[caption id="attachment_9633" align="alignnone" width="154"]میر سعید صفوی* میر سعید صفوی*[/caption] توسعه و کارآفرینی، دو مقوله ای که لازم و ملزوم پیشرفت جوامع انسانی اند. توسعه یافتگی پایدار براساس مبانی علمی بر چهار پایه اصولی استوار است. اول،اصل بهره برداری پایدار از منابع دوم،اصل تامل و یکپارچگی نیازهای توسعه ای سوم،اصل مساوات در بهره برداری از منابع چهارم،اصل عدالت در بهره برداری از منابع با عنایت به مولفه های اشاره شده، بنظر می رسد نظم نوینی در قالب قوانین و ضوابط می بایست در ابتدا تعریف و سپس تصویب شده تا اصول حاکم بر توسعه پایدار یک جامعه انسانی را مهیا نماید. بعبارتی تنظیم مقررات موضوعه در چهارچوب های تعریف شده ای نظیر کسب و کار، تولید، کارآفرینی و غیره، شاخص های معینی جهت تحقق اصول پایه ای توسعه یافتگی هستند. البته درنظر داشتن شرایط محیطی جوامع از منظر روستایی و یا شهری، اهمیت بسزایی در تنظیم ضوابط اشاره شده و صدالبته، نظارت بر حسن اجرای این مقررات دارد. با نگاه به جامعه امروز ایران از ابتدای انقلاب اسلامی تا زمان فعلی، پدیده شهرنشینی و به بیان ساده تر، مهاجرت از روستا به شهر، رشد فزاینده ای داشته و بااستناد به اطلاعات و آمار منتشر شده رسمی، ترکیب جمعیت روستایی به شهری سال ۱۳۵۷با نسبت ۷۰ به ۳۰ درصد، در شرایط کنونی تغییر کرده برعکس شده است. این رویداد نشاندهنده کم توجهی و شاید هم بی توجهی به مقوله توسعه روستایی پایدار در طی سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. براستی که چرا به چنین مقوله مهمی توجه لازم نشده است؟ البته سعی نگارنده، بیان چرایی علل و عوامل چنین غفلتی نبوده و غرض از یادداشت حاضر، شناخت عوامل توسعه یافتگی روستایی است. بنظر می رسد، مهم ترین دلیل عدم توسعه روستایی را می بایست در شاخص کارآفرینی و بعبارتی، اشتغال روستایی جستجو کرد. صدالبته عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز ممکن است بر این مقوله اثرگذار بوده و حتی، اثر مستقیم برخود شاخص کارآفرینی به عنوان یک پارام تر اقتصادی باشند. کارآفرینی با ایجاد فرصت های شغلی، تولید ثروت و رونق اقتصادی پیش زمینه اساسی و محوری جهت ارتقای سطح توسعه یافتگی جامعه است. بی گمان رشد مطلوب یک جامعه روستایی و کلیه مراتب و مراحل آن مستلزم بکارگیری کلیه امکانات و عوامل ملی و منطقه ای است. ازاین رو، کارآفرینی روستایی به عنوان یک راهبرد اساسی برای توسعه جامعه روستایی خواهد بود. مهم ترین وجه تمایز کارآفرینی در جوامع روستایی نسبت به جوامع شهری، در بسترهای لازم جهت رشد کارآفرینی است، بعبارتی بسیاری از شرایط و بسترهای اولیه به منظور گسترش اشتغال و کارآفرینی در خود جوامع روستایی وجود داشته و فقط می بایست به درستی مورد شناسایی و بهره برداری قرار گیرند. مهم ترین مولفه از بسترهای متقدم در رشد کارآفرینی روستایی، تکیه بر منابع بومی و بتبع آن، تولید محصولات بومی و سنتی مناطق روستایی است که حتی این روز ها، چنین محصولاتی به عنوان محصولات تزیینی و لوکس، مورد استقبال نسبتا گسترده جوامع ساکن در شهرهای بظاهر مدرن شده امروزی قرار گفته اند. پارام تر اساسی دوم، وجود عوامل انسانی نسبتا مطلوب در جوامع روستایی بوده که با توجه به فراگیری آموزش های لازم مولفه های اقتصاد روستایی از دوران کودکی، فقط می بایست به مهارت افزایی آن ها اهتمام ورزید. عامل قابل اشاره دیگر اینکه، ذات زندگی جوامع روستایی، خودبخود منجر به تبلور بهره وری نسبتا مناسب (حداقل بالا تر از جوامع شهری که متکی بیشتر به بخش خدمات از حوزه اقتصاد بوده و بتبع، نظام بهره وری پایین تری دارد) خواهد بود. باعنایت به استراتژی کلان کشور مبنی بر رشد اقتصادی متکی به ظرفیت های داخلی و با توجه به عوامل برشمرده فوق، بنظر می رسد، تدوین یک برنامه جامع به منظور توسعه یافتگی مناطق روستایی با تکیه بر مقوله کارآفرینی در روستا ها، می بایست سرلوحه تصمیم سازان، تصمیم گیران و دست اندرکاران کشور قرار گیرد. صدالبته سعی نگارنده براین نیست که بیان نماید، جوامع روستایی فقط متکی به بخش کشاورزی بوده و بی بهره از توسعه یافتگی بخش صنعت و حتی خدمات باشند. بلکه، وجود بسترهای اقتصاد روستایی در جوامع روستایی، به عنوان عامل لازم، به همراه یک برنامه ریزی اصولی، به عنوان عامل کافی، می تواند توسعه یافتگی چنین جوامعی را تضمبن نموده و پدیده بسیار ناخوشایند اجتماعی امروز جامعه ایران، مبنی بر مهاجرت از روستا به شهر را کم کرده و حتی، در یک بازه زمانی میان مدت و درازمدت معکوس نماید. *هیات علمی دانشگاه و مشاور در صنایع نفت، گاز و انرژی

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code