امان الله لاهیجی بسیاری عقیده دارند، برای در اختیار قرار دادن هر ابزار و وسیله ای در هر جامعه، ابتدا لازم است زمانی کافی را صرف فرهنگسازی و آموزش نحوه صحیح استفاده از آن کرد. اهمیت این امر را نیز تا آنجا می دانند که اگر نتوان راه و رسم استفاده صحیح از ابزار را آموزش داد، همان بهتر که افراد با همان مشقت و سختی، از روشهای قدیمی استفاده کنند و با ابزار جدید، سلامت و امنیت خود و دیگران را به خطر نیندازند. چه بسا ابزارهای جدید، امکانات جدیدی را برای اعمال خلاف قانون و عرف فراهم آورد که باعث ایراد ضررهای بیشتر و بزرگتری شود. نمونه ها هم در این زمینه فراوان است. جایگزین شدن قتل با اسلحه به جای خنجر و شمشیر و پدید آمدن کلاهبرداری های اینترنتی به جای کیف قاپی و جیب بری از واضح ترین مثالهایی ست که وجوب دور ماندن ایزار مدرن از دسترس نااهلان را پدیدار می کند.   چو دزدی با چراغ آید/ گزیده تر برد کالا سالهای زیادی نیست که استفاده از اینترنت در ایران همه گیر شده و افراد عادی هم با صرف هزینه ای اندک، می توانند سایتهایی راه اندازی کنند و در خور دانسته هایشان به آن ها اطلاعاتی را اضافه کنند. اما همان عدم فرهنگسازی و آموزش لازم و همچنین عدم وجود نظارت کافی بر تولید کنندگان محتوا، باعث شده است که نوع مطالب منتشر شده توسط کاربران ایرانی آمار تاسف باری را نشان دهد. تاجایی که حتی نقل نوع کلمات و عبارات جستجو شده در اینترنت نیز در بسیاری اوقات شرم آور است. بنا بر آمار منتشر شده، سالانه حدود ۶ میلیون پرونده قضایی در کشور تشکیل می شود، یعنی تقریبا برای هر ۱۳ نفر یک مورد شکایتی اتفاق می افتد. حال فرض کنید مردم همین جامعه بخواهند وارد فعالیت های سایبری بشوند. اینجاست که برای مثال در همین استان خودمان نتیجه می گیریم از بین حدود ۵۰ پایگاه خبری استان گیلان ۴ تای آن ها (بنابر محاسبات آماری) به دنبال جرایم سایبری مثل اخاذی و هتک حیثیت افراد خواهند رفت. احتمالا برخی از شاکیان گذشت می کنند و برخی دیگر برای ثبت شکایت راهی دادگاه می شوند. از هر طرف هم که نگاه کنیم، طبیعی است که بین ۵۰ پایگاه خبری، ۴تای آن ها هم مشغول باج گیری و تشویش اذهان عمومی باشند و از همین راه نان بخورند. تا اینجای قضیه یک امر بدیهی و طبیعی است. یعنی اگر از هر خواننده و مخاطب پایگاههای خبری که سوال شود، می توان نام چند سایت و شبه خبرگزاری خاص را در ردیف «پرتی ها» و «ضایعات» کارهای خبری و اطلاع رسانی شنید. اما قبح قضیه زمانی آشکار می شود که برخی بخواهند سهمیه خود را در لیست «بد ها» با اعمال منافی عفت و غیراخلاقی حفظ کنند. تهمت، دروغ پراکنی و ایجاد و دامن زدن به شایعات زرد که نتیجه ای جز ایجاد بی اعتمادی و بی اطمینانی به دستگاههای خدمتگزار ندارد. امری که در فرمایشات مقام معظم رهبری نیز بشدت نکوهیده شده است. اما مروری بر وقایع چند سال اخیر و نگاهی به سرنوشت پیشینیان نشان می دهد که این آسیاب بدجوری به نوبت است. مقام معظم رهبری: «گاهى چیزهائى را مى آورند که معلوم نیست حدِّ غیبت بر او صادق باشد؛ شاید مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غیر علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نمی شود این را گفت که اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراین اینجایز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است که [در کتب فقهی] ذکر شده است. منتها باید این موارد صدق کند، احراز بشود. این خیلی مهم است. واقعاً یکى از چیزهائى که ما همه مان [باید توجه کنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم اینکه حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به دهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه ى این ها می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code