهرستان، استان و بزرگان اصلاحات رخ داد) و مشخص بودن رای آوری نماینده سابق شهر،  خود و همسرم به همراه تعدادی از اعضای خانواده رای خود را در شهرهای خمام و رشت با نوشتن نام  سه نفره لیست امید در صندوق انداختیم و در دور دوم هم با توجه به اینکه پسرم به سن قانونی رسید یک رای به مجموعه آراء فوق افزوده و تک رای به آقای محمد صادق حسنی در صندوق انداخته شد. حضوراً اعتراض خود را به دوستی که بیش از سایرین در معرض انتقاد قرار گرفت (آقای علی سحرخیز) اعلام کردم و رفتار ایشان به لحاظ تشکیلاتی مورد انتقاد  بنده بوده و هست. بنابراین هدف از نوشته،  دفاع از یک حرکت غلط نبوده بلکه توصیه به واکاوی درست مشکلات پیش روی اصلاح طلبان به ویژه در استان گیلان است. *می دانم که بحث های مطرح شده در این نوشته به مذاق برخی دوستان خوش نخواهد آمد و انتقاداتی را در پی خواهد داشت ولی در هر صورت من وظیفه خود می دانم به عنوان یک کنشگر سیاسی (البته کوچک) در حد وسع و توان و تجربه خود ، نظرم را جهت اصلاح ارائه و پیشنهاد نمایم. اما... اما دلایلی چند باعث شد که این متن را جهت استحضار دوستان هم فکر خود تهیه و ارائه کنم. خبرهایی که متاسفانه برای بنده صحت آن روشن شده حکایت از آن دارد که بسیاری دیگر از دوستان اصلاح طلب حتی در دور اول نیز حمایت هایی را از برخی کاندیداهای خارج از لیست امید و به ویژه اصولگرایان داشته اند  اما طبعاً با درایت (یا شاید رندی) در خفا به این کار دست زده اند ولی کسی در فضاهای پیش گفته معترض این رفتار غیر تشکیلاتی دوستان نشده است. یکی از گواهان روشن این ادعا اینکه بسیاری از دوستان حاضر نشدند در مصاحبه ها و پیام های خود در دور دوم بر رای دادن مردم به صورت تک رای به آقای حسنی تاکید کنند و نهایتا بر لیست امید تاکید کرده اند و گویا برخی تاکید بر تک رای را بی احترامی به حقوق مردم دانسته اند که البته به نظر بنده بهانه ای بیش نبوده است. میزان تاثیرگذاری حمایت علنی یک گروه منتسب به اصلاحات از کاندیدای اصولگرا در بین سیاسیون محل بحث و چالش بوده و حتی برخی معتقدند که باعث کاهش آرای ایشان شده است به این مفهوم که نه تنها باعث انتقال بخشی از آرای اصلاح طلبی به سمت ایشان نشده بلکه باعث کاهش بخشی از آرای اصولگرایی وی نیز شده است. (در حاشیه به استحضار دوستان می رسانم که از نظر من بسیاری از همراهان گرامی در خصوص میزان تاثیر احزاب و به طور کلی مجموعه اصلاح طلبان و حامیان دولت در اتفاقات رخ داده در این دوره انتخابات دچار نوعی خود بزرگ بینی هستند چرا که از نظر بنده مهم ترین اتفاق پیام رئیس جمهور اصلاحات بوده و اصلاح طلبان در استان ها بزرگ ترین کارشان تهیه لیست یکپارچه و همچنین رساندن پیام مذکور به مردم بوده است.) در همین راستا شماری معتقدند که برخی  افراد غیر تشکیلاتی اما اصلاح طلب که قصد رای دادن به فرد اصولگرای مذکور را داشته اند، پس از اعلام حمایت رسمی گروه اصلاح طلب و در پی آن مطرح شدن دیدگاه های کاندیدای اصولگرا در خصوص برجام و سایر مواضع ضد دولتی ایشان از نظر خود برگشته و به ایشان رای نداده اند. ظاهراً حزب مذکور درخواست خود را برای عضویت در شورای احزاب اصلاح طلب ارائه کرده اما برخلاف بسیاری از استان های دیگر که این گروه عضو شورای احزاب اصلاح طلب بوده درخواست این گروه پذیرفته نشده و به عبارتی این حزب تعهدی نسبت به تصمیمات شورای مذکور نداشته است. حالیه با توجه به موارد فوق به نظر می رسد که موضوع بیش از حد لازم مورد بزرگ نمائی و اعتراض واقع شده است و یا به عبارتی معترضین بخش هایی از موارد رخ داده را که باید مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد رها کرده و فقط به بخشی یا به عبارتی به یک بخش پرداخته اند. اگر هدف ادامه صحیح کنش سیاسی اصلاح طلبانه است موضوعات زیادی است که باید مورد توجه و بررسی و واکاوی قرار گیرد که بخشی از آن زخم هایی از گذشته های دور و نزدیک بوده که متاسفانه باقی مانده و التیام نیافته و بخشی هم در این انتخابات رخ داده است. از جمله موارد باقی از گذشته (که بسیاری از آنها ممکن است در استان های دیگر هم وجود داشته باشد)  موارد زیر به ذهن بنده می رسد: عدم وجود تعریف مشخص از کنش اصلاح طلبی نامشخص بودن وضعیت اشخاص صاحب نفوذ گیلانی (اعم از ساکن و غیر ساکن) در تعاملات جمعی حضور برابر احزاب تک نفره  یا در مواقع خاص حداکثر چندنفره استانی در کنار احزاب بزرگ و تأثیر گذار کشوری در تصمیم سازی ها بنیه ضعیف برخی از احزاب کشوری در استان که به نماینده حزب  و نهایتاً یکی دو دوست نزدیک نماینده که در مواقع لزوم آفتابی می شوند محدود است. نحوه تعامل ما با حامیان غیر اصلاح طلب دولت تعریف مشخصی ندارد که این مشکل با توجه به اینکه مهم ترین حزب مدعی اعتدال گرایی یعنی حزب اعتدال و توسعه ریشه ای گیلانی دارد و به نوعی به دلیل تاثیرات غیر قابل انکاری که آقای دکتر نوبخت در اتفاقات نزدیک به سه سال گذشته در استان داشته است موضوع را نسبت به سایر استان ها کمی پیچیده تر می نماید. انواع و اقسام شوراهای مدعی اصلاح طلبی یا اعتدالی یا حامی دولت در شهرستان ها و استان که ادعای محوریت داشته و بعضا معتقدند باید باقی گروه ها در موضوعات خود را با آنان هماهنگ کنند. و اما از جمله مواردی که در این انتخابات رخ داده و باید مورد بررسی قرار گیرد: ارزیابی دقیق سود و زیان تشکیل شوراهای اصلاح طلبی در شهرستان ها و نحوه تداوم این فعالیت (من خود از طرفداران این اتفاق بوده و هستم و معتقدم که باید این شکل از کار حفظ و تقویت شود و درخواستم برای ارزیابی دقیقاً در راستای فهم و درک درست تر از موضوع و اصلاح و تقویت این روند در صورت نیاز است). بررسی اتفاقات رخ داده در حوزه رودسر و املش که منجر به انتخاب یک کاندیدای مخالف دولت شد. بررسی اتفاقات رخ داده در حوزه لاهیجان و سیاهکل که منجر به انتخاب یک کاندیدای مخالف دولت شد. بررسی اتفاقات رخ داده در حوزه انزلی که منجر به انتخاب یک کاندیدای مخالف دولت شد. بررسی اتفاقات رخ داده در حوزه تالش، ماسال و رضوانشهر که منجر به انتخاب یک کاندیدای مخالف دولت شد. بررسی علت رد صلاحیت تقریباً تمامی اصلاح طلبان در هیات های اجرایی بررسی علت سکوت در حوزه صومعه سرا بررسی عملکرد مجموعه مجری انتخابات (مجموعه استانداری، فرمانداران و بخشداران) بررسی عملکرد دستگاه های اجرایی و جان فشانی ها و خاصه خرجی هایی که شنیده می شود برای برخی نمایندگان از قضا مخالف دولت در ماه های پایانی سال گذشته توسط برخی مدیران باقی مانده از دولت قبل رخ داده است. بررسی اتفاقات رخ داده در رودبار در مرحله دوم و البته بررسی حمایت علنی حزب ندا از کاندیدای اصولگرا در کنار بررسی حمایت های غیر علنی برخی بزرگان سیاسی اصلاح طلب یا حامی دولت از کاندیداهای مخالف دولت (بر حسب برخی شنیده ها حتی در دور اول رشت) از جمله مواردی است که باید همه با هم مورد بررسی قرار گیرد. البته این لیست پیشنهادی بنده بوده و ممکن است سایر دوستان موارد بیشتری را بتوانند به این لیست بیافزایند. آری دوستان فراموش نکنیم که: "گر حکم شود که مست گیرند         در شهر هر آنچه هست گیرند " و اما گریزی به نام این نوشته، شاید این قاعده ناشی از فعالیت من در بخش خصوصی و به صورت شرکتی باشد که به این موضوعات نیز درصدی نگاه می کنم. به نظر حقیر هر انسان به واسطه نعمت عقلی که در اختیار دارد در تصمیماتی که با اختیار می گیرد حداقل 51 درصد دخیل است (چه در تصمیمات درست و چه در تصمیمات غلط) و سایر عوامل بیرونی هم حداکثر 49 درصد در آن تصمیم دخالت دارند.  شاید به همین دلیل است که در دادگاه ها نیز اگر عوامل دیگری در اتفاق یک بزه دخالت داشته باشد در نهایت فرد بزه کار به واسطه همین قاعده 51 درصد باید در محضر قاضی پاسخگو باشد. اما فراموش نکنیم که اولا ما (من و شما) در مصدر قضاوت نیستیم و ثانیاً اگر هدفمان واقعاً اعتلای اصلاح طلبی است از 49 تا 51 فقط دو درصد یا شاید به زبان بهتر یک درصد فاصله است و این فاصله یعنی اینکه باید در فضایی آرام و با حضور شخص مورد انتقاد (که قطعاً حرف ها برای گفتن دارد) موضوع را از همه جوانب و در کنار سایر موارد بررسی کرد تا به نتیجه رسید. در غیر این صورت به تنهایی قضاوت کردن نتایج سهلی به دنبال دارد کما اینکه من هم در تنهایی خود وقتی قضاوت می کنم بسیاری از کسانی را که در استان یا کشور داعیه اصلاح طلبی دارند منفعت طلبانی بیش نمی بینم اما همواره به خود یادآوری می کنم که من حق قضاوت ندارم و به عنوان یک کنشگر سیاسی باید بتوانم بین نظرات شخصی ام با کنش جمعی اختلاف قائل شوم. در سالهای ابتدایی دهه هفتاد و همزمان با تحصیل در دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک) که افتخار شاگردی نزد بزرگانی چون مهندس بهزاد نبوی در محل دفتر نشریه عصر ما نصیبم شد ایشان به شدت از دافعه موجود در کشور که ناشی از عملکرد سردمداران وقت بود شکایت داشتند و معتقد بودند که ما باید گام به گام در جهت جذب افراد به نظام اقدام نمائیم امروز هم فکر می کنم در حیطه اصلاح طلبی باید از هرگونه حرکت دفع کننده ای اجتناب کرد نکند یک برد نصفه و نیمه در یک انتخابات موجب این احساس شده باشد که به این باور غلط رسیده ایم که تعداد زیادی آدم فعال و سیاسی دور و بر خود داریم؟ و آخرین نکته یادآوری اینکه در روزهایی که عده ای (با عرض پوزش از ترس) حتی حاضر به حضور در جلسات اصلاح طلبان نبودند (و البته برخی از آنها امروز مناصبی در حد کشوری هم نصیبشان شده) علی سحرخیز وکالت پرونده تعداد زیادی از اصلاح طلبانی را که به واسطه حوادث انتخاباتی رخ داده در سال 88 پرونده دار شده بودند بر عهده داشت. آری دوستان انسان ها را باید از همه زوایا، با در نظر گرفتن همه کنش ها یشان در طول زمان ببینم و بسنجیم و مراقب باشیم قضاوت های نادرستمان حجابی نباشد برای پنهان شدن منفعت طلبان در پشت هیاهوها و جنجال های مقطعی. *فعال سیاسی، عضو انجمن اسلامی مهندسین
گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تأیید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code