نگاهی به عملکرد توپخانه رسانه های زرد در ماجرای قطع درختان رشت:
۱۳۹۴/۰۵/۰۷ ۱۱:۰۳ چاپ
[caption id="attachment_3148" align="alignnone" width="170"]بهرنگ تاجبخش * بهرنگ تاجبخش *[/caption] «ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ» سوگند به قلم و آنچه می نویسند. یک: چند روز قبل در یادداشتی که می توانید اینجا بخوانید، از تلاش تیم رسانه ای شهردار رشت برای تطهیر و بازسازی وجهه خدشه دار شده شهرداری خبر دادم. در آن خطوط کوتاه، سعی کردم از پروپاگاندای حامیان آقای شهردار و تلاش بی وقفه گروهی از بهترین خبرنگاران این دیار بگویم که حالا در لباسِ محافظتِ نرم از ساکنینِ طبقه بالایِ «ساختمانِ سفید» درآمده اند: رفقای روزنامه نویس یا همان «بادی گاردهای رسانه ای». ماجرا در ظاهر ساده بود؛ وقتی همه خواب بودند تعداد زیادی از درختان قدیمی خیابان امام خمینی (ره) رشت قطع شد تا بعدا جای آن ها ایستگاه های بی آر تی در بیاید؛ حالا نه به آن سبزی و قشنگی، که بی قواره و زشت و فولادی. پس از آن به رسم تمام اتفاقاتِ این چنینی توپخانه های مخالف و موافق مسلح شدند و جنگی رسانه ای و تمام عیار را آغاز کردند؛ نبردی بی وقفه که جبهه اش پشت دروازه های رشت و سربازان اش از مردمانِ همین ولایت بودند. این میان اما «افکار عمومی» گروگانِ بی پناهی بود که با هر بادِ موافق به جانبی می رفت و بادبادک اش را گم کرده بود. در یادداشتی که ذکرش رفت، هواخواهانِ آقای شهردار به تلاش برای تبرئه ایشان و لاپوشانی ماجرای قطع درختان متهم شدند و در آن جمله های کوتاه فرصتی برای بررسی جبهه رسانه ای مخالفین آقای شهردار پیش نیامد؛ مخالفین آقای شهردار که از همان ابتدا در کارِ ویرانی بودند و هر ساعت بحرانی جدید می آفریدند. دو: اگر بپذیریم مساله ای مانند «قطع درختان رشت» برای افکار عمومی اهمیت زیادی دارد یا دستکم قشر زیادی از جامعه را درگیر خودش می کند، «جهت دهی» به این افکار هم بسیار مهم و تعیین کننده می شود. به عبارت دیگر در دست داشتن سر نخِ بادبادکِ فوق الذکرمی تواند فشار عمومی مضاعفی را به مسبب این جریان –به طور مشخص شهردار رشت- وارد کند یا بر خلاف آن سبب تطهیر گروه دیگری از بازیگران عرصه سیاست عمومی شود - اینجا اعضای خاصی از شورا که از هر فرصتی برای به زیر کشیدن جبهه مقابل استفاده می کنند-. اما زاویه دیدِ مردم به مسایل ریز و درشتِ شهری را چه کسانی تنظیم می کنند؟ اگر قبول کنیم تمام افراد جامعه سهم و تاثیر برابری در جهت دادن به افکار عمومی ندارند، به این نقطه می رسیم که سیاست مداران و افراد بانفوذ در حوزه عمومی معماران اندیشه و نوع تفکر مردم یک جامعه هستند؛ آن ها که صاحبانِ واقعی رسانه اند و «خبرنگار» را چون متاعی گران بها می خرند و می فروشند. سه: «جنجال»، «زیر میز زدن»، «تخریب» و ... الفبای کار رسانه ای در نشریات زرد است و جنس آن ها با «فلان بازیگر در کدام مهمانی دستگیر شد»؟ تفاوت چندانی ندارد. این نشریات که نتیجه منطقی همان خرید و فروش های غیر مسوولانه اند، با ژستِ مبتذلِ «پُشتِ مردم بودن»مال تقلبی را به نام اصل می فروشند و به خورد مخاطب می دهند. خبرنگارانِ شاغل در این رسانه ها –چه قدر واژه ها از معنا تهی شده اند- مُدام به مردم گوشزد می کنند که اصل ماجرا چیز دیگری ست و «حواس ات را جمع کن آقای مخاطب! توطئه ای در کار است». همین چند روز پیش که ماجرای درختانِ از ته تراشیده تیترِ یک نشریات و سایت های خبری بود، هجمه های بی امانِ اعضای خاصِ شورا و انعکاس شان در همین رسانه های رنگارنگ، جنجال بزرگی درست کرد و خیلی ها به واسطه آن بر طبلِ بی کفایتی شهردار کوبیدند؛ همان ها که فراموش شان شده درخت های پروژه زیر گذر خیابان شهید رجایی را چه کسی به مسلخ برد و حالا پیکانِ تیزِ انتقادهایش را به کدام سمت نشانه رفته است. بر فرض هم که چند عضو شورا با قطع درختان مخالف بوده اند؛ چه اهمیتی دارد؟ نباید فراموش کرد که اینجا با یک هویت حقوقی به نام «شورای اسلامی شهر رشت» طرفیم و نظر تک تک اعضای آن اصلا وجاهت قانونی ندارد. آن چیز که مشخص است، خروجی شورا به نفع قطع درختان بوده و حالا باید مسوولیت اش را قبول کند. چهار: من با قطع درختان به نفع پروژه ای که هنوز سر و ته اش معلوم نیست مخالفم؛ دستکم تا زمانی که دلایل قابل قبولی برای آن ارایه شود. این میان اما به عنوان یک شهروندِ بازیگوش اعضای خاص شورای شهرم را به چالشِ «پاسخ به پرسش بنیادی» دعوت می کنم: شما که با تجهیز و مدیریتِ رسانه های زرد، مردم تان را به عنوان بازار و کالا قلمداد می کردید و «تخریب به هر قیمتی» را بر اعتبار، دقت و وجوه اخلاقی مقدم می دانستید، چه شد که نگرانِ غربتِ درختان شدید... *روزنامه نگار
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code