شاخص‌های فرهنگ عمومی توسعه در گفت وگو با رییس مرکز آموزش مدیریت دولتی کشور:
۱۳۹۴/۰۵/۲۱ ۲۲:۲۸ چاپ
اختصاصی گیل نگاه/مریم صابری :maryamsaberi2 رئیس مرکز آموزش مدیریت دولتی کشور یکی از مشکلات سال های اخیر در حوزه نقد رفتار نمایندگان پارلمان های محلی، مجلس و دولت ها را ریشه در رفتار شهروندان می داند، آنجا که شهروندان پس از رأی و انتخاب نمایندگان مورد نظر به گوشه ای ای رفته و عموماً به تماشاگر صرف تبدیل می شوند. دکتر اسماعیل ملک اخلاق در گفت وگو با گیل نگاه از منظر توسعه به برشمردن ویژگی های فرهنگ عمومی آن پرداخت و شهر رشت را فاقد برخی از شاخصه های مهم در مدیریت شهری در دستیابی به توسعه پایدار دانست. به زعم رئیس مرکز آموزش مدیریت دولتی کشور، شهروندان رشت برای بهبود اوضاع باید از رویه فعلی اجتناب ورزیده و همچنین برای کاهش چالش ها از نگاه کنترلی و نفوذ حداکثری اعضای شورا بر شهردار پرهیز نمایند. چه آنکه، در رفتارها و فرایندهای جمعی امکان کنترل کامل افراد ممکن نیست و در نهایت منجر به شکست می شود. گفت وگو با این دانش آموخته دکترای مدیریت استراتژیک و عضو هیات علمی دانشگاه گیلان درباره مشکلاتی که برای تعامل در یک مجموعه وجود دارد را در ادامه بخوانید:    آقای دکتر گفته می شود برای دستیابی به توسعه باید در مدیریت مجموعه مورد نظر ثبات وجود داشته باشد. اما برای ثبات یک جامعه، افراد یک سیستم باید بتوانند با وجود مخالفت یکدیگر، به تعامل برسند. چرا چنین مختصات منطقی در حال حاضر در رشت وجود ندارد؟ برای توسعه الزاماتی وجود دارد. یکی از این الزامات وجود فرهنگ عمومی توسعه است. این فرهنگ از سوی دولت شکل می گیرد. فرهنگ توسعه تمام ابعاد جامعه را احاطه می کند و تبدیل به فرهنگ جاری می شود که همه با آن آشنا هستند. این فرهنگ عمومی در نهادهایی مانند خانواده و مدرسه آموزش داده می شود. این آشنایی به شناخت چارچوب، ساختارها و مدیریت آن در آینده کمک می کند. یکی از این ساختارهای مهم پذیرش رقابت پذیری است. توسعه مقوله ای نیست که وقتی کشورها به آن دست پیدا کردند همان مرحله متوقف شوند و در جا بزنند. در تمام ملل توسعه یافته کشورهایی که در حال پیشرفت هستند از سوی یکدیگر رصد می شوند. چین آمریکا را رصد می کند و اروپا آمریکا را. و حتی کشوری همچون ایالات متحده آمریکا که پیشتاز توسعه است به این کار تمایل دارد.    آیا چنین رویه ای در شهر رشت وجود دارد؟ رصدگری توسعه، یک فرهنگ است. این رصدگری سبب خواهد شد تا افراد در کنار یکدیگر قرار گیرند. اما شرایط شهر ما نشان می دهد که متاسفانه فرهنگ رصدگری توسعه در رشت پایین است.    کنش ها و رفتار جمعی چه ظرفیت های انسانی در جامعه ایجاد می کند؟ یا اساساً عملکرد ما در این موقعیت با چه ابزارهایی ارزیابی می شود؟ نکته مهم در فرهنگ عمومی توسعه توانایی کار گروهی و دسته جمعی است. متاسفانه ما در انجام کار گروهی ضعیف هستیم و هنوز برای توسعه به دنبال قهرمان می گردیم. در صورتی که اگر به دنبال گروه سازی باشیم مسائل حل می شود. باید بدانیم که توسعه نتیجه همکاری گروهی و دسته جمعی است. اما متاسفانه این مسئله برای ما جا نیافتاده است. اگر نگاهی به اتفاقات شهر خودمان داشته باشیم می بینیم که در مورد مسائل شهری، شهرداری و شوراها هنوز به دنبال نفوذ حداکثری بر روی هم هستند تا به دنبال کار تیمی باشند و هنوز افراد مهم تر از سیستم محسوب می شوند.   در این بین شهروندان و نخبگان می توانند چه تاثیری داشته باشند؟ برای شهروندان باید رؤیایی از یک شهر خوب و آرمانی وجود داشته باشد. این تصویر باید در ذهن همه شهروندان به وجود آید. چون می تواند در شهروندان رغبت و امید ایجاد کند. در واقع این همان تصویری است که می تواند تمایل به حرکت و اثر پذیری در مسیر توسعه را در فرد ایجاد کند. شهروندان باید در طرح های توسعه مشارکت داشته باشند و بحث های کارشناسی را دنبال کنند. همه باید از سیاسی کاری پرهیز کنیم و بدنبال مباحث عینی و ترقی خواهانه باشیم. در کار سیستمی قدرت خلاقیت و نوآوری نکته بسیار مهمی محسوب می شود. البته قدرت خلاقیت بالاتر از نوآوری است. لازمه آن این است که بدانیم ما چه شهر رؤیایی و ایده آلی در نظر داریم. خلاقیتی که منجر به ایجاد این آرمان می شود باعث افزایش تلاش ها می شود. بعد از آن فرهنگ سرعت تغییرات و نوآوری با اهمیت دانسته می شود. البته ما نیاز به مجموعه کارهای علمی و تخصصی داریم. نماد شهرهایی که خوب حرکت کردند قدرت تغییرات و تحولاتی است که در داخل شهر وجود دارد. می گویند اگر پس از 20 سال از یک خیابان عبور کردید و آن خیابان هیچ تغییری نکرده بود نشان دهنده این است که شهروندانش از قدرت خلاقیت پایینی برخودار هستند.    روابط میان شهروندان و مدیریت شهری چطور می تواند در این بین تنظیم شود که تأثیر گذار باشد؟ یکی از موضوعات مهم در این بین اعتماد میان شهروندان و مدیران شهری است. این رابطه باید نزدیک باشد. مدیریت شهری باید صدای شهروندانش باشد. شهروندان مطالبات خودشان را مطرح می کنند و می خواهند آن را در عملکرد مدیریت شهری ببینند. مدیریت شهری گزارش عملکرد می دهد و از این طریق می تواند این اعتماد شکل بگیرد. شهروندان علاقمند به مدیریت شهری هستند و این امر می تواند قدرت همکاری دسته جمعی را خلق کند. اما چیزی که اکنون دیده می شود رفتار قدرت طلبانه است. برخی در راستای منافع فردی خودشان و نه منافع جامعه عمل می کنند. در حالی که ما باید به دنبال یک شهر ایده آل با استاندارهای بالا و شهروند خوب باشیم. البته بخشی از این مشکلات می تواند توسط مدیریت عالی استان با مدیریت همسوکننده سازماندهی شود.    شهروندان چگونه می توانند در این فرایند توسعه مشارکت داشته باشند؟ البته یکی از مشکلاتی که درجامعه ما وجود دارد رفتار شهروندان پس از انتخابات است. شهروندان بعد از مشارکت در انتخابات از تمام مسائل فاصله می گیرند و افراد منتخب نیز براساس دید خودشان عمل می کنند. اما در یک شهر ایده آل طبیعتاً شهروندان از این رفتار فاصله نمی گیرند. متاسفانه درحال حاضر مکانیزم های لازم برای استفاده از نظرات نخبگان وجود ندارد که باید آن را به وجود آوریم تا صدای جامعه به خصوص نخبگان شنیده شود و تعامل به وجود آید. در این تعامل طبیعتاً نقد و بیان مشکلات و همراهی ها نمی تواند درجای خود وجود داشته باشد. به نظرم بخشی از این مسئله می تواند توسط رسانه ها شکل بگیرد.  
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code