پیام احمد راغب موسیقیدان گیلانی به مناسبت درگذشت حمید سبزواری:
۱۳۹۵/۰۳/۲۲ ۱۳:۵۳ چاپ
گیل نگاه:احمدعلی راغب موسیقیدان گیلانی مقیم پایتخت در پیامی به مناسبت درگذشت زنده یاد سبزواری شعر سبزواری را«شعر برائت» خواند و نوشت: برائت، مملو از یقین و اطمینان است اما هرگز آرام ندارد و با هیچ وصلی نیز از پای نمی نشیند. راغب، از جمله آهنگسازانی است که در طول سال های پیش و پس از انقلاب به کاروان انقلاب پیوست و هنرش را برای آگاهی مردم به خدمت گرفت. او پیش از انقلاب با همکاری افرادی مانند حسین شمسایی و حمید شاهنگیان به ساخت سرودهای انقلابی به صورت زیرزمینی پرداخت. فعالیت های او و دیگر هنرمندان در این زمان، سبب شد تا بسیاری از سرودهای انقلابی هنوز که هنوز است در ذهن و زبان مخاطبان جاری و ساری باشد. به گزارش تسنیم بخش دیگر فعالیت های راغب به دوران پس از انقلاب اختصاص دارد. او در این دوره با همکاری شاعرانی چون استاد حمید سبزواری سرودهای انقلابی تأثیرگذاری مانند «خوش آمدی امام ما»، «بانگ آزادی»(الله اکبر، خمینی رهبر)، «شهید مفتح»، «شهید مطهر»، «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو»، «راه رجا»، «نغمهٔ توحید»، «نغمۀ اتحاد»، «بابا خون داد»، «همشاگردی سلام» و ... را تقدیم قلب های مؤمن انقلابی کرد. حالا راغب پس از شنیدن خبر درگذشت دوست قدیمی اش، حمید سبزواری، پیامی به این مناسبت منتشر کرده که به این شرح است: در سوگ فقدان یار دیرین روزهای خطر و فرار، و همراه و هم نجوای لحظات غریبی و انتظار، و امین روزهای فتح و قرار، جز پرده نشینی و مویه گری سزا نیست. بار غم، سنگین است و از طاقت بیمار و افسرده چون منی افزون. اما چه باید کرد که گفته اند در مصیبت ها ذکر خیر، فراخوانی است که با آن، دیگر دوستان و یاران را برای حمل ثقل بار غم و اندوه، به یاری طلب می کنیم. پس برای تسلای خاطر خودم و همه غم زدگان این فقدان، اندکی از بسیارانِ بزرگی و شکوه شعر استاد حمید سبزواری را بر زبان می آورم و باقی آنچه بر زبان نیاید را به نجوای درونی خودم با روح این عزیز وامی گذارم. مرحوم استاد حمید سبزواری را به القاب بسیاری خوانده اند. او را به حق، پدر و بلکه بنیان گذار شعر آیینی انقلاب نامیده اند و باز او را صدرنشین حماسه پردازان زمانه ما نام نهاده اند. این همه، برازنده حمید سبزواری است. اما به باور من که روزهای بسیاری از عمر هنری خود را با ایشان گذرانده و نیز با کثیری از اشعارش خلوت ها داشته ام، شعر سبزواری، بیش از هرچیز، «شعر برائت» بود. برائت، مملو از یقین و اطمینان است اما هرگز آرام ندارد و با هیچ وصلی نیز از پای نمی نشیند. بشارت است اما بیم نیز می دهد؛ تجلیل است اما نهیب نیز می زند. از همین روست که شعر سبزواری، حتی آنجا که در رثای عزیزی است، همواره با موضوع خود، فاصله می گیرد و در سرگرم شدن به تجلیل و بزرگداشت، هرگز راه ناپیموده ای که پیش روست را از نظر دور نمی دارد. در اشعار سبزواری، همواره راهی برای بازرفتن و هدفی برای پی گرفتن، در کار است. همین برائت از رضایت به حال و روز است که باعث می شود، شعر سبزواری، انقلابی باشد و انقلابی نیز بماند و هرگز به زینت المجالس شدن، حتی در حلقه یاران نیز رضایت ندهد. بی تردید این برائت دائمی به پای هدف و مقصد، میراث استاد سبزواری برای شعر و هنر انقلابی روزگار پس از او و پس از ماست. بار دیگر، غم سترگ این فقدان عظیم را به خودم و به همه دلبستگان و وابستگان استاد سبزواری تسلیت می گویم و برای آن جانِ ناآرام، آرامش ابدی را در جوار رحمت پروردگار آرزو می کنم. احمدعلی راغب 22 خردادماه 1395
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code