نقدی بر موضع‌گیری‌های عجیب نسبت به تیتر یک هفته‌نامه در گیلان؛
چاپ
گیل نگاه/فاطمه صابری: «راه نما» ماهنامه مطالعات سیاسی که نخستین نشریه تخصصی مطالعات تروریسم است در شماره 12 خود با «توحید قریشی» از ایرانیان پیوسته به داعش گفت وگو کرده است. موضوعی که این مصاحبه را برای مردم گیلان جذاب می کند محل تولد قریشی است که خود را اهل روستای «شلقون تالش» معرفی کرده است. قریشی در این مصاحبه گفته است که پیش از پیوستن به داعش امام جمعه روستای شلقون بوده. او در گفت وگو با خبرنگاران این ماهنامه که درصدد واکاوی چرایی پیوستن جوانانی مانند او به داعش هستند به نکات مختلفی اشاره می کند که مهم ترین آن باور شعارهای این گروه تروریستی درباره تشکیل حکومت اسلامی است. داستان قریشی نه مربوط به ماه های گذشته که سال 92 است و تاریخ انتشار مجله هم مربوط به اردیبهشت ماه گذشته است. این مصاحبه به دلیل جذابیت های مختلف در برخی پایگاه های خبری کشور ازجمله چند سایت گیلانی  بازنشر شد. دراین بین هفته نامه ی نوپای «جوانان دیار میرزا» که حاصل تلاش تحریریه پایگاه خبری و تحلیلی «دیارمیرزا» از رسانه های خوب و قدیمی گیلان است هم 24 شهریورماه به «بازنشر» این مصاحبه عین متن منتشرشده در ماهنامه راه نما پرداخت و تنها با توجه به برخی اصول خبرنویسی مانند «دربرگیری و شگفتی» برای جذاب تر شدن موضوع تیتر از «تالش تا داعش» را برای این گفت وگوی بازنشری انتخاب کرد. حدود یک هفته بعدازانتشار این نشریه و درحالی که شماره ششم این هفته نامه در حال اتمام بود ناگهان موج عجیبی با ترجیع بند «توهین به قوم تالش از سوی یک هفته نامه» آغاز شد. جریان سازی ماجرا به طور هم زمان از یک سایت نه چندان خوش نام و چند سایت نوپا و فاقد مجوز رسمی فعالیت و چند گروه بی نام ونشان تلگرامی شروع شد. زمانی کوتاه لازم بود تا این موضوع هم مانند رویه غالب کاربران شبکه های اجتماعی در ایران بدون بررسی و توجه به محتوا و اصل مطلب یک مصاحبه طولانی بیش از 2800 کلمه ای اصطلاحا «داغ» شود. در موارد متعدد مشابه که یک گروه قومی نسبت به آنچه توهین به خود می دانند واکنش نشان می دهند و اقوام دیگر شروع به نقد نوع مواجه آنها با موضوع می کنند اما وقتی نوبت به خودشان می رسد راحت ترین کار ممکن در این مواقع از سوی اغلب کاربران شبکه های اجتماعی هم اشتراک گذاشتن با کَپشن وامصیبتا، توهین آشکار و درخواست برخورد قضایی و حتی انواع برخوردهای شخصی و تهدید کارکنان نشریه فوق بود. این همه در حالی بود که از اساس موضوع ارتباطی به قومیت نداشت و بحث تفکر و عقیده تغییر کرده یک فرد در میان بود که می توانست متولد هر جای گیلان و جهان باشد. ساعاتی بعد گروه های محفلی که در قالب پایگاه های خبری فعالیت می کنند وارد میدان شدند و درصدد حساس کردن موضوع برای ساکنان این منطقه برآمدند. موضوعی که بدون توجه آن ها به ابعاد امنیتی و اجتماعی و تبعات بعضا غیرقابل کنترل فضای ایجاد شده صورت گرفت، آنها با خبرسازی و هیجانی کردن فضا و البته با مقاصد سیاسی به سراغ چهره های مخالف مدیرمسئول هفته نامه «امیر محمدپور» که مدیرکل کتابخانه های عمومی گیلان هم بود رفتند. گزینه بعدی نماینده نزدیک (و دایی) محمدپور، غلامعلی جعفرزاده نماینده حامی دولت در مجلس بود. چند مخالف شناخته شده محمدپور و جعفرزاده که طی حدود سه سال گذشته به طرز عجیبی از هر فرصتی برای تخطئه هم استفاده کرده اند با خبرسازی، موعد انتقام را مناسب تشخیص دادند. مخالفتی که روشن ترین وجه آن برای افکار عمومی یک انتصاب فامیلی حدود سه سال قبل در گیلان بود. موضوعی که نه اولین بار اتفاق افتاد و نه آخرین بار خواهد بود. قصه تلخ مصائب رسانه های محلی خبرسازی ها و ایجاد حساسیت بین قوم تالش و یه عبارت دیگر گیلانیان تالش زبان کار را به جایی رساند که تمام دست اندرکاران نشریه رسما عذرخواهی خود را درباره تیتری که برای عده ای سوءتفاهم ایجاد کرده بود اعلام کردند(اینجا بخوانید). این اما برای آن هایی که قصدشان نوعی انتقام شخصی و غبارآلود کردن فضا بود کافی به نظر نمی آمد و آن ها همچنان کینه توزانه و برخلاف اصول حرفه ای روزنامه نگاری و اخلاق صنفی بر آتش اختلاف می دمیدند. در این بین هم سکوت عجیبی در رسانه های استانی دیده می شد. اگرچه از به ظاهر رسانه هایی که عمدتا با یک نفر اداره می شوند و به وبلاگ شباهت دارند انتظاری وجود ندارد تا مصائب و مشکلات اداره چندساله یک رسانه با چندین پرسنل و نیرو و تبعات تعطیلی آن را درک کنند اما سکوت عجیب برخی مدعیان حقوق صنفی اهالی رسانه و مطبوعات و مدافعان آزادی مطبوعات سوال برانگیز بود. برکناری فقط به خاطر یک تیتر سوم مهرماه علیرضا مختارپور دبیر کل نهاد کتابخانه های عمومی کشور هم در تصمیمی عجیب محمدپور را از سمتش برکنار کرد و برای این نهاد فرهنگی سرپرست تعیین کرد.(اینجا بخوانید) مخالفانی که در عدد کم شمار اما در ایجاد هیاهو و سروصدا خود را پرتعداد نشان می دادند شاید انتظار این تصمیم را نداشتند چون بعداز آن بازهم با انتشار متن های مختلف عطش خود را برای انتقام جویی بیشتر نشان دادند و خواستار برخورد قضایی و توقیف این نشریه شدند آن هم به خاطر انتخاب تیتری که تنها نشان دهنده خاستگاه یک فرد ملحق شده به یک گروه تروریستی است . یک دفاع صنفی درباره این موضوع می توان به چند نکته اشاره کرد اما قبل از آن لازم است گفته شود که این تنها یک دفاع صنفی است . اگرچه تاکنون امیر محمدپور را از نزدیک ندیده ام و از دیگر عوامل هفته نامه دیارمیرزا هم شناخت چندانی ندارم اما حدود سه سال گذشته تقریبا هرروز عملکرد همکاران مجموعه تحت مدیریت محمدپور را در سایت «دیار میرزا» از نزدیک پیگیری کرده و دیده ام که آن ها به دنبال تخطئه و جریان سازی علیه یک قوم نبوده و نیستند. هرچند من هم درگذشته یکی از مخالفان انتصاب امیرمحمدپور به سمت مدیرکلی کتابخانه ها به دلیل شائبه دخالت فامیلی بودم اما گذشت زمان ثابت کرد عملکرد محمدپورهرگز ضعیف تر از هیچ یک از مدیران کل باتجربه،مُسن و غیر فامیل در گیلان نبود و او در زمان حضورش در این پست توانست موفقیت های خوبی در زمینه کاری به دست آورد که نگاهی به بایگانی اخبار مرتبط با این نهاد در رسانه ها و پرس و جو از افراد و سازمان های مرتبط با این نهاد گواه این مساله است. از «بی تقوایی» تا جوزدگی و سیاسی بازی می توان قاطعانه گفت بسیاری از افرادی که طی یک هفته گذشته درباره «تیتر» یک مطلب بلند به قضاوت نشسته اند هرگز زحمت مطالعه ی متن مصاحبه را به خود نداده اند و تنها بر اساس سطح ماجرا و تهییج افراد مغرض رای و نظر خود را علنی کرده اند. در بینشان هم افرادی حضور دارند که فراوان مردم را دعوت به تقوا و دوری از گناه می کنند. از برخی نزدیکان فرماندار  یکی از شهرستان های غرب گیلان تا برخی فعالین سیاسی اصولگرا؛ در این میان موضع گیری دو نماینده رشت در مجلس که ازقضا یک نفرشان دایی مدیرمسئول است عجیب تر به نظر می آید. جعفرزاده که در گفت وگوهای مختلف خود را مدافع آزادی بیان و حامی نقد می خواند در همان ابتدای امر و شاید برای جمع کردن دامان خود از ماجرا خواستار «برخورد قضایی» با مسببان ماجرا شد.(اینجا بخوانید) جبار کوچکی نژاد دیگر نماینده رشت هم که زاویه فکری عمیقی با جعفرزاده دارد و از قضا ریاست فراکسیون مطبوعات مجلس را بر عهده داردمی گوید: از دیدن «گزارش» و نه مصاحبه  "از تالش تا داعش" دریکی از هفته نامه های گیلان بسیار متاسف شدم».(اینجا بخوانید) او که عضو کمیسیون «آموزش و تحقیقات» مجلس شورای اسلامی است بی توجه به محتوا به قضاوت نشسته و علی رغم آن که مصاحبه را گزارش دیده از ظن خودیار موضوع شده و بر این تصور مانده که حتما در متن گزارش مورد ادعایی به موضوع اهل سنت یا تشیع در تالش اشاره ای شده، درحالی که چنین نیست. در سودای تکرار ماجراهای سرزمین کهن و «عمو فیتیله ای ها» بولتن نویسان مخالف محمدپور و بعضی از کاربران تلگرام در تمام این مدت تنور این اختلاف را داغ کرده و تلاش داشتند در تالش جو  کاذبی مانند آنچه پس از پخش دقایقی کوتاه از سریال «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی در تلویزیون رخ داد را به وجود بیاورند. سریال فاخری که به زعم منتقدانش به ایل بختیاری توهین کرده بود درحالی که این موضوع هرگز موردپذیرش کارگردان و بسیاری از منتقدان بی طرف نبود. همچنین دورنمای جریان سازان ماجرای توهین به قوم تالش سودای تکرار ماجرایی بود که پس از پخش آیتم طنز «هتل فیتیله» در برنامه کودک «عمو فیتیله ای ها» به وقوع پیوست که  آن را توهین به قوم ترک می دانستند. اما گذشت زمان شرمندگی را برای مخالفانی برجای گذاشت که با صدای بلند از توهین به یک قوم سخن گفته بودند. اما واقعیت ماجرا این بود که موضوع مورداشاره هرگز به دغدغه اکثریت مردم تالش تبدیل نشد و تنها زحمت مخالفان این جریان زیاد شد که بیش از یک هفته تمرکز خود را به بازنشر و تولید مطالب پیرامون موضوعی اختصاص دادند که در حالت عادی ممکن بود خوانندگانش دورقمی هم نشوند. حتی اشاره های ناشیانه این افراد برای ایجاد حساسیت بین مردم مانند نوشتن کلمه «مقدس تالش» بر روی پرچم داعش و یا المان لباس تالشی و... هم نتوانست به کمک این افراد بیاید. توگویی ماهیت کلمات با نوشتن بر روی سطوح تغییر می کند. مگر بر روی همان پرچم اسامی جلاله مانند «لا اله الا الله، رسول، محمد» درج نشده است؟ از آن گذشته بر اساس کدام باور و برداشت یک قوم و یا نام یک قوم «مقدس» می شود؟ مگر می توان باور کرد که یک مخاطب به صرف دیدن یک کلمه در یک هفته نامه نوپا با تیراژ بسیار محدود نسبت به قومی که تاریخی به بلندای این سرزمین دارد بدبین شود؟ کدام منطق  می پذیرد که فردی با دیدن یک تیتر یادش برود که تالش هم متعلق به ایران است و سربازان و رزمندگان زیادی درراه دفاع از وطن داده است. درعین حال در تالش هم مانند هر جای ایران و جهان ممکن است افرادی برخلاف مشی عمومی مردمان منطقه تصمیم گیری و اقدام کنند. مگر اکثر سربازان داعش از اروپا به این گروه تروریستی نپیوسته اند؟ آیا اروپا و اروپاییان از چشم مردمان جهان افتاده اند؟ مخالفانی که چند روز است تلاش می کنند با فضاسازی افرادی را از کار بیکار کرده و نشریه ای را به محاق توقیف ببرند نگاهی به وضعیت زبان گفتاری در این منطقه داشته باشند که با وضعیت حاکم، در آینده ای نزدیک تعداد افرادی که به زبان تالشی در «تالش» سخن می گویند آنقدر کم شمار خواهد شد که نگرانی های جدی دغدغه مندان این عرصه مبنی بر نابودی یک زبان اصیل تعبیر می شود. منتقدان به آمار بیکاری در تالش نظری داشته باشند و طبیعت و تاریخ بی نظیراش را به خاطر بیاورند که می توانست بامدیریتی ابتدایی و برنامه ریزی میان مدت این منطقه را به توسعه یافته ترین شهر ایران تبدیل کند. اما هنوز بسیاری از روستانشینان و شهروندان این استان پهناور برای بدست آوردن امکانات اولیه در حال تلاش هستند. آوازه تالش نه با تیتر از «تالش تا داعش» که با چند صد کودک بازمانده از تحصیل در همین سال تحصیلی تازه آغازشده، خدشه دار می شود. آزردگی خاطر مردمان این جغرافیا نه به خاطر یک تیتر که به واسطه وجود روستاهای فاقد امکانات اولیه عمیق می شود که با یک بارش شدید باران روزها از تهیه مایجتاج زندگی محروم می شوند. مردمان این دیار به گورهای  باستانی می نگرند(اینجا بخوانید) که در دل خود تاریخی به بلندای چند هزار سال مدفون دارند اما اکنون بروی آن ویلاهایی بی تناسب با معماری منطقه سر برآورده است (اینجا بخوانید)تا درمجموع آنچه از این «بازی ها» نصیب مردم منطقه می شود «هیچ» باشد.
به اشتراک بگذارید:

نظرات شما:

حسین نعمت اللّهی(آستارایی) 3 آبان 1398 ساعت 06:08

درود
به طالش مربوط نمیشه یا به منطقه - یا به خانواده - پس گیلان هم زیر سئوال هست و مسئولین درجه اول استان و حتی کشور (هر جوری حساب کنید) - بیماری های روانی رو هم لحاظ کنید - شما میخوایین تفرقه بندازین خود شما بدترین تروریست هستین که در ص اول به قوم بزرگ تالش توهین کردین . تروریست یعنی چی از آب گل آلود ماهی گرفتن - شما هم یکی .
شما رو چه کسی استخدام کرده . امید وارم جوابمو بدین

نظر دهید - پسندیدم 0

نظر شما:

security code