[caption id="attachment_5894" align="alignnone" width="184"]سیاوش پورعلی * سیاوش پورعلی *[/caption] سپیدرود، داماش، ملوان، چوکا تیم هایی هستند که در سطح کشور از شهرت قابل توجه ای برخوردارند و حتی نوجوانان و جوانان هم با اسامی این تیم آشنا هستند ولی سرنوشت این تیم ها با دیگر مسایل استان گیلان گره خورده است، وضعیت این تیم ها را به عنوان مثال می توان ترجمه حال و روز استان دانست. چوکای تالش همانند وضعیت بحرانی کارخانه های استان بی کلام است وضعیت داماش و ملوان هم که هنوز مشخص نیست و در ابتدای فصل هنوز هیچ چراغی برایشان روشن نشده است و سپیدرود هم در حال تمرین است و منتظر آغاز فصل. تیم های نامبرده در طول سال های گذشته تنها از حمایت هواداران خود برخوردار بوده اند و هیچ وقت هیچ مسوولی بنا به موقعیت خود حمایتی از فوتبال استان نکرده است اگر آمدن به ورزشگاه آن هم در روزهای خوش را به نام حمایت نگذارند. معنای حمایت در روز های سخت به حقیقت نزدیک می شود نه روزهای خوش و جایگاه وی آی پی. استان گیلان با توجه به فوتبال خیز بودن اش همواره مورد توجه علاقه مندان به ورزش فوتبال قرار می گیرد، استانی که بدون حمایت حامیان مالی در کنار غول های اقتصادی کشور دو تیم را در لیگ برتر داشت و با دیگر رقیبان دست و پنجه نرم می کرد در این بین خیلی ها جای خالی دیگر تیم ها را حس می کردند، گیلان پتانسیل بالایی در فوتبال دارد ولی ما درگیر چه مشکلاتی هستیم؟ چرا استانی که همه تیم هایش دچار بحران های عظیم هستند و حتی لباس برای تمرین کردن ندارند از سوی فدراسیون به عنوان هیات برتر فوتبال شناخته می شود! چرا هیچ کس به یاد نمی آورد زمانی را که نمایندگان حال حاضر مجلس شورای اسلامی و شورای شهر قول می دادند که به وضعیت تیم ها رسیدگی کنند هیچ گاه گامی در این راستا بر نداشتند؟ چرا مدیرکل ورزش و جوانان استان به دنبال راهکاری برای برون رفت از وضعیت کنونی نمی گردد و تنها صورت مسله را پاک می کند؟ همه اینها انتقادهایی است که بر زبان مردم می چرخد و مدام بحث های تکراری می کنند و می گویند: با توجه به هوادارن بی شمار چرا هیچ کس به فکر سروسامان دادن به وضعیت نیست، اداره کل با رییس هیات درگیر است نمایندگان هم با قول های سر خرمن به هواداران در این بین تیم های سالخورده و جوانی هستند که در صحنه رقابت فوتبال کشور همچنان در کما به سر می برند، موضوع کوچکی نیست، این وضعیت موجود باعث سرخوردگی های اجتماعی می شود و ادغام آن با سایر مشکلات روزمره نتیجه ای جز بیماری های روحی و روانی ندارد و جوانانی که با خشم شروع به شکستن صندلی های ورزشگاه می کنند و یا در پایان فصل به کادرفنی و مسوولین انتقاد می کنند که بعضا به درگیری های فیزیکی هم کشیده می شود نتیجه همین بی اعتنایی مسوولین نسبت علاقه مردم است، چرا در روزهای آغاز فصل مسوولین به ورزشگاه می آیند و برای نشان دادن مردمی بودن خود به میان مردم آمده و روی سکوها می نشینند ولی در پایان فصل کسی آنها را نمی بیند؟ چرا مدیرکل محترم که متولی ورزش استان است در بازی های آخر فصل گذشته سپیدرود در بین هواداران نیامد تا صدای انتقاد مردم فوتبال دوست را بشنود آیا تنها برای شکاف بین هوادارن داماش و سپیدرود به ورزشگاه می آمد که آنها مدعی شوند مدیرکل می خواهد که سپیدرود بالا بیاید و تا داماش فراموش شود! آن دسته از دوستان که چنین تعبیری می کردند اکنون به قضاوت بنشینند که مدیرکل برای سپیدرود و سایر تیم ها چه حرکتی انجام داده است؟ کدام مسوول استانی چنین عملی را انجام داده است؟ اگر نمی توانند کاری انجام دهند در یک حرکت حرفه ای بگویند "رسیدگی به وضعیت کنونی تیم های استان که دهه ها ادامه دارد از توان ما خارج است"و دیگر شعار کمک به فوتبال را ندهند. روزهای سخت همچنان ادامه دارد و با شرایط کنونی بعید است معجزه ای رخ دهد، شاید نسل های بعد به نوعی ما را مقصر چنین شرایط بدانند و از روزهایی صحبت کنند که تیم های نام داری در استان وجود داشت و با بی توجهی ساکنین از بین رفتند ولی کدام ساکنین؟ بی شک افرادی که برای بهبود وضعیت کنونی تلاش می کنند از انتقادها جان به در می برند ولی اسامی مدیران و مسوولین همیشه بر خاطرات و کاغذهای تاریخ می ماند، کم کاری و عدم جواب گویی به مردم در این زمینه مورد برسی قرار می گیرد. *روزنامه نگار گیل نگاه: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.  
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code