از ریاست بیمارستان پورسینا تا تالیفات فرهنگی
۱۳۹۵/۰۶/۰۱ ۱۱:۲۷ چاپ
گیل نگاه:پزشکی از ضروری ترین مشاغل هرجامعه است که اگرچه با ورود دانش غربی احیا شده است اما همیشه پزشکان بومی ایفاگر آن بوده اند. در سالروز بزرگداشت بوعلی سینا، پزشک قرن چهارم ایران یادی از یک پزشک گیلانی کردیم که علاوه بر تبحر در رشته تحصیلی خود، از نویسندگان و پژوهشگران استان بود و تا اواخر عمر، در تاریخ و فرهنگ پزشکی قلم زد. دکتر سید حسن تائب، اولین نایب رئیس هیأت مدیریه نظام پزشکی رشت بود و نخستین مطب پزشکی را در راسته حاجی آباد این شهر افتتاح کرد؛ گذری که اولین بیمارستان رشت یعنی «بیمارستان سید علی آقا مقیمی» درآن تاسیس شده بود. مطب دکتر تائب هنوز در این خیابان پابرجاست با این تفاوت که بالای تابلوی مطب، تابلوی یادبود دکتر تائب نصب شده است. دکتر جز آنکه پزشکی با اخلاق و رئوف بود؛ پژوهش ها، تألیفات و مقالاتی در حوزه تاریخ پزشکی و بیمارستان های رشت و همچنین گیاهان دارویی گیلان دارد. تاریخچه بیمارستان های رشت از مشروطه تا 1357 پزشکی دکتر تائب یک بعد و حرفه فرهنگی بعد دیگر شخصیت وی بود. مهم ترین اثر وی «بیمارستان های رشت از مشروطه تا 1357» است. دکتر تائب بعد از بازنشستگی و واقعه حریق در بخش داخلی بیمارستان پورسینا، به این فکر افتاد که با استفاده از اطلاعات بازنشستگان بیمارستان و افراد باقیمانده، تاریخچه بیمارستان و پزشکان قدیمی ترین بیمارستان گیلان را گردآوری کند. بیمارستان پورسینای رشت، در شرایط جنگ زده و آشفته گیلان، در سال 1301 خورشیدی تأسیس شد. ساخت این بیمارستان تاریخچه خواندنی دارد؛ عده ای خیر و روشنفکر با شیوع انواع بیماری در شرایط جنگی آن روز تصمیم می گیرند با برپایی نمایش و و فروش بلیت، هزینه اولیه ساخت بیمارستان را در «صحرای ناصریه» تهیه کنند. پزشک قدیمی ترین بیمارستان رشت دکتر تائب در طول زندگی خود، رابطه ضد و نقیضی با بیمارستان پورسینا داشت. روزگار به گونه ای گذشت که او را به ریاست بیمارستان پورسینا کشاند و سرآخر هم تاریخچه این بیمارستان را خود نگاشت. براساس یادداشت های وی، در کتاب «بیمارستان های رشت» از نزدیک شدن به محوطه بیمارستان اکراه داشت و این ترس ریشه در دوره نوجوانی اش داشت: «ما در محله چله خانه رشت سکونت داشتیم. و این واقعه که می نویسم هفته ای حداقل یکی دوبار تکرار می شد. پدرم که معلم بود، صبح ها هنگام رفتن به مدرسه، به مادرم دستور می داد یک ظرف فرنی یا آش سبزی تهیه کند. در برگشت از مدرسه آن غذا را در ظروف کوچکی می ریخت و در زنبیل می نهاد و به دستم می داد و من همراه پدر به بیمارستان پورسینا می رفتم. اکثر چند بیمار رانده شده از بیمارستان و یا بستری نشده به علت غیر قابل علاج بودن و یا نداشتن تخت خالی، پای پرچین «باغِ حسین اف» ضلع غربی بیمارستان با قیافه هایی نومید و درد آلود روی حصیر پاره و یا پلاسی مندرس دراز کشیده بودند. پدرم با مهربانی و غذرخواهی غذا را به دستشان می داد و به منزل بر می گشت. من وظیفه داشتم آنجا بمانم و بعد از خوردن غذا، ظرف ها را جمع کنم و به خانه برگردم. آن روزها نوجوانی بودم مانند همه نوجوان ها تنها به فکر موی و روی بودم، قداست و لذت این کار برای من معنا و مفهومی نداشت. آن دقایق اکثر با دلهره و شکنجه می گذشت. ثانیه ها به اندازه سال ها می گذشت و آن قیافه های مسخ شده مدت ها ذهنم را مشغول می کرد و همین باعث ترس و تنفر من از بیمارستان پورسینا شده بود.» ولی سرنوشت موجب شد دکتر تائب 24سال، در سال های 1331 تا 1355 در کسوت پزشک در بیمارستان پورسینا خدمت کند. عضو تحریریه ره آوردگیل و گیله وا دکتر تائب عضو انجمن مهروزان گیل بود. همچنین وی از اعضای تحریریه و شورای دبیران ماهنامه های «ره آوردگیل» و «گیلان ما» هم بود. سردبیر فعلی ماهنامه ره آوردگیل درباره فعالیت های قلمی این پزشک گیلانی می گوید: دکتر تائب اطلاعات جامع و خوبی در حوزه طبابت سنتی و گیاهان دارویی داشت و مقالاتی هم در همین زمینه در ره آوردگیل نوشته است. «هوشنگ عباسی» می افزاید: شادروان تائب، در طب سنتی بسیار صاحب نام بود. تألیف واژه نامه طب سنتی نشانگر تسلط وی در این حرفه بود. همچنین وی گیاهان دارویی به خصوص گیاهان دارویی منطقه گیلان را به خوبی می شناخت. اما مقالات پزشکی دکتر تائب مختص ماهنامه ره آوردگیل نمی شد و یادداشت های پزشکی وی در نشریات دیگری چون «گیله وا» و «کادح» نیز منتشر می شد.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code