در نقد «منتقدان» مدیریت شهری آستانه اشرفیه
چاپ
مرتضی گلشاهی22 گیل نگاه/مرتضی گلشاهی حکایت شهر ما هم شده مصداق این ضرب المثل قدیمی «هر که نامخت از گذشت روزگار؛ هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار».  بگذریم، چند سال پیش که یک روزنامه نگار جوان و فعال بودم به دلیل علاقه شخصی پرونده ای تحت عنوان چرایی عدم توسعه یافتگی گیلان برای خود گشودم. در همین زمینه با برخی از اساتید، صاحب نظران، مدیران، کار شناسان مرتبط دولتی، فعالین بخش خصوصی و... گفتگو و مباحثه کردم. بخشی از این گفتگو ها نیز در قالب چندین یادداشت، گفتگو و گزارش در نشریات و رسانه های مختلف منتشر شد. به یاد دارم یکی از اساتید برجسته در گفتگویی در همین زمینه جمله حکیمانه ای اظهار داشت «هرکسی با ادعایش آزموده می شود» از آن ایام سال ها می گذرد. اما دل مشغولی و دغدغه بنده همچنان ادامه دارد. البته این دل مشغولی بنا به اقتضای زمان گاهی سمت و سوی کلان و ملی به خود می گیرد و گاه منطقه ای و استانی و گاه هم محلی. و این نوشته من نیز در راستای دل مشغولی های محلی بنده می باشد. در چند ماه اخیر شلم شوربایی در شهر آستانه به پا شده است. برخی از شهروندان که عموماً در سیستم اداری دولتی و عمومی اشتغال دارند و خود را کار شناس و متخصص در امور می خوانند با بیان اینکه دلشان برای شهرشان می تپد به ماجرا از آنجا شروع شد که شورای شهر فعلی به دلیل عدم اجرای برخی مصوباتش (البته این مصوبات تاییدیه کمیته انطباق فرمانداری و نهادهای فرادست مرتبط را داشته است) توسط شهردار قبلی، ایشان را استیضاح و عزل نموده و یکی از فرزندان متخصص و با تجربه درعرصه مدیریت شهری این شهر را به عنوان شهردار انتخاب کردند. انتخاب دکتر سلیمانی و اقدامات و عملکرد وی در راستای توسعه شهری آستانه در چند ماه اخیر و نیز اجرای مصوبات قانونی بر زمین مانده شورای شهر سبب شده تا چالش های مختلفی در شهر آستانه به پا شود. برخی به اصطلاح منتقدین مطابق عادات دیرینه‏ شان با بهانه‏ های نخ نما شده و انواع روش‏های فریبکارانه در جهت تخریب شهردار فعلی فعال شوند و تلاش کنند تا افکار عمومی را در راستای اهداف خود جهت دهی کنند. روحیات هوچی‏گرایانه اینان در گذر قریب ۳ دهه، بیش از پیش برای مردم افشاء شده است. تخصص اینان سپید را سیاه نشان دادن و به نمایش گذاشتن سیاهی به جای سپیدی است. بهانه بنده برای نوشتن این یادداشت نیز نوشته ای است که در چند روز اخیرتوسط یکی از این منتقدین منتشر شد. نوشته ای که در آن هیچ نقد علمی و فنی مشاهده نمی شود و ادامه همان روش های نخ نما شده است و این شد که به یاد آن جمله حکیمانه افتادم. «هر کسی با ادعایش آزموده می شود.» این گزاره حکیمانه در فضای ۳۰ سال اخیر شهر آستانه کاربرد بسیار داشته است. توسعه شهر آستانه، ایجاد رفاه شهری و عدالت اجتماعی، اعتماد به جوانان و متخصصین و تحصیل کرده های شهرمان در مدیریت شهری، برنامه ریزی شهری، و.... از جمله مواردی هستند که مدعیان خود در دام ادعایشان افتاند و تناقضاتشان آشکار شده است. البته هدف بنده در این یادداشت بازخوانی انتقادی و تحلیل تناقض های رفتاری و اعتقادی مدعیان نیست. اما واقعیت این است که تمامی مشکلات و آنچه که در مجموع عقب ماندگی و توسعه نیافتگی شهرمان نام گرفته است، ریشه های تاریخی و فرهنگی دارند و رفع آن ها هم بدون مراجعه به ریشه های تاریخی و فرهنگی و شناخت دقیق آن ها تقریبا غیر ممکن است. فرهنگ شهری و شهروندی و مدیریت شهری ۳۰ ساله اخیر آستانه اشرفیه ویژگی خاصی دارد. اهرمهایی که در شهرهای در حال توسعه همجوار نقش غیر قابل انکاری در توسعه شهری ایفا می کنند، در شهر کوچک و سنتی آستانه به چشم نمی خورند. و در عوض اهرمهایی که در توسعه نیافتگی و عقب ماندگی نقش دارند در شهرمان به چشم می خورند. عوام زدگی و عوام گرایی و هوچی گری و سپید را سیاه نشان دادن و به نمایش گذاشتن سیاهی به جای سپیدی توسط کسانی که خود را عالم و کار شناس برمی شمرند، مهم ترین عامل توسعه نیافتگی شهرمان است. عوام زدگی و عوام فریبی یک بیماری رقت بار، اندیشه کش و نخبه کش است. به تعبیر شهید مرتضی مطهری عوام زدگی از سیل زدگی، زلزله زدگی، مار و عقرب زدگی بالا تر است. (۱) اگر کمی انصاف داشته باشیم شهرمان را کارگاه عمرانی بزرگی می بینیم که ده ها پروژه عمرانی و توسعه ایی و عام المنفعه در نقاط مختلف آن توسط مدیریت شهری در حال اجرا است. دکتر سلیمانی در همین چند ماه اخیر نشان داده که با پشتوانه سال ها تجربه و تخصص، بر مسایل و مشکلات شهری و پتانسیل های توسعه ای شهر آستانه اشراف دارد و با برنامه ای مدون و کار شناسی شده فعالیت خود را آغاز کرده است و قطعاً در این مسیر خود را نیازمند حمایت و مشارکت و هم دلی و همراهی و همچنین نقد های منصفانه و نظرات کار شناسانه شهروندان و صاحب نظران می داند. واقعیت این است که برای ساختن مدینه فاضله و شهر توسعه یافته راهی جز تعلیم و مشارکت و همراهی عمومی نیست. به یاد داشته باشیم که تاریخ معلم انسان هاست، تاریخ بستر تجربیات موفق و ناموفق پیشینیان و محل بروز و ظهور پیچیدگی های فردی و اجتماعی آدمیان است، هر مقطع تاریخی همچنان که برای مقطع زمانی پس از خود یک تجربه گذشته است، برای مقطع زمانی پیش از خود یک آینده و تا حدود زیادی قابل پیش بینی. اعمال، رفتار و گفتار امروز ما مطمناً در سرنوشت و آینده ما تاثیر گذار است. اساساً آینده ما تابع اعمال، رفتار و گفتار امروز ماست. همانطور که امروز ما تابع. اعمال، رفتار و گفتار دیروز ماست. این جهان کوه است و فعل و ما ندا سوی ما آید ندا ها را صدا. (مولوی) تجربه نشان می دهد که از این درخت (عوام زدگی و عوام فریبی، سیاه نمایی و سپید را سیاه نشان دادن) میوه توسعه و رفاه به بار نمی آید. برای نیل به توسعه شهری و رفاه اجتماعی، چشم ها و واژه ها را باید شست جور دیگر باید دید. * (۱) مجموعه آثار شهید مطهری ج ۲۴ ص499 گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تأیید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code