به گزارش گیل نگاه : کمک کردن در خفا جزیی از فرهنگ ایرانی هاست. افرادی هستند که برای کمک به هموطنان نیازمند خویش همواره پیشقدم اند اما حاضر نیستند کارهایشان را در بوق و کرنا کنند. دلشان می خواهد همینطور چراغ خاموش به کمک نیازمندان بروند و بازی رسانه ای را بگذارند برای آنهایی که اهل آن هستند. همه ساله در ایام ماه مبارک رمضان بازار کمک به نیازمندان داغ می شود و افراد مشهور در این میان نقش بسزایی دارند. البته اغلب آنها ترجیح می دهند کمک هایشان مخفیانه باقی بماند و انصافا بخش اعظمی از این کمک ها هم مخفی می ماند اما به هر حال مسائلی هم هست که رسانه ای می شود یا به گوش خبرنگاران می رسد که طرح آنها بدون شک می تواند به این باور در جامعه کمک کند که ورزشکاران رفتارها و خصایل مثبت زیادی هم دارند که از دید بقیه پنهان مانده و اتفاقا خودشان هم تمایلی به عیان کردن آن ندارد. اگرچه خود این ورزشکاران به ویژه آنهایی که نام شان در این مطلب آمده تمایلی به درج اسم و کار خیرشان ندارند، حتی بعضی از آنها بابت چاتپ مطلب فوق شاید از ما دلخور هم بشوند اما بد ندیدیم همه این موارد را به جان بخریم ولی این را به مردم ثابت کنیم که ورزشکاران به ویژه فوتبالیست ها در امور خیریه هم حسابی فعال بوده اند و نباید فقط نقاط منفی زندگی شان را دید. قبل از شروع اصل مطلب باید این نکته را هم متذکر شویم که تمام اطلاعات این مطلب از طریق منابع آگاه و دقیق به دست آمده اما هیچ کدام از ورزشکاران مذکور خودشان حاضر نشدند در رابطه با این موارد حرف بزنند. حتی بعضی از آنها تاکید هم داشتند که نام شان را از این سیاهه خارج کنیم اما برخلاف میل شان ترجیح دادیم این اسامی را قلمی کنیم. افشای کمک بعد از فوت ناصر حجازی عزیز در خرداد ماه سال 1390 از جمع ما پر کشید و آسمانی شد. او در هنگام حیات هرگز حرفی از کمک ها و کارهای خیر خودش نمی زد و تاکید داشت چنین کارهایی وقتی باارزش می شود که در خفا انجام شود اما پس از فوت او اتفاقی افتاد که خیلی ها را تحت تاثیر قرار داد.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
در چند روز اول بعد از فوت ناصر حجازی، ناگهان گروهی از دختران و پسران جوان به منزل آن مرحوم رفتند و تسلیت گفتند. خانواده حجازی آنها را نمی شناختند اما معلوم شد که از یک موسسه خاصی هستند. پس از چند دقیقه تحقیق روشن شد که آنها جملگی مربوط به یک موسسه حمایت از کودکان نیازمند هستند. ناصرخان سالیان متمادی به این موسسه کمک مالی می کرده اما ترجیح می داده همه چیز در سکوت و مخفیانه انجام شود. حتی خانواده او هم در جریان این موضوع نبودند و نمی دانستند مسئله از چه قرار است. چند روز پس از این اتفاق، مسئله دیگری هم برای خانواده حجازی علنی شد. آنها فهمیدند که اسطوره استقلال بدون اینکه کسی متوجه شود به یک موسسه حمایت از کودکان سرطانی هم کمک می کرده است. این رفتارها باعث شد همسر و فرزندان حجازی در سال 92 دست به ابتکار جالبی زده و چند دست از لباس های او را در خیریه حراج کنند. تمام پول حاصل از این حراج به افراد مستمند قرار گرفت تا راه حجازی با وجود پرواز این چهره محبوب همچنان ادامه پیدا کند. افطارهای سلطان علی پروین هم از جمله افرادی است که حسابی دست به خیر است. او هنوز تفکرات و علایق دهه های چهل و پنجاه خودش را از یاد نبرده و به همان سبک و سیاق رفتار می کند. پروین در دوره نوجوانی و جوانی سفره هایی که برای اطعام نیازمندان در محله های پایین شهر پهن می شد را فراموش نکرده و وقتی برای خودش بروبیایی پیدا کرد، تصمیم به تکرار همان روند سابق گرفت.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
دفتر علی پروین سالیان متمادی در روزهای ماه مبارک رمضان محل برپایی سفره افطاری برای فقرا بود و همه روزه افراد زیادی سر این سفره سیر می شدند، سفره ای که البته هنوز هم پهن می شود. پروین که به واسطه رفتارش، دوستان بسیاری در تمام ارکان جامعه و احزاب سیاسی دارد، از این مسئله برای کمک به فقرا هم سود می برد. بارها شنیده ایم که جهیزیه دختران دم بخت نیازمند با مساعدت پروین و رفقای پولدارش جور شده یا دیده ایم که سلطان پرسپولیس برای آزادی زندانیان مالی قدم پیش گذاشته است. پروین تاکنون ده ها زندانی را آزاد کرده و این مسئله ای است که بسیاری از روسای زندان ها آن را به چشم دیده اند. البته خانواده علی آقا هم در این امر بسیار فعال هستند. همسر پروین در امور خیریه دستی بر آتش داشته و برای کمک به فقرا و پیگیری جهیزیه نیازمندان کمک حال اوست. چند سال قبل ناصر محمدخانی هم طی مصاحبه ای با تمجید از خصوصیات مثبت همسر مرحومه اش (لاله سحرخیزان) اعلام کرد که آن مرحومه همواره با کمک همسر علی پروین برای کودکان نیازمند لباس گرم تهیه می کرد و همین مسئله باعث ایجاد رابطه گرمی میان آنها شده بود. البته افسوس که آن مرحومه حالا دیگر نیست که بتواند این رفتارش را تداوم ببخشد. گلریزان های طالقانی فقط علی پروین نیست که برای کمک به فقرا همچنان از شیوه های قدیمی سود می برد. اگر سری به محله های قدیمی تهران زده و سراغ زورخانه ها را بگیرید،قطعا شاهد تکاپوی چهره ای آشنا برای جمع آوری کمک برای نیازمندان خواهید بود.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
محمدرضا طالقانی رییس اسبق فدراسیون کشتی همواره در کارهای خیر دستی بر آتش داشته و از شیوه «گلریزان» برای تحقق این وعده ها استفاده می کند. طالقانی در تمام ایام سال به ویژه در ماه مبارک رمضان بانی مراسم گلریزان در زورخانه ها می شود تا به واسطه آن برای حل مشکلات معیشتی مستمندان تلاشی کرده باشد. او بارها باعث شده بیمارانی که قدرت خرید دارو نداشته اند، به دوای خودشان دست یابند و زوج های جوان و تنگدست هم بتوانند تشکیل زندگی بدهند. یکی از کارهای خوب دیگر طالقانی این است که در خلال برگزاری مراسم گلریزان و جمع آوری کمک برای مستمندان، اهالی ورزش را هم فراموش نکرده و برای افراد و پیشکسوتان مستمند هم که با آبرو هستند پول جمع می کند تا حرمت شان در جامعه حفظ شود و کسی متوجه دست تنگی آنها نشود. شکوه بم دی ماه سال 1382 اتفاق بسیار تلخی رخ داد که نه تنها جامعه ایران بلکه جامعه جهانی را هم تحت الشعاع قرار داد. در روزهای آغازین زمستان آن سال زمین لرزه هزاران نفر از هموطنانمان در استان کرمان به ویژه شهرستان بم را به کام مرگ فرستاد تا ما بمانیم و یک فاجعه طبیعی.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
زلزله بم اگرچه بسیار تلخ و آزار دهنده بود (و هنوز هم هست) اما وقایعی که پس از آن رخ داد، ثابت کرد اصول انسانی همچنان در جامعه ما پایدار بوده و انسانیت سر تاقچه عادت و روزمرگی فراموش مان نشده است. یک روز بعد از زلزله بم وقتی مردم از شوک این فاجعه بیرون آمدند، کارناوال های کمک به زلزله زدگان راه افتاد. از تجمع برای اهدای کمک های نقدی و جنسی گرفته تا صف های طویل برای اهدای خون. در این میان بدیهی بود که جامعه ورزش هم همچون سایر اوقات در کنار مردم قرار گیرد و به نوعی نقش لیدر جریان های خیریه غیردولتی را ایفا کند. هنوز یک هفته از وقوع زلزله دلخراش بم نگذشته بود که صحنه های باشکوهی از فراخوان های اهالی ورزش برای کمک به زلزله زدگان دیدیم. از جمع آوری کمک های میلیاردی کنار استادیوم شهید شیرودی گرفته تا صحنه های ارزشمندی که بزرگانی چون دایی و رضازاده با کیسه های بزرگ سراغ بازاریان رفته و از آنها برای کمک به زلزله زدگان پول جمع می کردند. دقیقا یک هفته پس از آن زلزله هم در اغلب شهرهای ایران بازی های خیریه برای کمک به زلزله زدگان برگزار شد و بزرگانی چون ناصر حجازی نیز برای جلب نظر مردم جهت حضور در استادیوم و خرید بلیت، وارد زمین شدند. در آن سال میلیاردها تومان به صورت مستقیم و غیرمستقیم، کمک های نقدی و غیرنقدی توسط ورزشکاران برای زلزله زدگان بم جمع آوری شد. یک سال بعد هم تیم ملی آلمان به ایران آمد و عواید حاصل از بازی دوستانه با ایران به ساختن یک استادیوم مدرن در بم اختصاص یافت تا ورزش سهم خودش برای انسانیت را به طور کامل در این شهر زیبای زلزله زده ادا کرده باشد. البته یک عده هم برای خودنمایی شیطنت هایی کردند و وعده هایی دادند اما با هوشیاری جامعه رسانه و خود ورزشکاران، رفتار این چند ورزشکار حاشیه دار به جایی نرسید. خرج شیرین امیر قلعه نویی هم از جمله افرادی است که در امور خیریه حسابی دستی بر آتش دارد. او در این عرصه کاملا فعال بوده و کارهای خاصی انجام داده است. امیر همواره از حضور بازیکنان استقلال در مراکز درمانی کودکان و بیماران سرطانی استقبال کرده و خودش هم در تمام این بازدیدها حضور داشته است. فعالیت های او در این عرصه به جایی رسید که حتی یک بار از این مربی تقدیر به عمل آمد.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
در کنار این موارد در ماه مبارک رمضان سال گذشته هم اتفاق خاصی رخ داد که البته رسانه ای شد. امیر قلعه نویی که میهمان برنامه «جشن رمضان» شبکه تهران بود، وقتی کلیپ یک دختربچه به نام شیرین را دید که برای گذران خرج زندگی خودش و خانواده اش مجبور است شب ها از سطل های زباله پلاستیک جمع آوری کند به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و همانجا اعلام کرد که خرج زندگی شیرین از همین امشب با اوست و می خواهد با این کار دین خودش را به جامعه ادا کند. این اتفاق سال گذشته در روزنامه های ورزشی بازتاب پیدا کرد. البته چند ماه قبل از آن هم امیر قلعه نویی، علی دایی و محسن بنگر با خانواده یک مقتول مازندرانی صحبت کرده و رضایت اولیای دم برای گذشتن از حکم قصاص را گرفتند؛ اتفاقی که برنامه نود هم آن را دنبال کرد و اتفاقا بازتاب مثبتی هم در جامعه داشت و نشان داد که ورزش می تواند عامل گذشت و بخشش نیز در جامعه بشود. البته در این برنامه شاهد حرکت زیبای مهدی مهدوی کیا هم بودیم. او وقتی متوجه شد که یکی از کودان جنوب تهران در حسرت داشتن تلویزیون در خانه و خرید عروسک برای خواهرش است، هزینه خرید آنها را تقبل کرد و خودش این وسایل را به منزل پسرک برد تا روزی رویایی را برایش رقم بزند. جالب اینکه موشک ایرانی هامبورگ دخترش را هم به همراه خود برد تا زندگی در محله های جنوب شهر و فقیرنشین را ببیند و بیش از پیش قدر عافیت بداند. حرکتی که مهدوی کیا انجام داد بازتاب رسانه ای بسیار وسیعی داشت و تا چند روز نقل محافل رسانه ای بود. البته مهدوی کیا همواره در کارهای خیر جزو افراد پیشقدم محسوب می شود و بارها دست به چنین کارهایی زده است. شهریار و مخفی کاری در بهار سال 1385 قرار بود طی مراسمی از خیرین مدرسه ساز تحلیل به عمل آید و از چند هنرمند و کارگردان نیز برای شرکت در آن دعوت شده بود. (تهمینه میلانی یکی از آنها بود.) لابلای این مراسم ناگهان نامی مطرح شد که همه را شوکه کرد؛ «علی دایی».
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
عجیب بود که نام شهریار فوتبال ایران هم در زمره مدرسه سازان باشد چون هیچ کس کوچکترین اطلاعی از این حرکت او نداشت. موضوع به گوش خبرنگاران رسید و با خود دایی تماس گرفتند اما او حاضر نشد در این رابطه حرفی بزند و اعلام کرد که این مسائل کاملا شخصی است. در نهایت پیگیری ها نشان داد که دایی چند مدرسه در استان اردبیل ساخته و کمک های شایان توجهی هم به یک مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست انجام داده است. از سوی دیگر بعدا کاشف به عمل آمد که دایی بارها برای آزادی زندانیان مالی و جرایم غیرعمد هم کمک های قابل توجهی انجام داده اما ترجیح داده که همه چیز در سکوت باشد و اصلا رسانه ای نشود. بدون شک او حتی از درج این مطلب هم خوشحال نشده و بعضا دلخور هم خواهد شد اما ما بدون اجازه خودش این چند سطر را قلمی کردیم تا مردم در جریان فعالیت های خیرخواهانه آقای گل فوتبال جهان قرار بگیرند و همه چیز را در مستطیل سبز دنبال نکنند. دایی در جریان بازی های خیریه هم حضوری فعال دارد و معتقد است که باید برای کمک به همنوعان از هر موقعیتی که خدا به افراد مشهور می دهد، به بهترین شکل ممکن بهره برد. نقاشی های انسانی بد نیست در لابلای این موارد، نگاهی به فعالیت های خیرخواهانه کاپیتان اسبق تیم ملی جودو داشته باشیم. محمود میران در نگاه اول چهره ای خشن و عبوس تلقی می شود که معمولا تمایل چندانی برای مصاحبه نشان نمی دهد اما برخلاف ظاهر، او دلی بسیار مهربان داشته و برای کمک به کودکان فقیر ایرانی یک ابتکار جالب به خرج داده است.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
میران که در هنر نقاشی هم دستی بر آتش دارد، اواسط دهه هشتاد بخشی از تابلوهایش را برای کمک به کودکان بی سرپرست و فقیر حراج کرد تا سهم خود را در این امر خداپسندانه ادا کرده باشد. نقاشی های او فروخته و در نهایت زیر نظر موسسه ای که مدیریت آن بر عهده مهتاب کرامتی بود برای کمک به کودکان هزینه شد. جالب اینکه تا زمانی که خانم کرامتی در این مورد حرف نزده بود، کسی در جریان این کار ارزشمند میران قرار نداشت. این بازیگر تابستان سال 1386 طی مصاحبه ای با ماهنامه «نقش آفرینان» پرده از حرکت زیبای محمود میران برداشت. نذری های ماه مبارک رمضان ایام ماه مبارک رمضان از دیرباز جزو بهترین روزها برای خیرات و دستگیری از مستمندان بوده است. در این روزها خیلی ها برای کمک به هموطنان مستمند آستین همت را بالا می زنند و اغلب هم تمایلی به خودنمایی ندارند؛ برای مثال آرش برهانی و مجتبی جباری. این دو بازیکن در سالیان اخیر هر گاه ماه مبارک رمضان فرا می رسد، وجهی را در اختیار حجت الاسلام مالک مسئول فرهنگی باشگاه استقلال می گذارند تا برای نیازمندان مواد خوراکی بخرد؛ اتفاقی که طی سال های اخیر حتی در روزهای غیر از ماه مبارک رمضان هم رخ داده است.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
در واقع این دو نفر نذر خودشان را اینگونه ادا می کنند و با توجه به اعتمادی که به حاج آقا مالک دارند، پول را به او می دهند تا او هر طور که صلاح می داند به فقرا برساند. البته جباری و برهانی هرگز مسئله را رسانه ای نکرده اند و حتی درون باشگاه استقلال هم کمتر کسی پیدا می شود که این موضوع را بداند. جالب اینکه برهانی چند مرتبه هم بابت ادای نذر خودش به حاج آقا مالک پول داده بود تا گوشت و مرغ بخرد و بین فقرا تقسیم کند؛ کاری که در طول فصل یکی دو مرتبه انجام می شود. استیلی و کمک به بی سرپرستان انصافا نباید در این مطلب حمید استیلی را هم فراموش کرد. هافبک اسبق تیم ملی که خاطرات بسیار خوشی از او در عرصه بازیگری داریم، در مقام کمک به فقرا هم یکی از چهره های فعال محسوب می شود. استیلی فعالیت های خیرخواهانه اش را در دو مورد متمرکز کرده است؛ یکی کمک به کودکان بی سرپرست و دیگری هم آزاد کردن زندانیان جرایم غیرعمد. البته در اغلب اوقات هم ترجیح می دهد فعالیت هایش مخفیانه باقی بماند.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
استیلی بارها در شیرخوارگاه های مختلف حاضر شده و بازیکنان پرسپولیس یا هر تیم دیگری که هدایت آنها را برعهده داشته نیز همواره برده است. او معمولا هم دست خالی نمی رود و انواع کمک های نقدی و جنسی به این مراکز اهدا می کند. حتی گاهی اوقات برای پسربچه های این مراکز پیراهن تیم ملی و پرسپولیس هم می برد تا دل شان را حسابی شاد کند. استیلی از جمله افرادی است که این خصلت خوب را از دوران بازیگری به همراه دارد. حراج مدال ها در جریان زلزله بم هر کدام از ورزشکاران برای کمک به هموطنان زلزله زده گوشه ای از کار را گرفته بودند اما یکی از آنها واقعا کاری کرد کارستان. چند روز پس از وقوع آن زلزله دلخراش خبری در رسانه ها پخش شد و بازتاب فراوانی پیدا کرد. اصل خبر این بود: هادی ساعی تمام مدال هایش را برای کمک به زلزله زدگان حراج می کند و آنها را به بالاترین قیمت می فروشد. زمان و مکان حراجی هم مشخص شده بود. ساعی تاکید داشت که اصلا اهل شو و نمایش نیست و واقعا می خواهد مدال هایش را بفروشد و پولشان را به زلزله زدگان بدهد.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
ماجرای ساعی نه تنها در بعد داخلی، بلکه در ابعاد بین المللی هم سروصدا به پا کرد و خبرگزاری های بزرگ آن را با آب و تاب فراوان پوشش دادند. سرانجام این حرکت رخ داد و شخص خیّری بالاترین قیمت را پیشنهاد داد و همه را خرید اما پس از پرداخت پول، تمام مدال ها را به خود ساعی برگرداند تا پرافتخارترین ورزشکار ایران در تمام ادوار المپیک، خودش در مورد این یادگاری های باارزش تصمیم بگیرد. حالا بالغ بر یک دهه از آن روز می گذرد اما کاری که ساعی انجام داد همچنان در یاد ما و بسیاری از ورزش دوستان باقی مانده است؛ حرکتی که نشان می داد جان انسان ها و کمک به آنها بسیار بیشتر از مدال هایی که برای هر کدام شان ماه ها رنج و مرارت کشیده شده ارزش دارد و ساعی به خوبی این را ثابت کرد. هنرنمایی جادوگر علی کریمی در فوتبال ما با عنوان جادوگر شناخته می شود؛ فوتبالیستی که حرکاتش گاهی اوقات دودمان خط دفاعی های سرشناسی را بر باد داده و دریبل هایش بازیکنان بزرگی را وادار به تسلیم کرده است اما این چهره فراموش نشدنی فوتبال در امور خیریه و خداپسندانه هم گاهی اوقات کارهایی می کند که همه را به تحسین و تحیر وامی دارد.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
کریمی بدون اینکه کسی متوجه شود، چراغ خاموش حرکت کرده و خرج یکی دو مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست را می دهد. او همه ساله به این اماکن سر می زند و کارهایش را پیش می برد اما آنقدر مراقب است که تاکنون حتی یک عکس هم از حضورش در این اماکن بیرون نیامده است. او تاکید دارد که کارهایش باید در سکوت کامل خبری انجام شود و فقط آن کسی که باید ببیند، متوجه آن شود. اگر به محله مارلیک کرج سر بزنید، حتما افرادی را می بینید که از خوبی ها و کمک های علی کریمی خاطره دارند اما خودش تمایلی به حرف زدن در رابطه با آنها نداشته و به رغم اختلاف نظرهای فراوان با علی دایی، حداقل در این رابطه با او کاملا هم نظر و هم عقیده است چون شهریار هم مثل جادوگر همه کارهای خیریه خودش را پنهان می کند. حیدری و کلینیک اگر قرار باشد در میان اهالی کشتی یک فرد بسیار کم حرف را پیدا کنید، بدون شک اغلب نگاه ها معطوف به علیرضا حیدری خواهد شد؛ قهرمان اسبق جهان که 6 مدال جهانی و المپیک در کارنامه اش ثبت شده و کلی خاطره خوش با او داریم.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
حیدری پیش از پایان دوران ورزشی اش هم ترجیح می داد همینطور کم حرف باقی بماند و سراغ حاشیه ها نرود. او که فقط یک بار اشتباه کرد و در مسابقات جهانی 2007 باکو مسئولیت فنی را پذیرفت، خیلی زود فهمید که از آن طریق به سرمنزل مقصود نمی رسد و پس از مدتی کنار گودنشینی، حالا در مقام نایب رییس فدراسیون انجام وظیفه می کند. کارهای خیر حیدری هم همچون رفتارش در سکوت انجام می شود و خبری از بوق و شیپور نیست. بد نیست بدانید علیرضا حیدری در اطراف شهرستان کاشان یک کلینیک ساخته تا روستاییان برای حل مشکلات پزشکی خودشان مجبور به حضور در شهر و طی طریق فراوان نشوند. البته این کار آنقدر در سکوت انجام شده که شایدتا همین الان هم بسیاری از اهالی منطقه ای که حیدری برایشان درماندگانه ساخته، در جریان موضوع نبوده و نام سازنده آن را ندانند. شاید هم اگر اسم حیدری را بشنوند، او را نشناسند اما نکته مهم اینجاست که این کار نزد آنکه باید گم نشود، فراموش نخواهد شد. البته سایر اهالی کشتی هم کارهای خیریه زیادی انجام داده اند. اهالی جنوب شهر تهران به ویژه ساکنان محله های خزانه بخارایی و میدان شهید هرندی هنوز یادشان نرفته که پس از زلزله دلخراش رودبار و منجیل، اکبر فلاح که یکی از محبوب ترین چهره های ورزشی آن منطقه محسوب می شود، برای جمع آوری کمک برای زلزله زدگان وارد عرصه شد و اتفاقا کمک بسیار قابل ملاحظه ای را هم جمع آوری کرد. فلاح این روزها در استادیوم شهید معتمدی در همان حوالی مناطقی که برشمردیم مشغول مربیگری است و اینطور که شنیده ایم، هنوز هم دست به خیر داشته و دست مستمندان را می گیرد. محسن کاوه، غلامرضا مهدی، علیرضا رضایی و استاد منصور برزگر هم از جمله اهالی کشتی هستند که وصف کمک هایشان به مستمندان و کارهای خیریه شان را بسیار شنیده ایم. همچنین در رابطه با کارهای عام المنفعه حمید سوریان نیز کم نشنیده ایم اما اغلب این افراد ترجیح می دهند هیچ حرفی از آنها در میان نباشد و آنقدر مخفیانه این کارها را می کنند که هر چه گشتیم نتوانستیم مصداق های این موارد را پیدا کرده و برای تان به رشته تحریر درآوریم اما بدون شک خداوند متعال و آنهایی که از این کمک ها برخوردار شده اند، گواهان خوبی برای اثبات ادعای ما هستند. خادم و کودکان بی سرپرست در میان اهالی کشتی اگرچه غالب آنها دوست دارند کمک هایشان مخفیانه و به قول معروف به صورت «هیاتی» باشد اما یکی دو مورد هم بوده که کار سر و شکل سیستماتیک پیدا کرده است. برای مثال در پاییز سال 1383 امیررضا خادم که میهمان برنامه جشن رمضان بود با دیدن عکس کودکان بی سرپرست حاضر در آن برنامه آنقدر تحت تاثیر قرار گرفت که همانجا حضانت مالی چند نفر از آنها را پذیرفت تا به این وسیله بخشی از مالیات انسانی شهرت و ثروت خودش را پرداخت کرده باشد.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
اگرچه امیررضا خادم در آن مقطع نماینده مجلس بود اما همه حاضران در آن مراسم و بینندگان، این کار را از چشم امیر خادم قهرمان جهان و عنواندار المپیک دیدند؛ مردی که در آن مقطع هنوز سروکارش به وزارت ورزش و سرخابی ها نیفتاده بود و به جرأت می توان گفت بسیار محبوب تر از حال حاضر محسوب می شد. جهیزیه، نذر قهرمانی داستان نذر علی انصاریان هم در نوع خودش جالب است. مدافع اسبق استقلال و پرسپولیس یک بار برای کسب عنوان قهرمانی نذر جالبی کرد. در بهار سال 1381 هنگامی که انصاریان در پرسپولیس توپ می زد، این تیم از استقلال عقب افتاده بود و انصاریان نذر کرد اگر سرخوپشان قهرمان لیگ برتر شوند، خودش آستین بالا زده و برای تکمیل جهیزیه دختران چند خانواده مستمند اما آبرودار وارد عمل می شود.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
از قضا پرسپولیس فاتح اولین دوره لیگ برتر شد تا مدافع یارکوب سرخپوشان در روزهای آغازین خرداد ماه آن سال چند مرتبه همراه با مادرش برای ادای نذر خویش راهی بازار شود. بدون شک آن روزها هرگز از یاد فوتبالیست سابق و هنرپیشه کنونی نخواهد رفت چون خاطره بسیار شیرینی برایش رقم خورده است. ... و طارمی اما همه این موارد را نوشتیم تا برسیم به یکی از فوتبالیست های نسل فعلی؛ همان نسلی که عده ای معتقدند اصلا قابل مقایسه با اسلاف خودشان نبوده و خیلی نباید از آنها توقع توجه و معرفت داشت.
مردان گشاده دست و خیّر ورزش ایران
جامعه عوض شده و خیلی ها را هم همگام با خودش عوض کرده است اما با این وجود هنوز هم شاهد آن هستیم که عده ای با تمام وجود برای کمک به فقرا تلاش کرده و به جای خرید ماشین های آخرین مدل و تفریحات آنچنانی در خانه های لوکس شمال تهران به فکر خانواده خود و پیشکسوتان تیم شان هستند. نمونه بارز این ادعا مهدی طارمی است؛ مهاجمی که از جنوب کشور راه پرسپولیس را پیدا کرد اما خودش را گم نکرد. زرق و برق تهران او را وسوسه نکرد تا خانوده اش را فراموش کند. طارمی به محض اینکه به پول خوبی رسید آن را خرج خانواده اش در بوشهر کرد تا ثابت کند یادش نرفته چه کسانی برایش زحمت کشیده اند. از سوی دیگر وقتی بحث حضورش در لیگ کویت هم پیش آمد، صادقانه عنوان کرد می خواهد کاری کند تا با پولی که از حضور در این کشور می گیرد، خانواده اش در رفاه زندگی کنند. او در بهار امسال کار ارزشمند دیگری هم انجام داد و با تاکید بر اینکه مجتبی محرمی را به عنوان یکی از اسطوره های پرسپولیس می شناسد، اتومبیلش را به این چهره ماندگار تقدیم کرد! اگرچه طارمی به لطف هدایتی دوباره صاحب یک ماشین گرانقیمت شد اما نباید کار ارزشمندش را زیر سوال برد چون صادقانه و بدون اینکه بداند قرار است از هدایتی اتومبیل دیگری بگیرد، ماشینش را به محرمی بخشید و این حرکتی است که در فوتبال ما حکم کیمیا را دارد.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code