رضا بژکولرضا بژکول * آزاد اندیشان کسانی هستند که تمایل دارند از ذهن خود بدون پیش داوری و بدون ترس از فهمیدن چیزهایی که ممکن است با عقاید، باورها و یا رسومشان جور نباشد، استفاده کنند. این حالت، در همه انسان ها مشترک نیست ولی برای صحیح اندیشیدن لازم است. در صورتی که آزاد اندیشی وجود نداشته باشد، بحث کردن بی فایده خواهد بود (لئوتولستوی) آزاد اندیشی به معنی گسستن از تعلقات نیست بلکه یک امر اجتماعی است، آزادی بیان آزاد اندیشی نیست بلکه آزادی در بیان اندیشه است، چنانچه جریان اندیشه و تفکر درون ما متجلی شود اما آن را بیان نکنیم هیچ کس بر آن واقف نمی شود، وقتی بیان نشود متروک مانده وپوسیده می شود، نیازی هم نیست که کسی توصیه و یا امر کند که در اندیشه تان و درون تان آزاد باشید، چه کسی جرات محدود کردن و یا بسته نگه داشتن اندیشه را دارد؟ کسانی که اندیشه خود را در حصار تنگی محفوظ می کنند و اجازه بروز نمی دهند تا مبادا دیگران از آن بهره برده و یا نقد کنند. در چنین شرایطی است که فضای غیردموکراتیک ایجاد می شود و در نهایت اندیشه به محاق کشیده می شود، محدودیت در آزادی بیان، کشیدن حصارهای پی در پی بر اندیشه است که نگذارند تا آن را ابراز کند و وقتی ابراز نشود به پژمردن اندیشه منتهی می شود، مانند اینکه برای سلامتی اندام خود مجال پیدا نکنیم ورزش و تحرک داشته باشیم، به تدریج از کار می افتد و جسم فلج می شود، وقتی اندیشه مسخ شود زمینه حضور تفکرات بسته به منصه ظهور می رسد. آزاداندیشی امری کاملا فردی و انتزاعی است و هیچ ارتباطی با ساختارهای عینی و یا باز بودن گفتگوی جمعی ندارد، به عبارتی آزاد اندیشی ارتباط مستقیم با دموکراسی ندارد. آزاداندیشی با توصیه این و آن اتفاق نمی افتد، بلکه با بسط آگاهی و شناخت نسبت به حصارهای تنگی که اندیشه را در خود دارد ظهور می کند، با باورهای کافی و مهارت های لازم، مهارت گریختن از حصار تنگ را می آموزد. اندیشه هیچ گاه باز نمی ایستد، سکون اندیشه یعنی مرگ اندیشه، ذهن بی پرسشگر نمی اندیشد و تفکر در او شکل نمی گیرد، پرسش نشان پارسایی تفکر است و در اثر پرسش، افق های تازه ای به روی انسان گشوده می شود که اگر پرسش نباشد، این افق ها پیوسته مسدود خواهد بود. از درون هر پرسشی، نوری می درخشد که تفکر انسان را از سرگردانی وگمگشتگی رهایی می بخشد و وقتی شکل نگرفت راه خروج از بن بست را نمی تواند پیدا کند، آگاهی و اندیشه راه خروجی را به آدمی می نمایاند و به درست اندیشیدن سوق می دهد. یکی از موانع اصلی در بسط اندیشه حب و بغض ها، دشمنی ها، ناخوشایندها، حسادت ها، ترس از روبرو شدن با نگاه های جدید و ضعف در روان شناختی هر فردی است که سبب بسته شدن فضای گفتمان و بسط اندیشه های جدید می شود. اندیشه آزاد تنها به یک چیز مقید و وفادار است و آن هم چارچوب ها ی منطقی برای درست اندیشیدن است، نباید و نمی توان از زیر چتر منطق و قواعد درست اندیشیدن بیرون آمد در غیر این صورت پای اندیشه را خالی کرده ایم درحالی که آزاداندیشی یک راه و ابزاری است که انسان را به حقیقت و شناخت می رساند. به قول فیلسوف ایران باستان بانو ورتا «آزادی تعارف نیست، آزادی نیاز زندگی است.» *دانش آموخته علوم سیاسی  گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code